مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌های عطاربر اساس کتاب نیشابوری

قسمتی از متن پایان نامه :

 

به علاوه، نزاع‌های فرقه‌ای نیز سراسر خراسان را فرا گرفته بود. ابن اثیر ذیل وقایع سال‌های 548، 553، 556 ه ق از نزاع‌ها و آشوب‌های خونینی میان شافعیان، حنفیان و علویان نیشابور خبر می‌دهد. در جریان شدیدترین نزاع که مثل اینکهً در ربیع الاخر سال 556 ه ق رخ داده می باشد، هشت مدرسه از مدارس حنفیان و هفده مدرسه از مدارس شافعیان ویران می گردد؛ پنج کتابخانه در آتش تعصب می‌سوزد و کتاب‌های نفیسِ هفت کتابخانه را غارتگران به یغما می‌برند و مسجد عقیل که به گفته‌ی ابن اثیر گنجینه‌ای از کتب موقوفه داشته و از بزرگترین منابع علمی و ادبی نیشابور به شمار می‌رفته می باشد، به گونه کامل منهدم می گردد. (حسین آبادی،75:1385)

این نزاع‌ها و آشوب‌ها، نمونه‌های به اصطلاح خفیف تری هم دارد به این ترتیب که مردم محله‌های مختلف نیشابور که به سبب اختلافات مذهبی، کینه‌های دیرینه در دل داشتند، هر شب در محله‌ی خود جمع می‌شدند، سپس به راه می افتادند و آتش در محله‌ی مخالفان می‌زدند. (همان)

مصائب خراسان در عصرِ عطار، تنها، محدود به همین جنگ و نزاع‌ها و تبعات جانکاه آنها نمی‌گردید، خشمِ طبیعت نیز در این عصر بارها تازیانه‌ی قهر خود را بر سر این مردم فرود آورده می باشد. به این ترتیب که در قرن ششم، در طول بیست سال، سه قطحی شدید در خراسان اتفاق می‌افتد، اولی در سال 532 ه ق، دومی که دامنه‌ی وسیع تری نیز داشته و از شام تا خراسان را در بر گرفته بود به فاصله‌ی یازده سال از اولین قطحی، در سال 543 ه ق رخ می‌دهد، و قطحی سوم که از دو مورد قبلی، قوی تر بوده می باشد و در جریانِ آن، کار به جایی می‌رسد که مردم گوشت همدیگر را نیز می‌خوردند، به فاصله نه سال از دومین قحطی در سال 552 ه ق به وقوع پیوست.

دیگر تازیانه‌ی قهر طبیعت، زلزله‌های مخوفی می باشد که به روایت عبدالله حاکمِ نیشابوری از بدو بنای نیشابور تا چهارصد و کسری از هجرت، هجده بار این شهر را لرزاند و بعد از وقفه‌ای نسبتاً طولانی نوزدهمین آنها در سالِ 555 ه ق، نیشابور را به کلی ویران ساخت تا ربع و اطلالی که از نیشابورِ جنگ زده باقی مانده بود به تلّی از خاکستر و دمن مبدل گردد. مردمی که از این زلزله‌ی ویرانگر جانِ سالم به در برده بودند، به شادیاخ، منطقه‌ی خوش آب و هوایی که در حومه‌ی نیشابورِ ویران قرار داشت، عزیمت کردند و در آنجا شهری ساختند و آن را به یاد دیار محبوب خویش نیشابور نامیدند (همان:76)

به سبب همه‌ی این مصائب تاریخی می باشد که بسامدِ اعتراض دیوانگان به خداوند و حکایات “واسوخت صوفیانه” در آثار عطار بطور چشمگیری فراوان می باشد. عطار نیز همه جا از آنان از صمیم دل دفاع کرده و عاقلان را از نزاع و مخالفت با آنان بشدت نهی می کند. گویا این گونه سخنانِ مجانین بیانگر ضمیر ناخود آگاه شاعر و هم شهریان و هم سرنوشتان اوست که در فضای صمیمی و رقت انگیزی با خداوند اظهار می‌شده.

 

 

4-2- نظر عطار در مورد دیوانگان

 

عطار معمولاً نظر خود را در مورد دیوانگان، پس از نقل حکایات آنان اظهار کرده می باشد. گویا عطار همواره خود را ملزم می‌دانسته تا از مجانینِ خود طرفداری کند و به سئوال‌های احتمالی ذهن خوانندگان پاسخ دهد. عطار به خوبی می‌دانسته که خواننده، بهنگام خواندن حکایات دیوانگان دچار حیرت و بهتی عظیم می گردد و چه بسا نتواند ارتباط ی پارادوکسیکال مجانین با خداوند را درک کند. ارتباط ای که با وجودِ شدت عشق و ایمان، گستاخانه و اعتراض آمیز نیز هست. از این‌رو می‌کوشد تا احوال و اقوال مجانین را توجیه کند و از آنان دفاع کند. عطار گاه چنان در این کار، گرم و صمیمی می گردد که مخاطب احساس می کند شاعر با شخصیت‌های داستان‌های خود یکی شده؛ چنانکه گویی عطار از خود و معتقدات و حالات خود دفاع می کند.

عطار دیوانه را مُجاز می داند هر چه در دل دارد بر زبان آورد و فارغ از قیود عرفی، شرعی و عقلی، اقدام کند. او دائم یادآوری می‌کندکه این حد از آزادیِ دیوانه را دین نیز تایید می کند، پس دلیلی ندارد کسی که بر آنان خرده بگیرد. در مصیبت نامه در مورد سخن دیوانگان می گوید:

عشق می‌بارد ازین شیوه سخن         خواه تو انکار کن خواهی مکن

شرع زیرا دیوانه را آزاد کــرد          تو به انکارش نیاری یــاد نمود

(عطار،345:1386)

همچنین در منطق الطیر می‌گوید :

گفت هر کس را که اهلیــت بود           محرم سرّ الوهیــــــت بــود

گـر کند گستاخیی او را رواســت                   ز آنکــه دایم راز دار پادشاست

او چو دیوانه بود از شور عشــــق          مــی‌رود بر روی آب از زور عشق

خـوش بود گستاخی او خوش بود         ز آنکه آن دیوانه زیرا آتــش بود

در ره آتش سلامـــــت کی بود؟          مرد جنون را ملامــت کی بود؟

زیرا تو را دیوانگی آیـــــد پدید         هر چه تو گویی ز تو بتوان شنید

(عطار،356:1388)

و حتی معتقد می باشد که دیوانگان و کردارشان، آنچنان محبوب و مقبول خداوند می باشد که، نه تنها ایشان را به سبب ترک ادب‌هایشان تنبیه نمی‌کند، بلکه بدی‌هایشان را نیز نیکی به‌حساب می‌آورد :

هر چه از دیوانه‌اید در وجود                 عفــــو فرمایند از دیوان جود

گرچه نبود نیک، بپذیرند ازو                پس به چیزی نیک برگیرند ازو

هر بد او را مراعاتــــی کنند                  از نکو وجهی مکافاتــــی کنند

(همان:308)

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

 

الف) آشنایی با شرایط اجتماعی و افکار و گفتارِ عقلای مجانین

ب) کاوش در مورد تأثیر سیاسی- اجتماعی عقلای مجانین در جامعه

ج) پژوهش در مورد ارتباط‌ی عقلای مجانین و نهضت تصوف

د) تحلیل ارتباط‌ی ذهن و زبان عقلای مجانین بر اساس مدل ” برخورد جهان‌های موازی”

ه) مطالعه عناصر زبانی همچون: شطح، طنز و پارادوکس در حکایات عقلای مجانین

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

و) مطالعه و طبقه بندی حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌های عطار

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌ های عطار بر اساس کتاب نیشابوری

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌ های عطار بر اساس کتاب نیشابوری

از لینک پایین صفحه ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید: