مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌های عطاربر اساس کتاب نیشابوری

قسمتی از متن پایان نامه :

 

– مجذوبان الهي

مقصود از مجذوبان الهی، آن دسته از مجانیند که در ارتباط‌ی خود با خداوند، واجدِ حالاتِ صوفیانه‌اند. ایشان معمولاً خشیت زاهدان و عشق عارفان را در خود جمع داشتند و سلوک عملیشان همچون صوفیان ملازم با ریاضات طاقت فرسا و خلوت گزینی بود.

در فرهنگ اسلامی نام عقلای مجانین با تصوف و منشعبات آن، همچون ملامتیه، قلندریه و فتیان گره خورده می باشد. در حقیقت یکی از مهمترین مسائلی که بایستی در مورد مجانین الهی روشن گردد، نسبتِ ایشان با نهضت تصوف می باشد. از گذشته، تقریباً تمام نویسندگانی که به موضوع دیوانگان فرزانه پرداختند، آنان را از زمره‌ی صوفیه و زهاد دانسته‌اند و حتی بعضی از دیوانگان را از منتهیان طریقت و صاحبان ولایت تلقی کرده‌اند. برای نمونه مستملی بخارایی صاحب توضیح تعرف در مورد دیوانگانی که به مرحله‌ی فنا رسیده‌اند، می‌نویسد: نه خلق را با وی صحبت ماند و نه او را با خلق آرام ماند، تا زیرا خلق موافقت خویش از وی نبینند و او را از خلق نفور بینند، گویند دیوانه می باشد یا بی هوش می باشد و اندرین امت بسیار بودند زیرا: بهلول و سمنون و علیان که از خلق برمیدند و با کس نیامیختند و گرسنگی و برهنگی بکشیدند تا خلق مر ایشان را دیوانه نام کردند (مراد زاده،13:1384) نمونه‌ی دیگر، گفته‌ای می باشد که عطار از زبان عبدالله سهل تستری در تذکره الاولیاء اظهار کرده: «بدین مجنون‌ها به چشم حقارت منگرید که ایشان را خلیفتان انبیاء گفتند» (احمدی،96:1376)

با یک نگاه کلی به آثاری که در مورد مجانین نوشته شده درمی‌یابیم که در نگاهِ قدما، عقلای مجانین عموماً مانند‌ی متصوفه دانسته می‌شدند، امروز نیز اگر به محتوای حکایات دیوانگان دقت کنیم خواهیم پیدا نمود که با وجود رنگ و بوی سیاسی و اجتماعیِ داستان‌های دیوانگان، همچنان تمرکز اصلی حکایات مجانین بر مسائل حوزه‌ی تصوف به ویژه ارتباط‌ی آنان با خداوند می باشد. هلموت ریتر در این باره می‌گوید: ارتباط‌ی مستقیم با خدا، این دیوانگان را در ردیف صوفیان خالص قرار می‌دهد که بدون واسطه با خداوند در پیوندند و این یکی از عللی می باشد که به دیوانگان با نوعی تکریم می‌نگرند و به کارهای ناروای ایشان با تسامح و اغماض نگاه می‌کنند (ریتر،251:1388) همان گونه که گفتیم، حکایات مجانین نیز این سلوک زاهدانه و صوفیانه‌ی مجانین را تأیید می کنند.

در حکایات ِزبانِ عربی، ما نوعاً با مجانینی روبرو هستیم که ویژگی بارزشان افراط در زهد و ریاضت می باشد. تعدادی از ایشان را می‌یابیم که بر اثر همین ریاضات زاهدانه مجنون شدند و دیگرانی نیز هستند که به سبب شوق به وعده یا خوف از وعید که از شنیدن آیات الهی ناشی می‌گردید کارشان به دیوانگی کشیده می باشد. از عبدالعزیز النخعی حکایت کنند که در عهدِ عمر در مسجدی به نماز می‌ایستاد، شبی امام در نماز این آیه را خواند: «و لمن خاف مقام ربّه جنّتان» نماز را شکست و دیوانه و بی آرام گردید و از مسجد بیرون رفت و دیگر کسی او را ندید. ابوالحسن مظفربن محمد غالب -با ذکر اسانید-گفت: مردی از زهاد، شب هنگام از جایی می‌گذشت، صدای کسی را شنید که این آیه را تلاوت می کند: «و بدا لهم من الله ما لم یکونوا یحتسبون» فریاد کشید و عقل از او زایل گردید، او را در بند کردند، همچنان دیوانه بود تا وفات پیدا نمود.(نیشابوری،50:1366)

به همان اندازه که فضای زاهدانه بر حکایات مجانین در ادبیات عرب حاکم می باشد، در ادبیات فارسی این حکایات رنگ و بوی صوفیانه دارد. دیوانگان الهی که در ادب فارسی با آنان مواجه می‌شویم بعضاً چنان در عوالم اشراقی خود غرقند که غیر از حضور محبوبشان چیزی را در جهان، ادراک نمی‌کنند. در پاره‌ای موارد کلامشان از لونِ کلام واصلان حق می باشد؛ از آن جمله عطار نقل می کند: که دیوانه‌ای در بند بود و زیر لب با خدا مناجات می‌نمود، کسی گوش نهاد تا “سِرِّ عالی” او را دریابد، شنید که دیوانه می‌گفت:

به حق می‌گفت: این دیوانه‌ی تو
چو در خانه نگنجیـــدی تو با او
کنون بر حکم تو زین خانه رفتم
  که بود از مدتی هم خانه‌ی تو

که در خانه تو بایستی یا او
چو تو هستی منِ دیوانه رفتم
(عطار2،262:1388)

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

 

2-12-1- تأثیر عقلای مجانین در پر رنگ کردن مفهوم “عشق” در تصوف

اگر چه نویسندگان با سلایق گوناگون به داستان دیوانگان پرداخته‌اند و مطابق ذائقه‌ی خود حکایات را گزینش کرده‌اند، اما همگی به یک نکته‌ی مشترک در میان احوال مجانین الهی تصریح کرده‌اند و آن “عشق عمیق دیوانگان به خداوند” می باشد. چه در میان آثاری که ایشان هم زیرا زاهدان و ناسکان توصیف شدند و چه حکایاتی که فضای صوفیانه دارد، عنصر عشق الهی دیده می گردد.

در واقع، دیوانگان الهی را بایستی از نخستین کسانی دانست که در سده‌های نخستین اسلامی که هنوز سخن گفتن از عشق الهی نوعی تابو محسوب می‌گردید، از محبت شدید بین خود و خدا دم زدند و از این جهت می‌توان آنان را یکی از جریان‌های مهمی دانست که کمک کردند تا تصوف زاهدانه حال و هوای عاشقانه گیرد و پلی میان عرفان زاهدانه و عرفان عاشقانه بودند.

برای دانلود فایل ورد متن کامل اینجا کلیک کنید

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

 

الف) آشنایی با شرایط اجتماعی و افکار و گفتارِ عقلای مجانین

ب) کاوش در مورد تأثیر سیاسی- اجتماعی عقلای مجانین در جامعه

ج) پژوهش در مورد ارتباط‌ی عقلای مجانین و نهضت تصوف

د) تحلیل ارتباط‌ی ذهن و زبان عقلای مجانین بر اساس مدل ” برخورد جهان‌های موازی”

ه) مطالعه عناصر زبانی همچون: شطح، طنز و پارادوکس در حکایات عقلای مجانین

و) مطالعه و طبقه بندی حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌های عطار

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌ های عطار بر اساس کتاب نیشابوری

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌ های عطار بر اساس کتاب نیشابوری

از لینک پایین صفحه ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید: