مطالعه بازداشت موقت در فقه و حقوق اسلامی

تکه ای از متن پایان نامه :

آيا بايد جای بخصوصی به عنوان زندان وجود داشته باشد يا نه، اختلاف نظر پيدا كرده‌اند و دو دسته شده‌اند. آن دسته كه صورت نقل كرده‌اند، چنان كه ابن حزم در محلّی گفته می باشد: خلافی نيست در اين كه در زمان پيامبر زندان وجود نداشته می باشد. اما از بعضی ديگر مانند رضوان شافعی در الجنايات المتحده و شوكانی در نيل الاوطار برمی‌آيد كه وجود داشته می باشد (طبسی 1381، 613).

در روایات آمده می باشد که از علی (ع) روايت شده: آن حضرت زندانی ساخت و آن را «نافع» ناميد.سپس تصميم گرفت آن را خراب كند و زندان ديگری بسازدو آن را مخيّس ناميد. آن حضرت رجز می‌خواند و می‌گفت: آيا مرا زيرك و هوشيار نمی‌دانی- كه پس از نافع، مخيّس را ساختم. در حدیثی دیگر از سابق بربری آمده می باشد که گفت: … زندان را من ديدم. آن زندان از نی بود، مردم آن را سوراخ می‌كردند و بيرون می‌آمدند. از اين رو، علی (ع) آن را از گچ و آجر ساخت.سابق گويد: شنيدم كه آن حضرت می‌گفت: آيا مرا زيرك و هوشيار نمی‌دانی كه به جای نافع، مخيّس را ساختم (مجلسی 1410، 420: 34).

ابن اثير گويد در حديث علی(ع) آمده می باشد: آن حضرت زندانی ساخت و نام آن را «مخيّس» گذاشت و گفت: پس از «نافع»، «مخيّس» را ساختم، خانه‌ای محكم و امينی زيرك. نافع، اسم زندانی بوده كه حضرت آن را از نی ساخته بوده می باشد. بعضی از زندانيان از آن فرار می‌كردند پس حضرت اين زندان را از گل‌ولای می‌سازد و «مخيّس» نام می‌گذارد .«مخيّس» را می گردد مفتوح و يا مكسور خواند. گفته می گردد: «خاس الشي‌ء» يعنی فاسد گردید و تغيير كرد و «تخييس» يعنی به خواری افكندن و بشر در زندان به خواری می‌افتد؛ يعنی ذليل و پست می گردد. اگر مخيّس به فتح «يا» خوانده گردد اسم مكان می باشد؛ يعنی جای خوار كردن و اگر به كسر يا خوانده گردد اسم فاعل باب تفعيل می باشد و راجع به معاويه می باشد كه به حسين بن علی نوشت: «إنّي لم أكسك و لم أخسك؛ من تو را ذليل نكردم يا با تو خلف وعده نكردم». (طوسی  1400، 92: 2).

یکی از نویسندگان مصر در خصوص زندان و بازداشتگاه در صدر اسلام اظهار می دارد که زندان به گونه‌ای كه اكنون می‌بينی، يعنی متهم در جای تنگی نگهداری گردد، نبوده می باشد. در زمان پيامبر و ابو بكر چنين چيزی نبوده، بلكه بدين صورت بوده كه جلوی شخص را می‌گرفتند كه نتواند كاری انجام دهد و يا با ديگران اختلاط داشته باشد. شاكی يا وكيل او، متهم  را در خانه يا مسجدی نگه می‌داشتند و او را رها نمی‌كردند كه اسم اين كار «ترسيم» می باشد و پيامبر دستور داد كه طلبكار ملازم بدهكار باشد و او را رها نكند … امّا اسيران در حظيرۀ مسجد جامع زندانی می‌شدند. وقتی

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

از لینک پایین صفحه ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید: