مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

پل ریکور (Paul Ricoeur) (2005 1913 م.):

 

پل ریکور متفکر معاصر فرانسوی و واپسین نمایندۀ هرمنوتیک در غرب، تعریفی کاملاً متفاوت با آموزۀ استقلال ذاتی متن و مرکزیت خوانش‌گر به دست می‌دهد. او معتقد می باشد که هرمنوتیک، تأویل فعالیت ذهنی و کشف باطنی متن می باشد که در پس معنای ظاهری پنهان شده باشد؛ یعنی عیان شدن لایه‌های درونی معناست که در معنای عیان نهفته‌اند.[1]

پل ریکور تفسیر و تأویل را فعالیتی می‌داند که به دنبال رمزگشایی معنای پنهان متن می باشد. مفسر نیز کوشش می کند تا نه تنها به دلالت‌های مطابق، که به دلالت‌های ضمنی نهفته در متن نیز پی ببرد.

 

1-3-9-1 مراحل تفسير:

از نظر ریکور تفسیر شامل سه مرحله می باشد:

يك- تبیین (Explination): مربوط به بعد زبانشناسی و ساختار متن می باشد و به مطالعه نظام زبان حاکم بر متن پرداخته می گردد.

دو- فهم (Understanding): مراد از آن درک معنای متن می باشد. متن بایستی مستقل از مؤلف و شرایط خاص مکانی و زمانی آن تفسیر گردد.

سه- اختصاص یافتن (Appsropriation): مراد درگیر شدن مفسر با متن و معنای آن می باشد. در این مرحله مفسر می‌خواهد که قصد و نیت متن برای خواننده‌ای معیّن اختصاص یابد. در واقع مفسر می‌خواهد که فاصلۀ تاریخی و فرهنگی خود با زمان آفرینش متن را پر کند و برای این کار تفسیر را امروزی می‌سازد.[2]

از نظر ریـــکور مراحل فوق حتماً بایستی پشت سر هم طی شـود و لـــذا به جای پـــذیرش دور هرمنوتیکی (Hermeneutical Circle) که مورد توجه هایدگر و گادامر می باشد، از قوس هرمنوتیکی (Hermeneutical Arc) یاد می کند.

در دور هرمنوتیکی اقدام تفسیر با فرایند دوری یعنی از کل به جزء و از جزء به کل صورت می‌گیرد، اما در قوس هرمنوتیکی مراحل تفسیر پشت سر هم طی می گردد و هر مرتبه‌ای مبتنی بر مرحلۀ قبل از خود می باشد و اقدام تفسیر در انتها این مرحله که اختصاص یافتن می باشد تکمیل می گردد.[3]

از نظر ریکور در فرایند تفسیر بایستی استقلال معنایی متن را در نظر گرفت. یعنی متن را مستقل از سه چیز تلقی نمود:

يك- معنای مستقل متن از قصد مؤلف.

دو – معنای مستقل متن از شرایط اجتماعی و فرهنگی زمان پیدایش آن (زمینه زدایی).

سه – معنای مستقل متن از مخاطب اصلی و نخستین آن.[4]

 

وی در سخنرانی‌ای که در ماه مه 1973 در سمینار الهیات دانشگاه پرینستون ایراد نمود در تعریف هرمنوتیک چنین گفت:

« من این تعریف را تعریف کارآمدی از هرمنوتیک تلقی می‌کنم: هرمنوتیک نظریۀ اقدام فهم می باشد در جریان روابطش با تفسیر متون.»

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

ریکور هرمنوتیک خود را ساختگرا نام نهاده و بر آن اساس می‌کوشد تا با متکی ساختن برداشت بر تبیین و توضیح علمی، ساخت گرایانه و دقیقاً ذاتی متن، از روانشناسی‌گری و فردی شدن تآویل و علم هرمنوتیک پرهیز کند. او کوشش دارد تا بین روش ساخت گرایی و هرمنوتیک فلسفی سازش ایجاد نماید. او برداشت را هدف تأویل و غایت قوس هرمنوتیکی می‌داند.

به نظر پل ریکور هرمنوتیک شگردی خاص نیست که دانش به آن و کاربردش ویژۀ دانایان و متخصصان باشد، بخشی می باشد از نکتة همگانی شناخت، چنان که هرمنیا نزد ارسطو به معنای تمامی سخن، دلالت و معنا بود.این مهمترین پیش فرض روش تأویل متون می باشد که همواره در خواندن، تأویل خواننده سازنده ی معناست. همانطور که کاربرد اسطوره های یونانی در اندیشه ی فلسفی (فیزیک و اخلاق) رواقیان، معنای تازه ای به این اسطوره ها بخشید، و یا تأویل های متعددی از عهد عتیق وجود داشت که با یکدیگر خوانا نبودند، و پس از پیدایش مسیحیت، منشی تازه – بر اساس تأویلی تازه – برای حوادث، نهادها و شخصیت های عهد عتیق پیدا شدند که یکسر با برداشت های کهن تفاوت داشتند. [5]

 

پل ریکور در مکالمه‌ای با هانس گئورگ گادامر تأکید می کند:

«با طرح مسئلۀ متن همچون سرمشقی در مورد اختلاف تأویل‌ها به مفهوم هرمنوتیک، راستا و چشم‌اندازی می‌بخشم که تا حدودی متفاوت می باشد از موردی که پیش‌تر بر آن تأکید شده می باشد؛ یعنی اختلاف میان شک‌آوری و تأیید و اجرای مجدد… بایستی اینجا تأکید کنم که مسئلۀ هرمنوتیک جایی عیان می گردد که حرکتی از بدفهمی به سوی فهم بهتر وجود داشته باشد.»

پل ریکور در مقالۀ هرمنوتیک: احیای معنا یا زدودن توهم در مقام اظهار و ارائۀ تعریف هرمنوتیک می‌نویسد:

«در یک قطب نظریه‌ای قرار دارد که هرمنوتیک را به معنای عیان ساختن و احیای معنایی می‌داند که به صورت پیام و ابلاغ و یا آن‌گونه که گاه گفته می گردد به صورت رمزی الهی (Kerygma) به ما خطاب می گردد. در قطب دیگر نظریه‌ای هست که هرمنوتیک را راز زدایی و کاهش ناحقیقت و توهم می‌داند. و روان‌کاوی در تحلیل اول به دومین قطب و تعریف هرمنوتیک نزدیک می گردد.»[6]

 

 

[1] – حسن‌پور 1

[2] – نصری 96 و 97

[3] – نصری 97

[4] – نصری 98

[5] – احمدی، ساختار و تأویل متن 502

[6] – حسن‌پور 24 تا 26

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

  • پیشینۀ علم تأویل چیست؟
  • نظر تفکر اسماعیلی دربارۀ تأویل به عنوان اصل بنیادین این مذهب چیست؟
  • پیشینۀ علم هرمنوتیک در تفکر غرب چیست؟
  • آیا تأویل، آنچنان که ناصرخسرو به عنوان یک اسماعیلی بلندمرتبه به آن دست می‌یازد، با هرمنوتیک، آنچنان که در غرب تعریف می گردد، شباهت دارد؟

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی