عنوان کامل پایان نامه :

مطالعه تکنیکهای طنز در ادبیات داستانی نوجوان دهه‌ی هشتاد

قسمتی از متن پایان نامه :

 

سه‌سوت جادویی

اختصار‌ی داستان

داستان، ماجرای دختری نوجوان به نام مینا می باشد که پدر و مادرش از همدیگر جدا شده‌اند و هرکدام تصمیم دارند دوباره ازدواج کنند. مینا که به‌علت جدایی پدر و مادر بسیار آسیب‌پذیر و افسرده شده، با جنی به نام تاتا ارتباطی جادویی مستقر می کند. تاتا به او یاد می‌دهد که چگونه دربرابر سختی‌ها مقاوم گردد و هرگاه دچار مشکلی گردید او را با سه‌سوت جادویی صدا کند. از همین‌جاست که روحیه‌ی مینا عوض می گردد و از غم و افسردگی حاصل از طلاق والدین رهایی می‌یابد و با ازدواج هردوشان کنار می‌آید. در نهایت همه‌ی اطرافیان مینا حتی تاتا ازدواج می‌کنند و مینا می‌آموزد که زندگی سرشار از سوءتفاهم‌هایی می باشد که رفع آن‌ها زندگی را شیرین می کند.

تکنیک‌ها

کنایه: از آن‌جاکه مینا به‌عنوان قهرمان داستان و نوجوانی که بسیاری پرسش‌ها در ذهن او شکل می‌گیرد روایت‌گری داستان را به‌عهده دارد، بیشتر کنایه‌های تاحدودی منطقی از زبان او اظهار می گردد، برای نمونه آ‌ن‌جاکه تاتا به مینا می‌گوید برای سفر به خارج می‌رود و مینا با خودش حرف می‌زند، ‌در انتقاد به کسانی‌که با سفری خارجی اصالتشان را از دست می‌دهند می‌گوید:

جایت حسابی خالی می باشد، هرچند که وقتی از خارج برمی‌گردی معلوم نیست همان جلبکی اصیل باقی مانده باشی و لهجه‌ات عوض نشده باشد و از خاک و خل انباری پیف‌پیف نکنی… (ص90)

در جای دیگری ، در کنایه‌ای به بعضی رسم و رسومات عروسی در مقاله‌ی پدر مینا در روزنامه چنین آمده می باشد:

… شنیدن حرف‌های صد من‌ یه غاز این جور مجالس چه می گردد؟ چقدر می‌توان زیر نگاه‌های خانوادۀ عروس مقاومت نمود که شما را به‌گونه‌ای نگاه می‌کنند که قدیمی‌ها می‌گفتند: نگاه عاقل اندر سفیه! تازه نگاهتان به نگاهشان که گره می‌خورد بخلاف چیزهایی که توی ذهنشان می باشد،‌ می‌گویند امسال هم از باران و برف خبری نیست.

می‌خواهی بگویی اما هوا دارد سرد می گردد و احتمال این چیزها هست که ناگهان می‌پرسند درآمدتان چقدر می باشد؟ با چه کسانی رفت‌و‌آمد می‌کنید؟ و خجالت‌آور اینکه می‌گویند اگر معتاد هستید خودتان برایمان بگویید تا ما توی در و محل برای پژوهش نیاییم… (ص66)

طنز جایگاه: داستان سرشار از جایگاه‌هایی جذاب می باشد که تصور آن‌ها باعث شگفتی مخاطب و خنده‌ی او می گردد. ایجاد فضاهای به‌هم‌پیوسته با بهره گیری از طنز جایگاه به گیرایی داستان می‌افزاید. می‌توان گفت داستان به‌وسیله‌ی شبکه‌ای از جایگاه‌های طنز به هم پیوند خورده می باشد و ظرفیت ماجرا را برای افزودن دیگر تکنیک‌های طنز افزایش می‌دهد. علاوه‌براین خیال‌پردازی شخصیت اصلی ماجرا یعنی مینا، به ایجاد این‌گونه فضاهای خیالی کمک می کند. این نحوه‌ی توصیف، حتی در خواب‌های مینا به‌چشم می‌خورد:

قصری بود که ابرها مثل پشمک به ایوان‌های بلندش چشبیده بودند. سور و سات و بشکن‌بشکنی بود، محشر خر. عروس خانم دسته‌گلی اندازه‌ی گل‌های چهار‌پنج باغچه توی دستش بود. هرچه به بالا نگاه می‌کردم صورتش را نمی دیدم. سرش زیر ایوان و توی ابرها گم شده بود… دست یکی را هم محکم گرفته بود تا در نرود. یک داماد نامرئی. داشتم با خودم می‌گفتم: چه عروس در پیتی! کو فامیل داماد؟ کو فامیل عرو… که یک‌دفعه با لگد عروس خانم رفتم تو هوا. جای شما خالی. خانه‌ها اندازۀ پوست گردو. بلانسبت شما مردم قد نخود. داشتم کیف می‌کردم که مثل تام و جری رفتم توی هوا تمام گردید و بوووووم. کاش تو دریا افتاده بودم یا لااقل خوراک کوسه‌ها و ماهی‌های گرسنه می‌شدم. بووووم افتادم تو صحرایی از عروس به‌اضافۀ دامادهای نامرئی. مرا شوت می‌کردند و به همدیگر پاس می‌دادند. روپایی، برگردان و شوت از راه دور. وقتی حسابی گرد و قلمبه شدم با این آخری رفتم توی هوا و بووم افتادم توی حیاط خانۀ خودمان. داشتم قل آخری را می‌خوردم که او را دیدم. از توی سوراخ انباری خنده‌ریسه رفته بود. داد زدم: لعنت به تو تاتا، ‌لعنت! گفت: سوت بزن و انگشت‌های کوچولو و بامزه‌اش را نشانم داد؛ سه تا. (ص17تا18)

در جای دیگری از داستان، مینا در واکنش‌ به یکی از نامه‌هایی که از طرف زنان آماده‌ی ازدواج برای پدرش فرستاده شده، این‌چنین خیال می کند:

دمپایی پاره‌ای پوشیده‌ام که هرچه یواش راه می‌روم باز هم لخ‌لخ می کند. زن‌بابا گفته می باشد دمپایی سیندرلاست. برو پیش آقا دیوه شاید بتوانی طلا‌ملایی چیزی کش بروی؛ اختصار همین یادم مانده که نباید دست‌خالی برگردم. دیوه خیلی لاغر و مردنی ‌می باشد می‌گویم آمده‌ام شپش‌هایت را بکشم، لباس‌هایت را تمیز کنم و از این چرت و پرت‌ها. می‌گوید اگر آمده‌ای ماه پیشانی بشوی کور خوانده‌ای. تاتا جلبکی می‌گوید: دمپایی سیندرلا را از کجا کش رفته‌ای؟ می‌گویم: بیخیال تا از گشنگی نمرده‌ایم برویم توی عروسی پسر پادشاه پلو سیری بخوریم. بابا کنار عروس نشسته می باشد و مادربزرگ و خاله‌نگین این طرف و آن‌طرف آن‌ها. تا عروس مرا می‌بیند، مثل شاهین پرواز می کند و مرا توی چنگش می‌گیرد. می‌گوید: ای مادرشوهر و داماد و ای خاله‌نگین چندبار به شما گفتم که این دختر بی‌خود و بی‌جهت می کند خیال؟ آن‌هم نمونۀ سنگین در ارتباط با مادرشوهر و من و داماد و این خاله‌نگین. (ص104تا105)

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

1- تکنیک‌های طنز و مطایبه به صورت تحلیلی مورد ارزیابی قرار بگیرند و پرکاربردترین آن‌ها معرفی شوند.

2-آثار مطالعه شده از نظر كاربرد تكنيك‌هاي طنز با یکدیگر مقایسه شوند و بهترین نمونه‌ها مشخص گردند.

3-سیر طنزپردازی آثار داستانی نوجوان دهه‌ی هشتاد و دگرگونی‌هایی که در این آثار رخ داده، مطالعه شوند.

4-آثار از نظر موضوعي نيز مورد تحليل و ارزيابي قرار بگيرند.

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

پایان نامه مطالعه تکنیکهای طنز در ادبیات داستانی نوجوان دهه‌ی هشتاد

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه تکنیکهای طنز در ادبیات داستانی نوجوان دهه‌ی هشتاد