مطالعه تکنیکهای طنز در ادبیات داستانی نوجوان دهه‌ی هشتاد

قسمتی از متن پایان نامه :

 

همدم خانم که سال‌های سال و شاید نزدیک به یک قرن بود که در خانه‌ی پروفسور کار می‌نمود، می‌گفت:« دروغ چرا، من با همین دو تا چشم‌های خودم می‌دیدم که هروقت پلوفسول عینک نمیِ‌زد، ساعتم نمی‌تونست بخونه، چه برسه به این که اختراع مختراع بکنه!»( ص۵)

در صحنه‌ی پایانی داستان که سرکار استوار با بهره گیری از دستگاه اختراعی پروفسور قصد انتقام از ژنرال را دارد، با بزرگ‌نمایی در مورد دستگاه و اتفاقات مربوط به آن روبه‌رو هستیم:

سرکار استوار دیگر بیش‌تر از این طاقت نداشت. پرید پشت دستگاه ال.آر.بی و گفت:« قربان!» و دکمه‌ی اولی را زد. لوله‌ها هورت‌هورت کنان اول حروف و کلمه‌های ژنرال را بلعیدند، بعد برگشتند سمت سرجوخه و هورت‌هورت کشان حروف و کلمه‌های سرجوخه را بلعیدند… بعد هورت‌هورت کشان حروف و کلمه‌های آجودان‌ها را بلعیدند… همین موقع در آزمایشگاه باز گردید و پروفسور با موهای پریشان آمد تو تا دستگاه را دید داد زد:« کله‌پوک ابله! چی کار کردی سرکار استوار! چرا پنجره‌ها رو نبستی، پرده‌ها رو نکشیدی؟ الان این هیولا کل شهرو هشتبلفو می‌کنه… زود برو…»

اما سرکار استوار مثل مجسمه‌ای گوشتی ایستاده بود و انگار نه انگار که پروفسور با او حرف می‌زد. قبل از آن که پروفسور خودش را به دکمه‌های پشت دستگاه برساند، سه تا لوله هورت‌هورت کشان حروف و کلمه‌های او را هم بلعیدند و حروف و کلمه‌های همدم خانم را هم که همان‌گونه توی صندلی‌اش نشسته بود… بعد حروف خیابان‌ها و مغازه‌ها بلعیده شدند و بعد حروف مردمی که داشتند بی‌خبر توی خیابان‌ها و کوچه‌ها راه می‌رفتند و بعد حروف مردمی که بی‌خبر از همه‌جا داشتند رانندگی می‌کردند و بعد حروف و کلمات مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها… تا ۱۳ دقیقه‌ی بعد، کل شهر هشتبلفو شده بود… اما مشکل این بود که هیچ‌کس نمی‌دانست هشتبلفو شده تا برای نجات خودش کاری بکند.( ص۵۸-۵۹)

کوچک کردن: این تکنیک بیشتر در دیالوگ های بین پروفسور و ژنرال در رویارویی با یکدیگر دیده می گردد:

پروفسور ژنرال را کشید توی آزمایشگاه و همان‌طوری که دست ژنرال توی دستش بود، تک‌‌تک پنجره‌ها را بست، پرده‌ها را کشید و صاف ایستاد جلو اختراعش.

– خب ژنرال پیسکولسکی! بگو ببینم کجای این دستگاه مسخره‌اس؟ الان وقتی در عرض یک میلیونیم ثانیه تو رو هشتبلفو کردم و به هیکل گوشتی بی‌مصرفی تبدیل شدی، می‌فهمی مسخره یعنی چی.»

ژنرال که به عمرش این روی پروفسور را ندیده بود و رنگش مثل بستنی وانیلی وارفته سفید شده بود، گفت:« پروفسور…»

– ساکت ژنرال، چند ثانیه تحمل کنی همین دستگاه مسخره هر چی الفبا و کلمه تو وجود بی‌مصرفته، هورت می‌کشه و زبونت می‌شه یه تیکه گوشت فاسد و مغزت اگه اصولاً وجود داشته باشه، می‌شه یه تیکه گچ بوگندو.( ص۴۸-۴۹)

به علاوه، ژنرال، به دلیل منسب نظامی‌اش، مدام در حال تحقیر کردن زیر‌دستانش می باشد:

خفه! این یک دستوره سرکار استوار! خفقون می‌گیری همین حالا! تو چه می‌دونی چی به چی ربط داره؟ ۲۳ سال و ۶ ماه و ۱۳ روزه که داری زیر دست وبال من می‌پلکی، دریغ از یک سر سوزن تاکتیک ماکتیک نظامی که به کله‌ی پوکت فرو رفته باشه… زود، تند، سریع، بگو بببینم سرکار استوار فرمول حمله‌ی ذوزنقه‌ای هشت پر با ۱۱۳ تا تانک و ۱۱۴ تا هلی‌کوپتر و ۸۵ تا راکت چیه؟ هان چیه؟ د نمی‌دونی کله‌پوک، نمی‌دونی، زیرا توی کله‌ات به جای مخ گچ و باروت چپوندن، همینه که ۲۳ سال و ۶ ماه و ۱۳ روزه که همون استوار سوم ستاد باقی موندی. گوشِت با منه سرکار استوار؟!( ص۱۹)

ساختارهای زبانی

تشبیه: این شیوه معمولاً همراه با بزرگ نمایی به کار رفته می باشد:

اما قبل از این‌که ژنرال فرصت کند تعلیمی‌اش را همانند این به آن دست بدهد، پروفسور که مثل گودزیلا غرش می‌نمود، آمد دست ژنرال را گرفت و هیکل گنده‌ی ژنرال را مثل یک کیسه سیب‌زمینی دنبال خودش کشید.( ص۴۸)

مردم را می‌گویی، چشم‌هایشان قد یک نعلبکی و دهانشان قد یک کتری باز شده بود.( ص۲۳) 

 

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

 

3.4.2. ارزیابی کلی

سبک طنزنویسی خلیلی در مجموعه داستان کوتاه پروفسور اسکولسکی و ژنرال پیسکولسکی، گرایش او به طنزی هیجانی و تکنیکی را نشان می‌دهد. عواملی زیرا بهره گیری از کاراکترهای معدود و جمله‌های کوتاه، در جلوگیری از اطناب تأثیر به‌سزایی داشته می باشد. این نکته در کنار کوتاه بودن کل داستان، به نویسنده برای اظهار هرچه بهتر مطلب مورد نظر کمک کرده می باشد. تنوع و تعدد تکنیک‌ها از نکات مثبتی می باشد که حتی در انتخاب اسامی شخصیت‌ها مانند اسم دو شخصیت اصلی داستان  دیده می گردد. اما این امرباعث تکنیکی شدن اثر و دور شدن آن از موضوع نشده و هر دو این عناصر، به موازات یکدیگر پیش رفته‌اند. هم‌چنین اظهار موضوعات روز جامعه در قالب کنایه و بهره گیری از دیگر تکنیک‌ها مانند طنز جایگاه و کوچک‌کردن، از شاخصه‌های  دیگری  می باشد  که   در موفقیت  بیشتر اثر تأثیرگذار بوده می باشد.

 

 

5.2. شهرام شفیعی

1.5.2. درمورد نویسنده

شهرام شفیعی در سال 1349 در تهران به دنیا آمد. او در کنار فعالیت در حوزه‌ی ادبیات کودک و نوجوان، به عنوان سرویراستار در مطبوعات و گاهی ویراستاری کتاب  پرداخته می باشد. شفیعی از بیست جشنواره مانند جشنواره برگزیده ادبیات کودک و نوجوان و کتاب خروس سبز و درخت گلابی، جوایزی دریافت کرده می باشد. بعضی از آثار او عبارتند از: آوازهای پینه‌بسته، ماه در چاه، من فکر می‌کنم، در نوجوانی، چرا کچلها عاقبت به خیر می شوند، هزارپا هزار کفش، دستمال توالت‌های بیمارستان مرکزی و…

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

1- تکنیک‌های طنز و مطایبه به صورت تحلیلی مورد ارزیابی قرار بگیرند و پرکاربردترین آن‌ها معرفی شوند.

2-آثار مطالعه شده از نظر كاربرد تكنيك‌هاي طنز با یکدیگر مقایسه شوند و بهترین نمونه‌ها مشخص گردند.

3-سیر طنزپردازی آثار داستانی نوجوان دهه‌ی هشتاد و دگرگونی‌هایی که در این آثار رخ داده، مطالعه شوند.

4-آثار از نظر موضوعي نيز مورد تحليل و ارزيابي قرار بگيرند.

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

پایان نامه مطالعه تکنیکهای طنز در ادبیات داستانی نوجوان دهه‌ی هشتاد

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه تکنیکهای طنز در ادبیات داستانی نوجوان دهه‌ی هشتاد

از لینک پایین صفحه ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید: