عنوان کامل پایان نامه :

مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

تفکر هرمسی:

صائبین حران، نیاکان خود را به هرمس می‌رساندند و او را پیامبر خود معرفی می‌کردند. بیشتر صاحب‌نظران و فقهای مسلمان صابئین را صاحب کتاب نمی‌دانند و از آنان جزیه قبول نمیکنند و حکم به کشتنشان داده‌اند.[1] شاید برای رفع این مشکل بود که معروف‌ترین مجتهد آنان ثابت بن قره (متوفی به سال 288 ﮬ.ق) کتاب تعلیمات هرمس را به سریانی نوشت و خود آن را به عربی ترجمه نمود. صابئین از آن پس آن کتاب را شالودۀ عقاید و باورهای خود قرار دادند و گفته‌هایش را منسوب به هرمس کردند. کتابها و رسالات دیگری نیز پیدا گردید که به هرمس منسوب بودند و این مجموعه تحت عنوان ادبیات هرمسی شناخته می گردد.

دانشمندان گذشته هرمس را ایرانی خوانده‌اند و زمان او را پیش از بودا و موسی و مسیح دانسته‌اند.[2]

به عقیدۀ مانویان هرمس یکی از پنج پیغمبر اولوالعزم می باشد که قبل از مانی می‌زیسته می باشد و شخصیت هرمس از طریق نبوت مانوی وارد نبوت اسلام گردید.

پس مایة حیرت نیست اگر شیعیان از نخستین مسلمانانی بودند که عقاید هرمس را پذیرفتند. در حقیقت، از طرفی معرفه النبو\ شیعه، طبقه‌ای از پیامبران را که هرمس به آن طبقه تعلق داشت می‌شناخت. درطبقۀ انبیا او پیامبری مُقنّن نبود تا موظف باشد برای بشر شریعتی بیاورد. رتبۀ او در تاریخ ادیان، مرتبۀ یک نبی می باشد که فرستاده گردید تا زندگانی مردمی را که در شهرها سکونت داشتند تمشیت دهد و فنون زندگانی را به مردم بیاموزد. از طرفی دیگر عرفان شیعه همانطور که برای پیامبران به مراتبی قائل بود به کیفیت معرفتی مشترک بین انبیای سلف (مانند هرمس) و امامان و اولیا به گونه کلی، در طول دوران ولایت که جانشین دوران نبوت تشریعی می باشد نیز آگاهی داشت. این معرفت مشترک همان می باشد که به عنوان الهام توصیف شده می باشد. یعنی امری که بالاتر از بعثت نبوت تشریعی به شمار می‌آید. فلسفۀ هرمسی در حقیقت به عنوان حکمت لدنی، یا خِرَد ملهم یعنی فلسفۀ نبوی مشخص می گردد.

پیش روی، اهل تسنن مذهب هرمسی صابئین را با مذهب اسلام ناسازگار دانسته‌اند، چراکه آن مذهب بشر را از وجود پیغمبر (شارع) بی‌نیاز می‌داند. آن‌گونه که هرمس به پیروان خود می‌آموخت معراج روح به آسمان، ما را از قبول نزول فرشته برای وحی کلام الهی بر پیغمبر، بی‌نیاز می‌سازد. اگر مسئله در چهارچوب معرفه النبو\ و عرفان شیعه قرار گیرد این ناسازگاری هیچگاه آشكار نمي‌گردد.[3]

می‌توانیم تفکر هرمسی را تحت عناوین حکمت خالده، جاودان خرد، فلسفۀ اشراق، حکمت وحیانی یا حکمت ایمانی نام ببریم، اما از آنجا که همۀ صاحب‌نظران این تفکر خود را به هرمس منسوب می‌کنند نام تفکر هرمسی را به کار می‌بریم. [4]

از آنجایی که آثار و تفکر هرمسی در شکل‌گیری مکاتب فلسفی، علمی و عرفانی شرق و غرب، اسلام و مسیحیت، دیگر ادیان و مکاتب فکری تأثیرگذار بوده می باشد[5]، شایسته می باشد بدانیم اصول این افکار چه بوده‌اند و چه تأثیری بر طریقه تفکر بشر داشته‌اند.

گفته شده می باشد که تعالیم هرمس مبتنی بر مکاشفه‌های اوست. هرمس حکمت خود را از یک تجلی عرفانی به دست می‌آورد. [6]

به گفتۀ پل تیلیخ (Paul Tillich) الهی‌دان و فیلسوف معاصر آلمانی، بطور کلی «ادیان بر پایۀ چیزی استوارند که به بشر در هر جایی که زندگی می کند، بخشیده می گردد. مکاشفه‌ای، یعنی نوع خاصی تجربه، به او دست می‌دهد که همواره متضمن نیروهایی نجات‌بخش می باشد. مکاشفه و رستگاری هیچگاه از هم جداشدنی نیستند. در همۀ ادیان نیروهای مکاشفه‌بخش (Revealing) و نجات‌دهنده وجود دارند. خدا خود را نامکشوف نگذاشته می باشد.»[7]

نکتۀ دیگری از افکار هرمسی که مخصوصاً در حکمت اشراقی نفوذ داشته و در کتب بسیاری از حکمای این مکتب دیده می گردد اعتقاد به یک هادی آسمانی می باشد که بشر را در وصال به حقیقت یاری می کند و بالاخره سالک با او متحد می گردد.[8]

در اغلب و شاید تمامی نگاشته‌ها در خصوص هرمس، برگرفتگی دانش هرمنوتیک یا تأویل از آسمان و از جانب فرشته‌ای الهی مورد تأکید قرار می‌گیرد. در نوشته‌ای، دیدار هرمس با عقل مطرح می گردد که شباهت بسیاری به دیدار ابن سینا با حیّ بن یقظان در داستانی به همین نام و هم به بعضی داستان‌های رمزی سهروردی که دیدار با فرشته در آن‌ها هستۀ مرکزی داستان را تشکیل می‌دهد، دارد. در این نوشته آمده می باشد که:

« نوس (Nous) (عقل/خرد) در حالی که هرمس در خوابی عمیق بود بر او ظاهر گشت و او را به نام خواند و گفت: آرزومندی که چه بشنوی و ببینی، بیاموزی و به اندیشه اندریابی؟ گفتم تو کیستی؟ گفت من پواماندرس (Poimandres) هستم، عقل پادشاهی… در حال جمله اشیاء در برابرم تغییر چهره داد و در آنی گسترش پیدا نمود و چشم‌اندازی بی‌پایان در نگاهم پدید آمد و همه چیز در نور دگرگون گردید… و زیرا دوباره سر بلند کردم، در عقل خود آن نور را که مرکب از قدرت‌های بی‌شمار بود و جهانی بی‌حد و مرز شده بود… نگریستم.»[9]

این عبارات به روشنی تأکید بر آسمانی بودن و تقدس دانش هرمنوتیک یا نظریۀ تأویل دارد که اغلب فیلسوفان این حوزه، هرمس را منشأ آن می‌دانند. فرشته‌ای که هرمس در این دیدارهای باطنی می‌بیند همان فرشته‌ای می باشد که در حادثۀ خلسۀ سهروردی از او به عقل فعال تعبیر کرده‌اند و خود سهروردی در جایی که از ارباب انواع سخن می‌گوید، ضمن تصریح به هرمس، از آن تحت عنوان ذات روحانی یا طباع تام نام می‌برد:

«و اذا وَجَدتُ هرمس یقول: اِنَّ ذاتاً روحانیّةً اَلقت الیّ المعارفَ، فقلتُ لها: مَن اَنتِ؟ فقالت: أنا طباعُکَ التامة[10]

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

[1] استادی 112

[2] رضی 547

[3] کربن 161

[4] امیری 21

[5] امیری 25

[6] امیری 66

[7] تیلیخ 128 و 129

[8] نصر 19

[9] حسن‌پور 33

(به نقل از Henry. Corbin , Avicenna and The Visionary Recital , Trans. By W, Trask, New York, 1960, P.22.)

[10] سهروردی 464

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

  • پیشینۀ علم تأویل چیست؟
  • نظر تفکر اسماعیلی دربارۀ تأویل به عنوان اصل بنیادین این مذهب چیست؟
  • پیشینۀ علم هرمنوتیک در تفکر غرب چیست؟
  • آیا تأویل، آنچنان که ناصرخسرو به عنوان یک اسماعیلی بلندمرتبه به آن دست می‌یازد، با هرمنوتیک، آنچنان که در غرب تعریف می گردد، شباهت دارد؟

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی