مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌های عطاربر اساس کتاب نیشابوری

قسمتی از متن پایان نامه :

 

سومين نويسنده‌اي كه درمورد‌ي محمدِ معشوق سخن گفته می باشد، محمدبن منور، صاحبِ اسرارالتوحيد می باشد. حكايت محمدبن منور درمورد‌ي ملاقات معشوق با ابوسعيد ابوالخير جدّ اعلاي اوست. صاحبِ اسرارالتوحيد مي‌نويسد: در آن وقت کی شيخ بوسعيد – قدس‌الله روحه ‌العزيز – از اين رياضات و مجاهدات فارغ گردید و به میهنه بازآمد و آن حالت و كشف به كمال رسيد. عزيمت نيشابور كرد، زیرا به ديهِ بازِ طوس رسيد، دیهی می باشد بر دو فرسنگي شهر طابران، درويشي فرستاد و گفت: به شهر شوي به نزديك معشوق و گويي دستوري هست كه در ولايت تو آييم؟ . . . و اين معشوق از عقلاء مجانين بوده می باشد و سخت بزرگوار و صاحب حالتي به كمال و نشست او در شهر طوس بوده می باشد و خاكش آنجاست و زیرا آن درويش برفت، شيخ بفرمود تا اسب زين كردند و بر اثر برفت و جمع صوفيان در خدمت وي، زیرا به يك فرسنگي شهر رسيد، به موضعي كه آن را دو برادران گويند، دو بالاست كه از آنجا شهر بتوان ديد. اسبِ شيخ بايستاد و جمع، جمله بايستادند، زیرا آن درويش پيش معشوق رسيد و آنچ شيخ فرموده بود بگفت معشوق تبسمي بكرد و گفت: «برو، بگو تا درآيد!». زیرا معشوق در شهر، اين سخن بگفت. شيخ آنجا، اسب براند و جمع برفتند تا در راه، آن درويش به شيخ رسيد و سخن معشوق برسانيد و شيخ هم از راه پيش معشوق آمد. او شيخ ما را استقبال كرد و در برگرفت و گفت: «فارغ باش كه اين نوبت كه اينجا مي‌زنند و جاي‌هاي ديگر، روزي چند را، با درگاه تو خواهند آورد.»

در مورد معشوق طوسي حکایت ديگري نيز نقل كرده‌اند و آن ملاقات حكيم بزرگ طوس، ابوالقاسم فردوسي، با اين شيخ و همت خواستن از اوست. اين داستان در منابع قديمي نقل نشده می باشد و لذا صحّت آن از نظر مورخان محل ترديد می باشد. قدر مسلّم اين می باشد كه هيچ دليل تاريخي از براي انكار صحت اين داستان وجود ندارد. بایسنفر میرزا که ناقل داستان و نويسنده‌ي مقدمه‌ی شاهنامه‌ي فردوسي در نسخه‌ی بايسنقري می باشد. مي‌گوید:

زیرا حكيم طوس بر آن گردید تا شاهنامه را به نظم درآورد از شيخ محمدِ معشوقِ طوسي – عليه‌الرحمه – كه مانند اولياءالله بود استعدادِ همّت كرد و شيخ فرمود: كه ميان ببند و زبان بگشاي كه به مقصود خواهي رسيد، فردوسي خرّم خاطر گشت و دانست كه هر تيري كه از شست آن بزرگوار رفت به هدف مراد رسيد. در انتها بخش ديگري از سخنان عين‌القضات همداني در مورد معشوق كه تصریح به جايگاه ممتاز معشوق نزد صوفيان دارد، نقل مي‌گردد:

«جوانمردا، محمد معشوق نماز نكردي؛ از خواجه محمد حموي و از خواجه احمد غزالي شنيدم كه روز قيامت صديقيان [را همه] اين تمنا بُوَد كه كاشكي از خاك بودندي كه محمد معشوق روزي قدم بر آن نهاده بودي. (پورجوادی،1366: 169)

 

 

2-10- نگاهي به “عقلاءالمجانين” از سه منظر

 

در این بخش از سه منظر به عقلاءالمجانین می‌نگریم: نخست به تأثیر اجتماعی دیوانگان در عصر خود می‌پردازیم و سپس به بعضی از کارکردهای سیاسی ایشان تصریح می‌کنیم، و در پایان، ارتباط دیوانگان با خداوند را در قسمت: “عقلای مجانین و الهیات” که خود به دو بخش “جذبه‌ی صوفیانه” و “واسوخت صوفیانه”، تقسیم می گردد، مطالعه خواهیم نمود:

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

 

الف) آشنایی با شرایط اجتماعی و افکار و گفتارِ عقلای مجانین

ب) کاوش در مورد تأثیر سیاسی- اجتماعی عقلای مجانین در جامعه

ج) پژوهش در مورد ارتباط‌ی عقلای مجانین و نهضت تصوف

د) تحلیل ارتباط‌ی ذهن و زبان عقلای مجانین بر اساس مدل ” برخورد جهان‌های موازی”

ه) مطالعه عناصر زبانی همچون: شطح، طنز و پارادوکس در حکایات عقلای مجانین

و) مطالعه و طبقه بندی حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌های عطار

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌ های عطار بر اساس کتاب نیشابوری

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

 پایان نامه مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌ های عطار بر اساس کتاب نیشابوری

از لینک پایین صفحه ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید: