عنوان کامل پایان نامه :

مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

طباع تام عبارت می باشد از روحانیت، یا فرشته‌ای که فیلسوف را به فرزانگی و خرد رهنمونی می کند. طباع تام به گونه کلی نامی دیگر از Alter Ego آسمانی یا Daênâ می‌باشد، که صورت نوری می باشد مشابه با روح، و در آیین زردشتی و دین مانوی، آن صورت نور به برگزیدگان در لحظۀ ارتحال از این جهان تجلی می کند. دیدگاه هرمس از طباع تام به وسیلۀ سهروردی و پس از او به وسیلۀ همۀ مکتب‌های اشراقی تا ملاصدرا و شاگردانش تفسیر گردید.[1]

بی‌شک از نظر سیر تاریخی امکان مقارنۀ طباع تام سهروردی و مسألۀ دَئِنای اوستایی ایجاب می کند که طباع نخست در آیین مزدایی مفهوم دَئِنا باشد، آن‌گاه این مفهوم با عقاید مابعدالطبیعۀ مانوی آمیخته و تأویل و تعبیر شده باشد. سرانجام اصول عقیدۀ هرمسی (که قصۀ رویای هرمس سرچشمه‌اش آن‌جاست) به این مفهوم سر و صورتی تازه داده باشد.[2]

نوشته‌های اکثر کیمیاگران و منجمان که به احکام نجوم توجه داشتند از منبع افکار هرمسی سرچشمه گرفته می باشد. هرمس همچنین به عنوان پیامبر صابئین شناخته می‌گردید و آنان در اشاعۀ افکار و نوشته‌های او کوشش فراوان کردند. علوم و فلسفۀ مربوط به این مکتب در قرون اولیه بین شیعیان رواج یافته و مورد پذیرش و قبول قرار گرفت. از دو مرکز بغداد و حرّان بود که ادبیات هرمسی در سراسر دنیای اسلام از همان قرن دوم هجری گسترش پیدا نمود و زمانی که متفکرانی همچون ابن سینا، سهروردی، غزالی، ابن طفیل و ابن عربی ظهور کردند، عقاید هرمس تقریباً در تفکر اسلامی جذب شده بود که آن متفکران مواد فکری خود را از ان اخذ کردند.[3]

نام هرمس در بیشتر ادیان، ملل، اندیشه‌های فلسفی و حتی بعضی شاخه‌های علمی مثل کیمیا و نجوم با این عنوان‌ها آمده می باشد: مرکور، طرسمین، طرمیس، اورین، اخنوخ، ایلیا، تات، بوذاسف، ازیرس، عطارد، الیاس، ابنجهد، هوشنگ، اورمزد و ادریس.[4]

در هند اختر تیر (Mercury) یا هرمس را بودا نام کرده‌اند. نامی که در حروف ریشۀ خود حکمت معنا می‌دهد… حکمتی که در ذات خویش، اصل الهام‌بخش همۀ دانش‌هاست.[5]

هرمس که در نوشته‌های اسلامی با اخنوخ یکی از انبیای بنی اسراییل و نیز با ادریس پیامبر در اندیشۀ اسلامی و قرآنی يكي دانسته می گردد، در کنار افلاطون و زردشت از کسانی می باشد که شیخ شهاب الدین سهروردی آن‌ها را از پیشوایان مکتب اشراق می‌شمارد.[6]

تا آنجا که به هرمسی‌گری ربط دارد، گاه ممکن می باشد هرمس جای تحوت یا طاط (Thoth) مصری بنشیند، زیرا هرمس و تحوت همذات‌اند. تحوت مظهر حکمت می باشد و با مقام رهبانیت در قیمومت و انتقال سنت نسبت دارد.[7]

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

در قرون وسطی هرمس همان طاطاي مصریان و اخنوخ یهودیان و هوشنگ ایرانیان قدیم و ادریس مسلمانان دانسته می‌گردید و پیروان او در هر دیار و از هر مذهبی که بودند او را یک پیامبر آسمانی و مبشر اسرار الهی و علوم ملکوتی می‌دانستند… حتی بعضی… می گویند ادریس همان بودا می باشد… هرمس در این مکتب ارتباط و واسطۀ بین عالم ملکوت و ملک محسوب می‌گردید و مفسر و مترجم حقایق عالم اعلی بود برای بشر که در عالم اسفل قرار گرفته می باشد.[8]

صفت مشترک تمامی این اسامی، از بودا تا اخنوخ و ادریس و هوشنگ و هرمس، حکیم بودن آن‌هاست. گویی حکمت، در مکان‌ها و زمان‌های گوناگون هرزمان به اسمی و نشانی بروز و ظهور پیدا کرده می باشد.

شخصیت معمایی اخنوخ یا خنوخ یا ایناک یا ادریس یا هرمس که در ادیان عبرانی و اسلامی یاد شده می باشد، با شخصیت یونانی هرمس تلفیق یافته می باشد و بخشی از معارف هرمسی را تشکیل می‌دهد. [9]

از ویژگی‌های تفکر هرمسی همه زمانی و همه مکانی بودن آن می باشد. تفکر هرمسی اختصاص به عصر و مکان خاصی ندارد، بلکه مربوط به تمام تاریخ بشر از حضرت آدم و ادریس تا زمانی می باشد که حیات بشر ادامه دارد. نیز در همه جا مثل یونان، مصر و ایران ظهور پیدا کرده می باشد. در این نظام درهای دانش به روی همه باز می باشد و هیچ اندیشه‌ای را نباید قید و بند زد و در یک نظام و منطق محدود نمود.

متفکران این توجه وحی را پیش روی عقل قرار نمی‌دهند بلکه آن را مکمل و همراه هم می‌دانند. در تفکر هرمسی حکمت به خداوند اختصاص دارد و او حکیم علی الاطلاق می باشد. پیامبران نیز به صفت حکیم ستوده شده‌اند و بسیاری از آن‌ها در طبقۀ حکما به شمار رفته‌اند. در واقع هدف حکیم و نبی رسیدن به حقیقت می باشد.[10]

حکیم اشراقی برای اظهار ابعاد و سطوح مختلف حقیقت، زبان رمز را به کار می‌برد و در واقع کیفیت‌نگر می باشد نه کمیت‌نگر… زبان بی روح استدلالی و مفاهیم منطقی ظرفیت اظهار و نشان مراتب مختلف حقیقت و کشف روح معانی را ندارد، از این لحاظ زبان تفکر هرمسی به هنر و رمز نزدیک می گردد تا در قالب آن بتواند تا حدودی به اظهار حقایق بپردازد… ویژگی دیگر اینکه تفکر هرمسی تک بعدی نیست و از راه‌های بسیاری می‌توان به حقیقت رسید. غایت حکیم در تفکر هرمسی تبدل وجودی و پا گذاشتن به ساحت وجود و تشبه به خالق می باشد. [11]

 

[1] کربن 164

[2] رضی 331

[3] حسن‌پور 33

[4] امیری 30

[5] گنون 28

[6] حسن‌پور 33

[7] گنون 27 و 28

[8] نصر 61 تا 64

[9] سندمل 105

[10] امیری 22

[11] امیری 24

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

  • پیشینۀ علم تأویل چیست؟
  • نظر تفکر اسماعیلی دربارۀ تأویل به عنوان اصل بنیادین این مذهب چیست؟
  • پیشینۀ علم هرمنوتیک در تفکر غرب چیست؟
  • آیا تأویل، آنچنان که ناصرخسرو به عنوان یک اسماعیلی بلندمرتبه به آن دست می‌یازد، با هرمنوتیک، آنچنان که در غرب تعریف می گردد، شباهت دارد؟

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی

از لینک پایین صفحه ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید: