مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌های عطاربر اساس کتاب نیشابوری

قسمتی از متن پایان نامه :

 

(ای کاش عشق، خود روزی عاشق می‌گردید تا می‌دانست با مردم چه می کند.)

بعضی نیز به سبب شومی بدعت گذاری یا ارتکاب گناهان کبیره کارشان به جنون می‌کشد، نیشابوری در این مورد سه گزارش نقل می کند مانند دیوانه‌ای که به خلق قرآن معتقد بود؛ همچنین دیوانگانی که به سبب بدگمانی به ابوبکر و عمر و عثمان به جنون مبتلا شده بودند. بعضی نیز از ترسِ خدا کارشان به جنون کشیده شده، که در این مورد گزارش‌هایی نقل می کند که در آنها افراد بر اثر شنیدن آیه‌ای یا دیدن منظره‌ای به جنون مبتلا می شوند؛ قبلاً با نمونه‌هایی از این حکایات آشنا شدیم. همچنین از کسانی یاد می کند که به مَجاز، دیوانه خوانده می شوند مانند جوان و کودک و مست. سپس از کسانی یاد می‌کندکه در عینِ سلامتِ عقل، خود را به جنون زده‌اند و آنان چند گروهند: الف) بعضی که خویش را دیوانه فرا می‌نمایند تا احوال درونی خویش را از مردم بپوشانند و بی مزاحمت آنان، راه معنوی خود را بپیمایند مانند : دیوانه‌ای که مالک دینار می‌گوید : دیدمش زنجیر بر گردن داشت و بچه‌ها با سنگ اندازی آزارش می‌دادند و او این بیت را می‌خواند: “اینآنکه در چهره‌ی آدمی دیده می شوند اگر پژوهش گردد به حقیقت آدمی نیستند” نزدیکش رفتم، پرسیدم تو دیوانه‌ای؟ گفت به تن آری اما به دل نه و این بیت را برخواند : “حال خویش را با پرده‌ی جنون از مردم پوشیده‌ام تا به معشوق یگانه‌ی خویش مشغول باشم.” در این بخش علاوه براین گزارش سه گزارش دیگر نیزارائه می‌دهد. ب)کسانی که خود را به دیوانگی می‌زنند تا از بلا و آفتی برهند که در این بخش نُه گزارش ارائه می گردد در مورد کسانی که با تظاهر به جنون از همکاری با دولتِ ظالم یا ابراز عقیده در مورد مناقشاتِ کلامی رهیده اند، مانند می‌گوید: عباده‌ی مخنث را به نزد الواثق خلیفه‌ی عباسی آورند، در آن ایامِ محنت، مردم پی در پی در مساله ی حدوث و قِدَم کلام خدا کشته می‌شدند و مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتند، عباده گفت : به خدا اگر مرا امتحان کند و به سوال و جواب کشد، کشته خواهم گردید(خلیفه طرفدار خَلقِ قرآن بود) از این‌رو پیش از هر چیز، به محض ورود نزد الواثق گفت : خداوند اجر شما را در این مصیبت بسیار گرداناد؛ گفت: چه شده می باشد؟ گفت: برای مردنِ قرآن، گفت: وای بر تو مگر قرآن می‌میرد؟ گفت: آری هر مخلوقی خواهد مرد؛ اکنون زیرا قرآن در شعبان بمیرد، مردم در نمازهای رمضان چه بخوانند؟ خلیفه گفت: این دیوانه را بیرون اندازید. ج) بعضی نیز برای رسیدن به ثروت یا آسایش، خود را به جنون می‌زنند؛ مانند علی بن صلوه قصری که شاعری گمنام و تهی دست بود، خود را به دیوانگی زد و هزّالی پیشه نمود تا کارش سامان گرفت و شعرش معروف گردید تا آنجا که پادشاهان و بزرگان نسبت به او و شعرش علاقه‌ی مفرط یافتند. نیشابوری از قول کسانی که خود را برای رسیدن به آسایش به دیوانگی زده‌اند اشعار و سخنانی نقل می کند که مضمونشان این بیت معروف می باشد :

“رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز       تا دادِ خود از کهتر و مهتر بستانی “

مانند این شعر :

تحامق تطب عیشاً و لا تک عاقلاً           فعقل الفتی فی ذا الزمان عدّوه

فکم قد راینا ذا نهی صار خاملاً             و ذا حمق فی الحمق منه سمو

(خود را احمق ساز تا از زندگانیِ خوش برخوردار شوی و خردمند مباش، زیرا عقلِ مرد در این زمانه دشمن اوست، چه بسیار کسانی را با خرد و دانشِ بسیار، گمنام دیدم و چه احمقانی که در عین حماقت به بزرگی و رفعت رسیدند).(همان)

آنگاه در فصل “حروف الجد و العقل و دوله الحمق و الجهل ” بیست و سه گزارش می‌آورد در توضیحِ این نکته که عاقلان و عالمان زندگی سخت و پر زحمت دارند و احمقان و جاهلان عیشی پر نعمت و مرفه. شبیه به مضمونِ این بیت از حافظ :

فلک به مردم نادان دهد زمام مراد     تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس

واپسین فصلِ بخشِ اولِ کتاب “اجتناب الاحمق و صحبته” نام دارد. در این فصل مجموعه‌ای از اشعار و امثال در خصوص پرهیز از مصاحبت با احمقان و جاهلان، جمع آوری شده می باشد. مانند این قولِ اکثم بن صیفی، حکیمِ عرب، که به فرزندش گفت: «از مصاحبت احمق پرهیز کن که ضررش به تو، نزدیکتر از سودش می باشد».(همان)

بخش دوم کتاب، تذکره‌ای مفصل در مورد زندگی، حالات و حکایاتِ عقلای مجانین می باشد. در این بخش، آغاز توضیح حالِ چهل و شش تن از دیوانگان معروف را یاد می کند، مانند: اویس قرنی، مجنون بنی عامر، ابو عطا سعید المجنون(سعدون)، بهلول، عُلیان، عبد الرحمن اشعث، ابوسعید الضبعی، ابوالفضل جعیفران، سهل خزاعی، یوحنّا، نمیر، سَلَمه، سمنون و مانی. نیشابوری در این قسمت، جمعاَ سی و چهار؟ گزارش از احوال و اقوالِ این دیوانگانِ نقل کرده می باشد؛ سپس، هفت گزارش درمورد‌ی دیوانگانی از اعراب بادیه و بعد از آن سی و چهار گزارش درمورد‌ی ده تن از زنانِ این طبقه همچون : ریحانه، آسیه، حیّونه، میمونه، سلمونه ذکر می کند ؛ آنگاه هشتاد و دو گزارش در مورد مجانینی که نام و نشانی نداشته‌اند و در پایان دوازده گزارش از مشاهداتِ خود ارائه داده می باشد.(راستگو،1368: 74)

ویژگی مشترکِ دیوانگانی که نیشابوری از آنان سخن می گوید، خضوع و تواضع آنان در برابر خداوند می باشد. در واقع ایشان شوریدگانی در مقام رضا و تسلیم هستند که نشانی از اعتراضات و گستاخی‌های دیوانگان در برابر خدا یا علمای رسمی در کردار و گفتارشان نمی‌بینیم. البته نویسندگانِ دیگر نیز -غیر از عطار- کمابیش در این شیوه با نیشابوری هم داستانند. نکته‌ی جالب دیگر در مورد دیوانگان نیشابوری آن می باشد که بعضی از ایشان با وجودِ دیوانگی و عقل گریزی، در مباحث کلامی و فلسفی و تفسیری شرکت می‌کردند و نظرات حکیمانه و دقیقی ارائه می‌دادند.

 

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

 

الف) آشنایی با شرایط اجتماعی و افکار و گفتارِ عقلای مجانین

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

ب) کاوش در مورد تأثیر سیاسی- اجتماعی عقلای مجانین در جامعه

ج) پژوهش در مورد ارتباط‌ی عقلای مجانین و نهضت تصوف

د) تحلیل ارتباط‌ی ذهن و زبان عقلای مجانین بر اساس مدل ” برخورد جهان‌های موازی”

ه) مطالعه عناصر زبانی همچون: شطح، طنز و پارادوکس در حکایات عقلای مجانین

و) مطالعه و طبقه بندی حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌های عطار

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌ های عطار بر اساس کتاب نیشابوری

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌ های عطار بر اساس کتاب نیشابوری

از لینک پایین صفحه ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید: