عنوان کامل پایان نامه :

مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌های عطاربر اساس کتاب نیشابوری

قسمتی از متن پایان نامه :

 

عقلای مجانين و امور اجتماعي

در میان دیوانگان‌دانا کسانی بودند كه احساس تعهدي عميق به جامعه – به ويژه وضعيت اخلاقي- آن داشتند. ايشان ناقداني بصير بودند كه با فراستِ خود، غفلت، دنيازدگي، ريا، خرافه و اسارت بشر‌ عصر خود را تشخيص مي‌دادند و با زباني غيرمعمول آن را گوشزد مي‌كردند. می‌توان این گونه اقداماتِ مجانین را ناشی از احساس رسالت اجتماعی آنان و نوعي تعليم اخلاقي و کوشش برای اصلاح اجتماع به حساب آورد. ديوانگان، وجدان بيدار و حساس جامعه بودند که باطن امور و حقايق جان‌هاي مردمان برايشان مكشوف بود. آنان خود را در اين عالم “تنها” مي‌دیدند، زيرا كمتر كسي را در بین آدمیان مي‌یافتند كه از حقيقت انسانی خود تنزّل نكرده باشد و به حياتی غفلت‌آلود رضا نداده باشد. شايد از فرط همين تنهايي و عدم انس با آدمیان بود كه مجانين در كوچك و بزرگ مسائل خدا را مخاطب قرار مي‌دادند و همواره با وی گفتگو داشتند و همچون رفيقي شفيق و صميمي و نزديك، با او دردِ دل، شكايت يا حتي شوخي و مزاح مي‌كردند.

عطار در مثنوي الهي‌نامه به تنهاییِ یکی از این دیوانگان تصریح می کند. دیوانه‌ای در بغداد می‌زیست که همواره خاموش بود، نه سخني مي‌گفت و نه سخني مي‌شنود، زیرا سبب را جويا شدند، گفت:

چنين گفت او كه حرفي با كه گويم؟   چو مردم نيست پاسخ از كه جويم؟

(عطار،1388: 206)

شيوه‌اي که مجانین برای پند دادن برمی‌گزیدند، جالب توجه و حاوی ظرایف تربیتی می باشد: آنان معمولاً نه به شيوه‌ي وعاظ و عالمان اخلاق- که با زبان و بياني معمولي و مستقیم و رسمي سخن مي‌گویند-  بلكه با روشي غيرمعمول و نمادین و با زباني هنری و غیرصریح، آميخته با طنز و ايهام، سعي در اصلاح روح اخلاقي جامعه داشتند. همين شيوه‌‌ي متفاوت و خلاقانه‌ی آنان در هشیار کردن مردم جامعه می باشد كه در حكاياتشان روح هنر دميده و رفتارشان را تاثیر گذار ‌کرده؛ زيرا همانطور كه مي‌دانيم اظهار هنری و تاثیرگذار نيز در درجه‌ی نخست، محصول چگونگی اظهار می باشد، نه محتوای کلام.

عطار حكايت دیوانه‌ای را نقل مي‌كند كه بعد از نماز جمعه، پرده از آينه‌اي كه با خود داشت برمي‌داشت و آن را پیش روی مردمي كه از مسجد خارج مي‌شدند، مي‌گرفت تا مردمان لااقل برای يك بار فرصت كنند روي خود را در آینه ببينند و به عیوب آن پي برند، لیک مردمان با بی اعتنایی از روبروی آن می‌گذشتند به آینه نمی‌نگریستند.

    گفتــــي آن بايد مرا كاين مردمان   روي خـــود بينند حاضر يك زمان
لیك يك تن را همي نه كم نه بيش    وانمي‌گندد ز روي وريـش خويش

(عطار،1386: 218)

اين ديوانه در اين حكايت قصدش از آينه‌داري آن بوده تا دمي خلق را به تأمل در وجود خودشان وادارد و آنان را با كژي‌ها و زشتي‌هاي خودشان آگاه سازد؛ امّا اين کار را نه با كلام و رفتاری مستقيم و عادي؛ بلكه به شیوه‌ای نمادین ادا کرده و با بهره گیری از مفهوم آينه كه رمزي از در نظر داشتن حقيقت خويشتن می باشد، پيام خود را رسانده می باشد. در حكايتي ديگر، دیوانه‌ای را در كار انتقاد و افشاي عدم اخلاص و عدمِ حضورِ قلبِ دينداران مي‌بينيم. عطار نقل مي‌كند دیوانه‌ای كه هميشه از خواندن نماز با جماعت پرهيز داشت، با اصرارِ مردم به نماز جماعت مي‌ايستد؛ امّا همين كه نماز آغاز مي‌گردد، از خود بانگ گاو برمي‌آورد؛ بعد از نماز وقتي با پرسش ملامت‌آميز مردم در مورد علت کار خود مواجه مي‌گردد، پاسخ مي‌دهد كه وقتي نماز آغاز گردید؛ پیش‌نماز به فكر خريد گاوي افتاد و زیرا پيروي از امام بر نمازگزار واجب می باشد من هم به تبعيت، بانگ گاو برآوردم؛ زیرا از پيش‌نماز حقيقت را جويا شدند، سخن ديوانه را تصديق كرد:

چنين گفت او كه امامم مقتدا بود   بدو زیرا اقتـــداي من روا بود
شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     
چو در”الحمد” گاوي مي‌خريد او

 

ز من هم بانگِ گاوي مي‌شنيد او چو او را پيشرو كردم به هر چيز

 

هر آنچ او مي‌كند من مي‌كنم نيز

(عطار2،1388: 187)

منشأ چنين بي‌باكي‌ها در انتقادهاي اخلاقي يا مخالفت‌های سياسي (كه بعداً با آنها آشنا مي‌شويم) را بايد در همان “حرّيت” ديوانگان دانست، زيرا تنها چنين آزادگي‌‌اي هست كه فرد را وامي‌دارد تا بي‌‌خوف و طمع، حقايق را بيان كند. «دليري و بي‌پروايي ديوانه ناشي از برجسته‌ترين و اصلي‌ترين خصيصه‌ي وي يعني رهايي از عقل مصلحت‌انديش و اراده‌ستيز اوست. حضور عقل و ملاحظات آن سبب مي‌گردد شخص گفتار و رفتار خود را به مقتضاي مصالح دنيوي خويش و پسند ديگران تنظيم كند. در اين خودگريزي به خاطر خودخواهي و خودنمايي كه اقتضاي با ديگران زيستن هم آن را الزام مي‌كند و هم موّجه مي‌نمايد كذب و رياي ضمنی خودپذيرفته‌اي نهفته می باشد كه لازمه‌ي در ميان خلق بودن و روي در خلق داشتن می باشد؛ امّا آنجا كه مصلحت‌بيني‌هاي عقل، جرئت عاقلان را به بند مي‌كشد، ديوانگان هستند كه بي‌هراس سخن آغاز مي‌كنند. (پورنامداریان،1374: 10)ابن‌عربي نيز گزارشي دلنشين از ديدارش با كسي كه او را بزرگترين دیوانه‌ای كه با او برخورد داشته مي‌دهد و در اثناي گفتگو با او، كلامي از آن مجنون نقل مي‌كند كه تصریح‌اي رمزگونه به آزادگی ديوانگان دارد: [ديوانه گفت:] او [خدا] مرا اينجا در ميان جنبندگان چهار دست و پا رها كرده می باشد، مي‌خورم و مي‌آشامم؛ ولي او مرا تدابير و اداره مي‌كند؛ بدو گفتم: اگر تو جنبنده‌‌ي چهار دست و پايي، چه كسي سوارت مي‌گردد؟ گفت: من اسب وحشيم، به كسي سواري نمي‌دهم. (ابن عربی،1381: 130)

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

 

الف) آشنایی با شرایط اجتماعی و افکار و گفتارِ عقلای مجانین

ب) کاوش در مورد تأثیر سیاسی- اجتماعی عقلای مجانین در جامعه

ج) پژوهش در مورد ارتباط‌ی عقلای مجانین و نهضت تصوف

د) تحلیل ارتباط‌ی ذهن و زبان عقلای مجانین بر اساس مدل ” برخورد جهان‌های موازی”

ه) مطالعه عناصر زبانی همچون: شطح، طنز و پارادوکس در حکایات عقلای مجانین

و) مطالعه و طبقه بندی حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌های عطار

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌ های عطار بر اساس کتاب نیشابوری

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌ های عطار بر اساس کتاب نیشابوری

از لینک پایین صفحه ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید: