مطالعه تکنیکهای طنز در ادبیات داستانی نوجوان دهه‌ی هشتاد

قسمتی از متن پایان نامه :

 

ماجراهای سلطان و آقا کوچول

اختصار‌ی داستان

این کتاب، سفرنامه‌ای می باشد که از زبان یکی از شاهان قاجار روایت می گردد. نویسنده با روایت داستان از زبان خود شاه و بهره گیری از فضای تاریخی دوره قاجار، انتقادهای خود را از ناهنجاری‌های سیاسی-اجتماعی زمان به صورت کنایی و غیرمستقیم اظهار کرده می باشد. همراهی شخصیت کم سن و سال« آقا کوچول» با پادشاه در همه‌ی جایگاه‌ها و اقدام کردن پادشاه به راه حل‌های او در مواقع ضروری، نشان‌دهنده‌ی بی‌کفایتی پادشاه در اداره‌ی امور کشور می باشد. راه‌نمایی‌های پیشنهادی آقا کوچول و عملکرد بی‌درنگ پادشاه، باعث ایجاد جایگاه‌های طنز فراوان در این داستان شده می باشد.

تکنیک‌ها

کنایه: این تکنیک بیشتر در مواردی به کار رفته که آقاکوچول، به دلیل ترس از پادشاه، با کنایه و به گونه غیرمستقیم بی‌کفایتی و عیوب او را گوشزد می کند:

    آقاکوچول عرض نمود:« بهتر نیست حمام بماند برای بعد؟…الان وقت مناسببی نیست».

   فرمودیم:« برای شاه قاجار، همیشه وقت حمام می باشد. ما نصف عمر مبارکمان را لای لنگ

 سپری کرده‌ایم».

پدرسوخته‌ی نیم‌وجبی، جسارت نمود و عرض نمود:« نصف دیگرش را هم در جایی تشریف‌فرما شده‌اید که کسی افتخار همراهی ندارد!»(ص6)

در بعضی موارد  شاه در گفتگو با اطرافیان، از کنایه‌ای که همراه با تحقیر و کوچک‌کردن می باشد، بهره گیری می کند:

بدبختی دیگر این بود که چانه‌ی قلنبه‌اف، گرم شده بود. به هر قسمت که می‌رسیدیم شروع می‌نمود به روده‌درازی…اختصار توضیحات مفصلی می‌داد که طاقت شنیدن نداشتیم. از طرفی دهانش هم بوی بسیار بدی می‌داد. گویا مقدار زیادی سیر را به همراه روغن کرچک و هر چیز بوگندوی دیگر، کوفت کرده بود… فرمودیم:« شما تازگی‌ها دندان‌هایتان را کشیده‌اید؟» این‌جوری فرمودیم تا شاید یارو متوجه قضیه بشود و کله‌اش را بگیرد آن طرف. اما مردکه برگشت جواب داد:« خیر قربان، دندان نکشیده‌ام. فقط برای محکم شدن یکی از دندان‌هایم، آن را با پل به دندان کناری‌اش وصل کرده‌اند». این را که  گفت، بلافاصله فرمودیم:« در تهران گاهی ولگردها می‌طریقه زیر پل‌ها قضای حاجت می‌کنند. در این‌جا شما چنین وضعی ندارید؟» یارو یک‌خرده از فرمایش ما جا خورد؛ اما انگار باز هم مقصود ملوکانه را نفهمید.( ص75-76)

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

طنز جایگاه: بایستی گفت بیشترین بار طنز در داستان‌های کتاب، در جایگاه‌ها و حوادث ایجاد شده به وسیله‌ی شخصیت‌های شاه و آقاکوچول می باشد. تبعیت شاه از پیشنهادهای آقاکوچول

… بعد از صدور این فرمان، آروغ شاهانه‌ای زده، یک دانه برگه هلو گذاشتیم گوشه‌ی لپمان. می‌خواستیم آن‌جا بماند و خیس بخورد تا بعد از خواب نوش جان کنیم. ناگهان آقاکوچول فریاد زد:« یک گاو دیگر…» آن‌چنان خوف کردیم  و هراسان شدیم که برگه‌ی هلو از دهانمان بیرون جهید و به سقف کالسکه چسبید… مدتی طی مسافت کردیم و آقاکوچول ساکت بود. کم‌کم حوصله‌مان سر رفت. آمدیم برگه‌ی هلو را از سقف جدا بکنیم و توی دهان مبارک بگذاریم تا باعث سرگرمی و شیرین‌کامی گردد. به سختی به سقف چسبیده بود و جدا نمی‌گردید. بی‌گمان علتش آب دهان شخص شاه بود که نظیر ندارد. اختصار زور فراوان زدیم. برگه‌ی هلو همراه با روکش مخمل از سقف جدا گردید و روکش سقف جر خورد.

آقاکوچول عرض نمود:« چی بود؟!»

فرمودیم:« شخص شاه مرتکب گندکاری گردید. الان می باشد که کالسکه‌چی از ما خسارت بخواهد و آبرویمان را بر باد بدهد».

عرض نمود:«روکش مخمل را با تکه‌های برگه هلو می‌چسبانیم سر جایش. بعد تنبان مبارک شاه را جر می‌دهیم و می‌گوییم صدای این بود».

فرمودیم:« پاداش تو هم پیش ما محفوظ می باشد».

عرض نمود:« بقیه‌ی برگه‎‌ها را به عنوان پاداش از شما می‌گیرم».

الغرض، روکش مخمل را با تکه‌های کوچک برگه هلو چسباندیم و درست مثل اولش گردید. بعد تنبان خود را با غم و غصه‌ی فراوان جر دادیم.(ص38-39)

با در نظر داشتن این‌که در بعضی داستان‌ها محور اصلی طنز بر جایگاه استوار می باشد، شیوه‌ها و روش‌های دیگر  به ایجاد این جایگاه طنزآمیز کمک می‌کنند:

 بندبازها از این طرف سالن به آن طرف می‌پریدند. گاهی آن‌قدر پایین می‌آمدند که موقع عبور، صدای جیغ زنان بلند می‌گردید. وقتی یکی از بندبازها به سرعت از بالای سرمان می‌گذشت، دستمالی در جیب پیش سینه‌مان گذاشت که سرخ رنگ و برق‌برقی داشت. معطل نکرده فین جانداری در دستمال کردیم و دوباره در جیبمان گذاشتیم. ناگهان همان بندباز که سر و ته آویزان بود، به طرفمان شیرجه زد تا باز مثل فشفشه از بالای سر مبارک بگذرد. هوس کردیم مرحمتی فرموده چیزی به آن بندباز آویزان ببخشیم. پس کشک را از دهان مبارک درآورده وقتی بندباز بالای سرمان رسید، فوراً آن را داخل جیبش فرو کردیم. اما از بخت بد دستمان توی جیب یارو گیر نمود و به همراه او به حرکت افتادیم. قلم توانایی اظهار مصیبت وارده را ندارد. ما به همراه آن میمون آویزان، از ردیف اول تا ردیف صد کشیده شدیم و تمام صندلی‌ها را از جا کندیم. صدای جیغ و داد جماعت بلند شده بود. بعد هم روی هوا بلند شدیم و به طرف بالکن طبقه‌ی چهارم شیرجه رفتیم. در طبقه‌ی چهارم، بندباز از ما جدا گردید و به طرف صحنه برگشت. کت از تن یارو درآمد؛ اما دست ما به همراه کشک هنوز توی جیب کتش بود. فرمودیم:« جای شکرش باقی می باشد که کشک را از دست ندادیم. مردکه‌ی بی‌حیا لیاقتش را نداشت».( ص87-88)

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

1- تکنیک‌های طنز و مطایبه به صورت تحلیلی مورد ارزیابی قرار بگیرند و پرکاربردترین آن‌ها معرفی شوند.

2-آثار مطالعه شده از نظر كاربرد تكنيك‌هاي طنز با یکدیگر مقایسه شوند و بهترین نمونه‌ها مشخص گردند.

3-سیر طنزپردازی آثار داستانی نوجوان دهه‌ی هشتاد و دگرگونی‌هایی که در این آثار رخ داده، مطالعه شوند.

4-آثار از نظر موضوعي نيز مورد تحليل و ارزيابي قرار بگيرند.

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

پایان نامه مطالعه تکنیکهای طنز در ادبیات داستانی نوجوان دهه‌ی هشتاد

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه تکنیکهای طنز در ادبیات داستانی نوجوان دهه‌ی هشتاد

از لینک پایین صفحه ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید: