عنوان کامل پایان نامه :

مطالعه روایات مجعول و اسرائیلیات در آثار عطّار نیشابوری

قسمتی از متن پایان نامه :

 

ترديدي نيست که هيچ داستاني براي محقّقان در تاريخ و بشر‌شناسي به اندازه‌ي داستان آغاز آفرينش و اولين آفريده، جذابيت نداشته می باشد. علّت اصلي آن می باشد که بشر به گونه طبيعي موجودي جستجوگر می باشد و گرايش به رشد و کمال و جاوداني دارد. جستجوگري بشر با سؤال‌هاي ذيل مشخص مي‌‌گردد: من که هستم؟ از کجا آمده‌ام؟ آفرينش من چگونه و بر چه اساسي صورت گرفته می باشد؟ رسالت و هدف و مأموريت من در اين عرصه‌‌ي هستي چيست؟ و سرانجام به کجا خواهم رفت و…

يکي از بديهي‌‌ترين سؤال‌‌هاي بشر، چگونگي آفرينش بشر و آغاز و انجام اين”موجود ناشناخته” می باشد.

قضيه‌‌ي اولين بشر و اولين آفريده، از گسترده‌‌ترين موضوعات فرهنگ و ادبيات و تاريخ اغلب ملل بوده و هست.

به تحقيق اين موضوع در افسانه‌‌هاي يوناني، سومريان و بابليان، حکماي بابل، اساطير ايراني، تورات، انجيل و بالأخره قرآن کريم، به صورت‌‌هاي مختلف امّا با خاستگاه مشترک آمده می باشد. حال براي آنکه کيفيت راه يابي اضافات و شاخ و برگ‌‌هاي زايد پيرامون حقيقت قرآني را مشخص کنيم به ترتيب آغاز اختصار‌‌ي داستان را از زبان قرآن بازخواني مي‌‌کنيم سپس نقل تورات (سفر تکوين) و بعد بخشي از انجيل برنابا و يکي از تفسيرهاي مستقل و مؤثر در ادب فارسي را بازگويي مي‌‌کنيم آن گاه به نقد و تحليل و بازتاب آن در آثار عطّار مي‌‌پردازيم:

 

ـ داستان آدم(ع) در قرآن

داستان آفرينش آدم با مباحثه‌‌ي ميان پروردگار و فرشتگان آغاز مي‌‌گردد. خداوند متعال به فرشتگان اعلام مي‌‌کند که مي‌‌خواهد جانشيني را براي خود ـ که آدم و فرزندان او هستند ـ در زمين به وجود آورد و صاحبان قدرت و اختيار در زمين گرداند.[1]

اين موضوع با اعتراض فرشتگان همراه بود زیرا خود را براي جانشيني برتر مي‌‌دانستند و خداوند يادآوري نمود که چيزي مي‌‌داند که فرشتگان آن حکمت را نمي‌‌دانند.[2]

آن گاه خداوند آدم را آفريد و اسامي و حکمت اشياء را بدو آموخت و به فرشتگان ثابت نمود که آدم بر ملائک برتري دارد.[3] خداوند بشر را از گِل خشکيده، با خلق نمود و پس از تغييراتي و آرايش در آن، از روح خود در آن دميد و سپس به شکل انساني با جنبش و حرکت، او را آفريد و جهت تکریم و تکريم بيشتر به ملائکه دستور سجده‌‌ي تکریم (نه سجده‌‌ي بندگي) براي او داد.

در خلال دستور الهي همه‌‌ي فرشتگان به آدم سجده بردند به غير از ابليس، که از جنيان بود و از جنس آتش و خود را به خاطر تکبّر و غرور بر آدم برتري داد و تنها دليل اصلي تکبّر و خودخواهي او بود و به اين ترتيب خداوند بر او لعنت نمود و از درگاه ايزدي رانده گردید[4] و گفتگوي خدا و شيطان با حکمتي متعالي در آيات متعدد ذکر گردیده می باشد. ابليس از خداوند مهلت خواسته تا بندگان خدا را گمراه سازد و از هر نقطه‌ي غفلت و سرخوردگي آنان براي انحرافات و مسير گمراهي بهره گیری کند امّا خداوند به اين تهديد او براي بندگان مخلص و شايسته‌‌ي خود اهميت نداد و به شيطان ـ بنا بر حکمت خويش ـ مهلت داده می باشد که تا روز قيامت زند بماند و وسيله‌‌ي آزمون بندگان خدا باشد.[5] و خداوند به ما يادآوري مي‌کند که به شيطان خطاب نمود: جهنّم را از تو و پيروان تو، پر مي‌کنم.

 

ـ آفريده شدن حوّا در قرآن

خداي متعال حوّا را براي آرامش آدم آفريد تا با مودّت و محبّت زندگي کنند و از کيفيت آفرينش حوّا خبري نداده[6] و اينجاست که پاي اسرائيليات به تفسيرها به راحتي کشانده شده می باشد. خدا به آدم و حوّا اجازه داد در بهشت ـ بهشتي که از کيفيت و مکان آن در قرآن خبري نيست ـ با هم زندگي کنند و از همه‌‌ي ميوه‌‌ها و نعمت‌‌ها بهره گیری کنند؛ غیر از ميوه‌‌ي يک درخت (درخت ممنوعه) تا مانند فرشته نباشند و براي آزمايش آن دو، به شيطان اجازه داد تا به وسوسه‌‌ي آن‌‌ها بپردازد و شيطان به شيوه‌‌هاي مکاري و حيله‌‌گري خويش، آن ميوه‌‌ي ممنوعه را در پيش چشم آنان بياراست تا به راحتي مسير انحراف هموار گردد.

آدم و حوّا فراموش کردند که شيطان دشمن آنان می باشد و در مرحله‌‌ي آزمايش هستند. از ميوه‌‌ي ممنوعه خوردند و شرمگاه‌‌هايشان نمايان گرديد. از شدت شرم با برگ‌‌هاي درختان عورت‌‌هايشان را پوشاندند و در آن لحظه به عظمت پروردگار بيشتر پي بردند و شروع به تضرّع و زاري و اظهار پشيماني کردند.[7]

خداوند بزرگ‌‌ترين هديه را به آدم و حوّا داد و آن آموختن کلماتي براي توبه بود.[8] سپس آن دو را از آن بهشت به سوي زمين فرود آورد تا به آباداني آن بپردازند و به آن‌ها خبر داد که بين فرزندان شما، دشمني به وجود مي‌‌آيد و در روي زمين هر کس به فرمان خدا اقدام کند بدبخت نخواهد گردید.[9] براساس مفاد آيات مذکور اين بهشت هم جدا از بهشت برين الهي بوده و در زمين قرار داشته می باشد.

 

ـ داستان آدم به روايت کتاب‌هاي مقدّس

«کتاب مقدّس»، اصلي‌‌ترين مآخذي می باشد که مورد رجوع مذاهب سه‌‌گانه‌‌ي مسيحيت و ديگر فِرَق وابسته به هر يک از اين مذاهب مي‌‌باشد. اين کتاب به اعتقاد مسيحيان طي هزاران سال به دست پيامبران و مردان مقدّسي که هدايت شدگان از جانب روح القدس و ملهم به الهام الهي بوده نگاشته شده می باشد و به دو بخش عهد قديم يا عتيق و عهد جديد تقسيم مي‌‌گردد. عهد قديم علاوه بر اسفار خمسه، داراي 34 کتاب و عهد جديد به غیر از اناجيل چهارگانه شامل 23 رساله مي‌‌باشد.[10]

بحث پيرامون آفرينش آدم(ع) در عهد قديم به تفصيل آمده و شکي نيست که دانشمندان يهودي مسلمان شده در دوره‌‌ي اسلامي با اطلاع کامل از آن، در نشر مطالب آن قصّه، در ميان مسلمانان کم‌سواد بسيار مؤثر بوده‌‌اند و در «تلمود» هم بحث‌‌هاي بريده‌‌اي هست. براي اين تحقيق لازم می باشد که آغاز به روايت تورات و سپس روايت انجيل تصریح گردد تا در تمايز و بررسي و تحليل، بهتر داوري گردد.

[1] داستان پیامبران در قرآن، ص 55

[2] بقره/ 30

[3] بقره/ 33-31

[4] الحجر:29-28 و ص/78-73

[5] اعراف/18-13 و اسراء65/-61

[6] يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا(النساء/1)

[7] وَيَا آَدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ (19) فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِنْ سَوْآَتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ (20) وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ (21)فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآَتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُلْ لَكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُبِينٌ (22) قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ (اعراف:23-19)

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

[8] ووَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآَدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ (34) وَقُلْنَا يَا آَدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ (35) فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ (36) فَتَلَقَّى آَدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (البقره:37-34).

[9] قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَامّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى (طه:123).

[10] انجیل برنابا، ص67

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

جهت بازشناسي و استخراج تأثيرات اسرائيليات و روايات مجعول، به کليه‌‌ي آثار عطّار توجه گردید تا تحقيق از جامعيت برخوردار بوده و در نهايت به نتيجه‌‌گيري متقن و برآوردي جامع و مانع دست يافته گردد.

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه مطالعه روایات مجعول و اسرائیلیات در آثار عطّار نیشابوری

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه روایات مجعول و اسرائیلیات در آثار عطّار نیشابوری

از لینک پایین صفحه ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید: