مطالعه تکنیکهای طنز در ادبیات داستانی نوجوان دهه‌ی هشتاد

قسمتی از متن پایان نامه :

 

وقتی هم سروکلۀ خدایار و علمناز پشت دیوار گم می گردد داد می‌زند: ʼمواظب خودتون باشید. یواش برید پایین!ʻ و می‌زند زیر گریه. (ص15تا16)

هم‌چنین زمانی که عمو قصد ابراز هم‌دردی با داوود، که قرار می باشد در چاه مستراح برود، را دارد، داوود با رفتاری تحقیرآمیز نسبت به او واکنش نشان می‌دهد:

ناگهان صدای گریۀ عمو از میان مردها بلند می گردد. بعد دستانش را باز می کند و می‌آید مرا توی بغل بگیرد. من می‌ترسم و سنگم را بالا می‌برم. عمو دستش را می‌گیرد روی سرش و فوری برمی‌گردد و جای من زارنوشاد را بغل می‌گیرد. مردم می‌خندند. (ص33)

از دیگرسو در ابتدای داستان با توصیفات و حرف‌هایی از سوی یحیی و یونس درمورد‌ی داوود مواجه می‌شویم که او را به‌خاطر آرام‌بودنش و توجهی که به پدر دارد و تلاشی که برای جلب رضایت او می کند مسخره می‌کنند و مدام به او میگویند: «نوکر بابا! نوکر بابا!» زمانی که پول‌ها در چاه مستراح می‌افتد و پدر اصرار دارد داوود را برای درآوردن پول‌ها بفرستد این شعار، به «نوکر بابا تو مستراح!» تغییر می کند. اما این مسخره‌کردن‌ها و حقارت‌ها که از سوی دو برادر داوود در داستان بر آن تأکید می گردد نه‌تنها شخصیت داوود را تحقیر نمی‌کند، بلکه احساس همدردی با او را برای مخاطب ایجاد می کند و در سیر داستان  به داوود جرأت مبارزه‌کردن با زور را می‌دهد و موجب ساخته‌شدن شخصیتی قوی می گردد.

ساختارهای زبانی

تشبیه: نویسنده در بیشتر موارد از تشبیهات مبالغه‌آمیز برای ملموس‌تر کردن شرایط موجود در ذهن خواننده بهره گیری کرده می باشد. برای نمونه در توصیف چاقی یحیی در بخش‌هایی از داستان با اغراق سخن گفته می باشد:

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

یحیی وسط حیاط کنار چاه و دلو‌های پر از آب ایستاده می باشد. وقتی می‌آید طرفم گوشت‌های شکمش مثل آب‌های فاریاب موج برمی‌دارد و می‌آید جلو.(ص59)

یحیی مثل مشک شکمش را پر و خالی می کند و داد می‌زند: ʼبابا گفتهʻ. (ص28)

من حتی روز روشن هم ازین سنگ مستراح می‌ترسم، مثل قیف سرش گشاد می باشد و وقتی پایین‌تر می‌رود تنگ می گردد. (ص11).

کلون در را می‌اندازم و می‌روم توی کوچه. پاهایم به زمین چسبیده می باشد. مثل خرگوشی شده‌ام که عقابی را دیده باشد. اگر پدر  بود می‌گفت: «مثل خری که توی گل گیر کرده!» (ص21)

بستۀ پول مثل سوسک مرده‌ای یک‌وری افتاده. (ص72)

تکرار: با این‌که این آرایه در کل داستان چندان برجسته نیست اما دربار‌ه‌ی تیپ‌سازی شخصیت عمو، بسیار کارامد بوده می باشد. نویسنده به‌خصوص فعل گریه‌کردن را بسیار برای او تکرار می کند که موجب تحقیر و کو‌چک‌نمایی و ضعف شخصیتی عمو می گردد. به عنوان مثال زمانی که عمو از ماجرای افتادن پول‌ها در چاه مستراح باخبر می گردد، بی‌تابی و ناراحتی خود را با گریه نشان می‌دهد:

عمو زارزار گریه می کند و پدر را در بغل می‌گیرد. (ص11)

وقتی در را باز می‌کنم نصف بیشتر مردم ده پشت در جمع شده‌اند و صدای گریۀ عمو از پشت سرشان می‌آید. (ص15)

وقتی هم سروکلۀ خدایار و علمناز، پشت دیوار گم می گردد داد می‌زند: ʼمواظب خودتون باشید. یواش برید پایینʻ و می‌زند زیر گریه. (ص16)

هم‌چنین در اواخر داستان که پسرش، علمناز، در چاه مستراح گیر افتاده، باز با همین واکنش از طرف او روبه‌رو می‌شویم:

عموحیدر تکیه داده به مشدی‌نوروز و زار نگهدار صدایش دیگر بالا نمی‌آمد. یواش می‌گفت: ʼعلمناز!علمناز! مگه مستراح خودمون چش بود؟ʻ و میزد زیر گریه. (ص97)

 

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

1- تکنیک‌های طنز و مطایبه به صورت تحلیلی مورد ارزیابی قرار بگیرند و پرکاربردترین آن‌ها معرفی شوند.

2-آثار مطالعه شده از نظر كاربرد تكنيك‌هاي طنز با یکدیگر مقایسه شوند و بهترین نمونه‌ها مشخص گردند.

3-سیر طنزپردازی آثار داستانی نوجوان دهه‌ی هشتاد و دگرگونی‌هایی که در این آثار رخ داده، مطالعه شوند.

4-آثار از نظر موضوعي نيز مورد تحليل و ارزيابي قرار بگيرند.

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

پایان نامه مطالعه تکنیکهای طنز در ادبیات داستانی نوجوان دهه‌ی هشتاد

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه تکنیکهای طنز در ادبیات داستانی نوجوان دهه‌ی هشتاد

از لینک پایین صفحه ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید: