مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

هرمنوتیک دازاین (Dasein):

هایدگر در هستی و زمان به تأکید گفته بود که ابعاد اصیل روش پدیدارشناختی روش او را هرمنوتیکی می‌سازد. طرح او در این کتاب هرمنوتیک دازاین بود[1]. بر اساس این طرح بشر هستنده‌ای می باشد که خودش را طرح می‌اندازد، مدام در کار طرح‌اندازی‌های فراوان می باشد. همواره هدفی را در نظر می‌گیرد و می‌خواهد به آن برسد. در این طرح‌اندازی‌ها همواره خودش را می‌سازد… هربار به آن‌جا که پیش روی اوست می‌رسد، درمی‌یابد که آن‌جای دیگری هم باز در برابر او قرار گرفته می باشد. بشر آن هستنده‌ای می باشد که همواره هستی خود را پیش روی خویش در آن‌جا می‌یابد. در نتیجه بشر دا زاین یعنی هستن آن‌جا می باشد… فهم او هیچگاه نهایی نیست و به نتیجه نمی‌رسد اما همواره در جریان می باشد.[2] می‌توان گفت ویژگی وجودی دازاین همانا هستی شناسی کلی می باشد. نزد دازاین وجود داشتن در حکم هستیدن می باشد. هایدگر می‌گوید:

«ما همه دریافتی از هستی داریم هرچند از آن آگاه نباشیم و هرچند هیچگاه چیزی از هستی شناسی نشنیده باشیم و شاد باشیم که بر همان شیوه بمانیم. اگر وجود ما همیشه آشکارا هستی شناسانه نباشد، دست کم پیشاهستی‌شناسانه می باشد.»[3]

بنابر این هایدگر فهم را نه همچون موضوعی شناخت‌شناسانه، بل به عنوان درون‌مایه‌ای هستی شناسانه مطرح نمود. دازاین آن هستنده‌ای می باشد که در فعالیت اجتماعی‌اش خود را تأویل می کند. دازاین دارای ماهیت خاصی نیست، نه حیوان عاقل می باشد و نه حیوان ناطق و نه ارگانیسمی شکل گرفته از نیاز‌ها. دازاین می‌تواند خودش را به عنوان هریک از این‌ها تأویل کند و می‌تواند تا حدودی تبدیل به یکی از این‌ها بشود.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

در زمان مرگ هایدگر در 26 می 1976 تعدادی از فلاسفۀ فرانسوی اذعان کردند که قرن ما در حوزۀ فکری هایدگری می باشد، همان‌گونه که قرن هفده از آن دکارت و نیوتن بود. تا سال 1978، یعنی تنها دو سال پس از فوت هایدگر، چهار هزار نسخه اثر در مورد او نوشته گردید.[4]

با این حال بعضی از بن‌بست هرمنوتیکی بنیادین هایدگر سخن گفته‌اند و عقیده دارند هایدگر، هرمنوتیک را آنقدر از قلمرو معرفت شناسی به حیطۀ هستی شناسی به عفب کشانده که حتی خود او هم در بازگشت از آن ناتوان مانده می باشد. در حالی که به گفتۀ افلاطون دیالکتیک صعودی آسان‌ترین راه می باشد و فیلسوف حقیقی تنها در راه بازگشت، یعنی دیالکتیک نزولی قدرت خویش را عیان می کند. گشودن این بن‌بست اتفاقی می باشد که به زعم این منتقدان تنها در کتاب حقیقت و روش اثر معروف شاگرد نابغۀ هایدگر، گادامر بایستی رخ می‌داد.[5]

[1] – پالمر 139

[2] – احمدی، ساختار و تأویل متن 91 و 92 (کوتاه شده)

[3] – ری 22

[4] – منوچهری 17

[5] – كوزنزهوی 35 تا 37

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

  • پیشینۀ علم تأویل چیست؟
  • نظر تفکر اسماعیلی دربارۀ تأویل به عنوان اصل بنیادین این مذهب چیست؟
  • پیشینۀ علم هرمنوتیک در تفکر غرب چیست؟
  • آیا تأویل، آنچنان که ناصرخسرو به عنوان یک اسماعیلی بلندمرتبه به آن دست می‌یازد، با هرمنوتیک، آنچنان که در غرب تعریف می گردد، شباهت دارد؟

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی