عنوان کامل پایان نامه :

مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

يك- هرمنوتیک خاص: در این قسم هرمنوتیک به تفسیر متون مختلف توجه می‌شده می باشد. آثار خلق‌شده در هریک از شاخه‌های مختلف علوم، مانند ادبیات، فلسفه، حقوق و کتب مقدس، متنی تلقی می‌شده که نیاز به تفسیر دارند و برای تفسیر هریک از متون هر رشته بایستی به قواعد خاص به خود را مطرح نمود. نخستین نویسندگان هرمنوتیک طرفدار هرمنوتیک خاص بودند و هرچند معتقد بودند که بعضی از اصول و قواعد برای تفسیر متون مختلف، عام می باشد، اما هر علمی قواعد تفسیری خاص خود را دارد.

دو- هرمنوتیک عام: در این قسم از هرمنوتیک، متون مختلف از روش واحد تفسیری پیروی می‌کنند. به اظهار دیگر قواعد فهم و تفسیر عام هستند و بر هر متنی حاکم‌اند. شلایر ماخر، دیلتای و هرش از طرفداران این نوع هرمنوتیک هستند.

سه- هرمنوتیک فلسفی: این قسم هرمنوتیک به تفکر در اصل پدیدة فهم توجه دارند و به اصول و قواعد تفسیر و فهم کمتر توجه دارند. از نظر هایدگر و گادامر بایستی به جای روش فهم به ماهیت فهم توجه نمود. هرمنوتیک فلسفی عموماً به همۀ معارف بشری توجه دارد.[1]

در مطالعه علت های تحول معنا و مفهوم هرمنوتیک در قرون اخیر صاحبنظران چند علت را ذکر کرده‌اند:

نخست این که بشر ظرف دو سه قرن گدشته به درک این مفهوم نائل گردید که هستی نیز به اندازۀ دین رازدار و محجوب می باشد. آغاز و انجام هستی، فلسفۀ حیات، هدف زندگی، کشف وجود و سایر مفاهیم مطرح در این فضا اساسی‌ترین سوالات آدمی در روبرو شدن با هستی در غیبت انگاره‌های دینی بودند.

هایدگر مانند اندیشمندان متفکر در قلمرو وسعت معنای هرمنوتیک و گذر آن از عرصۀ دین به هستی می باشد. وی معتقد می باشد دیدگاه ما دربارۀ متون و مفاهیم دین که آن‌ها را رازوارانه می‌دانیم – و لذا برای فهم و کشف آن‌ها به هر وسیله‌ای متوسل می‌شویم – همانند توجه ما به هستی می باشد.

دوم این‌که آدمی به این نکته نائل گردید که مثل اینکهً نوعی ارتباط متقابل بین دین و هستی هست. به بیانی دیگر از دیدگاه کسانی که در متحوّل كردن مفهوم و معناي هرمنوتيك تأثیر داشتند، هستی و دین در نگاه اول، یا دو رویۀ یک مفهومند یا هستی نیز به اندازۀ دین حامل و حاوی گوهرهای معرفتی می باشد و این نکته خود یکی از غنیمت‌های فوق‌العاده ارزشمند در عرصۀ تحول مفهوم هرمنوتیک می باشد.

در هرمنوتیک هستی شناسانه، خرد محض، ابزار کشف و درک می باشد و این مفهوم خود از جملۀ موارد امیدواری بشر در بستر هستی‌شناسی بوده می باشد و شاید بتوان اوج‌گیری هرمنوتیک ظرف چند سال گذشته و تبدیل آن به یک ابزار شناختی را متأثر از همین تحول مفاهیم در ذهن و روح بشر دانست.[2]

یعنی آن‌چه را که کانت با تقسیم مفاهیم به عین و ذهن اظهار کرده بود در هرمنوتیک جدید بسیار عمیق و ریشه‌دارتر گردید و عواملی زیرا زمان، مکان، پیشینۀ تاریخی و آن فرهنگ معرفتی که یک مفسر یا یک هنرمند صاحب متن از آن تغذیه می کند به عنوان اجزای اصلی و اساسی هرمنوتیک مورد بحث قرار گرفتند.

تا قبل از تدوین هرمنوتیک به عنوان دانش تفسیر و تأویل که در قرن هفدهم شکل گرفت، در نظر داشتن تفسیر بویژه در مورد کتاب مقدس در میان متفکران مسیحی رواج بسیار داشت و حتی فیلسوفانی مانند آگوستین به بعضی از قواعد تفسیر تصریح کردند که زمینۀ پیدایش هرمنوتیک را فراهم مي‌آورد. هرمنوتیک به عنوان یک شاخۀ علمی در قرن شانزدهم میلادی یعنی دورۀ رنسانس و اصلاح دینی تحقق پیدا نمود. در سال 1654 دان هاوسر کتابی به عنوان هرمنوتیک قدسی نگاشت و در آن از روش تفسیر متون سخن به میان آورد. از نظر وی نه تنها الهیات (برای تفسیر کتاب مقدس) بلكه همة علوم بشری بایستی به دانش تفسیر مجهز شوند.[3]

ریچارد پالمر شش معنا در مورد هرمنوتیک ارائه کرده می باشد:

يك- نظریۀ تفسیر کتاب مقدس = جنبۀ تفسیری

قدیمی‌ترین و احتمالاً شایع‌ترین تلقی از واژۀ هرمنوتیک به اصول تفسیر کتاب مقدس تصریح دارد. این تعریف به لحاظ تاریخی برمی‌گردد به زمانی که احساس می‌گردید که کتاب‌هایي مشتمل بر قواعد تفسیر صحیح کتاب مقدس مورد نیاز می باشد. محافل پروتستان آلمان به دلیل اینکه حجیت کلیسا را نفی می‌کردند نیازمند معیارهای مستقلی برای تفسیر کتاب مقدس بودند. از این‌رو بین سال‌های 1720 تا 1820 میلادی کمتر سالی بود که در آن کتاب هرمنوتیکی تازه‌ای برای استفادۀ کشیشان پروتستان عرضه نشود. هرچند استعمال واژۀ هرمنوتیک در این معنای اصطلاحی از قرن هفدهم شروع شده می باشد، می‌توان ریشۀ نظریه‌های تفسیر کتاب مقدس را تا عصر عهد عتیق، یعنی زمانی که قوانینی برای تفسیر صحیح تورات مطرح شده بود، پی گرفت.[4]

دو- روش شناسی عام لغوی = جنبۀ لغوی

اعتقاد بی‌قید و شرط عصر روشنگری به عقل، از یک سو، و سربرآوردن فقه اللغة کلاسیک در قرن هفدهم، از سوی دیگر، چرخشی در هرمنوتیک کتاب مقدس پدید آورد. روشنگری در صدد بود که محتوای کتاب مقدس را به نحو روشنگرانه یعنی سنجیده با معیار عقل و سازگار با آن بفهمد. برای نیل به این مقصود لازم بود که تلقی اسطوره‌ای از کتاب مقدس کنار گذاشته گردد و مضامین آن به تعابیری قابل قبول برای عقلِ روشن‌شده، ترجمه گردد. در این صورت دیگر تفاوتی بین تفسیر کتاب مقدس و تفسیر کتب بشری نمی‌ماند و هرمنوتیک کتاب مقدس با نظریۀ غیر دینی تفسیر، یعنی فقه اللغة کلاسیک یکی می گردد. [5]

سه- علم هرگونه فهم زبانی = جنبۀ علمی

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

[1] نصری 83

[2] بلخاری 34 تا36 (کوتاه شده و تغییر یافته)

[3] نصری 82

[4] توران 16

[5] توران 17

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

  • پیشینۀ علم تأویل چیست؟
  • نظر تفکر اسماعیلی دربارۀ تأویل به عنوان اصل بنیادین این مذهب چیست؟
  • پیشینۀ علم هرمنوتیک در تفکر غرب چیست؟
  • آیا تأویل، آنچنان که ناصرخسرو به عنوان یک اسماعیلی بلندمرتبه به آن دست می‌یازد، با هرمنوتیک، آنچنان که در غرب تعریف می گردد، شباهت دارد؟

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی