مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

اوگوستین قدیس (Saint Augustinus) (430-354 م.):

 

1-3-1-1 زندگی:

مارکوس اورلیوس اوگوستینوس معروف به اوگوستین قدیس گناهکاری بزرگ بود که به قدیسی عظیم الشأن بدل گشت. بر اساس توضیح خود او، می‌دانیم که تا سی و دو سالگی، روزگارش قرین گناه بوده می باشد و حتی پس از آن‌که به نحو عقلانی به کیش مسیحیت گروید، ضعف او در رویارویی با امیال جنسی، مانع از آن بود که ایمان را به تمامی در آغوش کشد. در کتاب اعترافات، تصویری چنان سیاه از گذشتۀ خویش ترسیم می کند که خصلت‌های نیک دوران جوانی‌اش به راحتی از نظر خواننده دور می‌ماند… غرور بیش از حد او مانع از آن بود که کتاب‌های مقدس را بخواند و به لحاظ عقلانی، قادر نبود تناقض‌گویی‌ها و ناسازگاری‌هایی را که در این کتاب‌ها می‌پیدا نمود هضم کند… حیران و مبهوت دست به دامان مانویان گردید، زیرا که به نظر می‌رسید با براهین فریبندۀ مانویان بتوان پاسخی برای سوالات پیدا نمود… آنگاه که برای نخستین بار به جرگۀ مانویان پیوست، تنها هجده سال داشت… هرچند هیچگاه از مرتبۀ یک هوادار بالاتر نرفت اما تقریباً به مدت ده سال در این فرقه باقی ماند… پس از شکی جدی که دامنگیرش گردید درهای ذهن خود را به سوی آراء دیگری گشود و با نوافلاطونیان آشنا گردید. مطالعۀ آثار ایشان او را قادر ساخت تا به فهم ذات روحانی خداوند نایل آید. این همانا نقطۀ آغازین گرایش او به دین مسیح بود.[1]

آگوستین در سال 386م. در آستانۀ به‌هم‌ریختگی کامل روانی قرار گرفته بود. روزی در اوج پریشانی و اضطراب به کنج خلوتی در باغش پناه برد… سرانجام خود را به زیر درخت انجیری ‌رساند و با حالی دگرگون به زاری افتاد. کم‌کم متوجه آوای لطیفی گردید که از خانۀ مجاور به آوازی کودکانه می‌خواند: «بردار و بخوان.»در آغاز به گمان این‌که کودکان همسایه در حال بازی هستند آن را جدی نگرفت. اما به ناگهان دریافت که:

«این آوا تنها می‌تواند منبعی الهی داشته باشد که به او فرمان می‌دهد کتاب مقدس را بگشاید و نخستین آیاتی را که به چشمش می‌خورد بخواند.»

وی به سرعت خود را به رسایل پولس قدیس رساند. کتاب را باز نمود و خواند:

« نه طغیان و مستی، نه هرزگی و ناپاکی، نه ستیزه و حسادت، بلکه از سرورتان عیسی مسیح پیروی کنید و وقت خود را صرف اندیشیدن به جسم و برآوردن شهوت‌های آن مکنید.»[2]

بسیاری از مسیحیان در خلال قرون گذشته، از این ماجرا به عنوان معجزه یاد کرده‌اند. پس از آن زندگانی آگوستین به گونه کامل متحول گردید. یک جامعۀ رهبانی برادری مسیحی تشکیل داد و همة عمر خود را وقف صورت‌بندی آراء فلسفی خود و توضیح و تبیین کتاب مقدس نمود… او نخستین فیلسوف مسیحی به معنی دقیق کلمه بود و در آمیزش دو مکتب فکری مسیحیت و یونان باستان، آراء فلسفی بسیاری نیز خود مستقلاً تدوین نمود[3]… هنگامی که آگوستین درگذشت بیشتر مسیحیان او را قدیس می‌دانستند. اما اعطای رسمی این مقام به او در پایان هزارۀ اول مسیحی انجام گردید.[4]

 

1-3-1-2 آگوستین و مسئلۀ هرمنوتیک:

آگوستین قدیس فیلسوف و متکلمی می باشد که تأثیر زیادی بر هرمنوتیک مدرن گذاشته می باشد. هایدگر و گادامر هر دو از آرای او الهام گرفتنند، هایدگر هم در هستی و زمان و هم در سخنرانی‌های خویش مکرر از آگوستین نام می‌برد.[5] اوج استقبال از آراء و نظریات سنت آگوستین بخصوص دربارۀ یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های ذهنی او، یعنی ماهیت زمان[6]، را در نوشته‌های فیلسوف متأخر فرانسوی، پل ریکور می‌توان دید.[7]

با اینکه هرمنوتیک کلامی مسیحیت پیش از ظهور آگوستین قدیس شاهد ظهور شخصیت‌های دیگری نیز بوده می باشد، اما با کتاب آیین مسیحیت او برداشت جدید از مفاهیم کتاب مقدس به گسترۀ فلسفه نیز راه پیدا نمود. به گمان آگوستین اگر متنی بتواند معناهای گوناگون داشته باشد، مثلاً معناهای تاریخی یا فلسفی متعدد پس دلالت متن بارها بیش از دلالت نشانه‌های ساذندۀ آن خواهد بود. کنش خواندن و تأویل ذهنی متن، که به هر رو استوار به فاصله و جدایی از متن می باشد معناهای تازه‌ای می‌آفریند که به متن منش جدیدی می‌بخشد.[8]

او که خود در دفترهای یازده و دوازده و سیزدهم اعترافات به توضیح و تأویل آیاتی از سِفرِ تکوین می‌پردازد این‌چنین به فهم‌های متفاوت از یک آیه اذعان و همه را شایان ذکر و تکریم می‌داند:

«برای توضیح این عبارت که درآغاز پروردگار آسمان و زمین را خلق نمود هریک از ما بخشی از حقایق را انتخاب می‌کنیم. چه بسا کسانی که معنای عبارت را چنین اظهار کنند که خداوند در کلمه که با او در ابدیت برابر می باشد دو چیز آفرید: یک موجود عقلانی یا روحانی و دیگر موجودی که به ادراک حواس جسمانی درمی‌آید و یا به تعبیری موجودی جسمانی می باشد… و دیگری می‌گوید: مراد آن می باشد که خداوند در کلمه که با او در ابدیت برابر می باشد، کلّ تودۀ این جهان جسمانی را به همراه طبایعی آشنا و قابل رؤیت که در آن منطوی می باشد خلق نمود. دیگری می‌گوید: مراد این می باشد که خدا در کلمۀ خود که با سرمدیتش با سرمدیت خود او برابر می باشد ماده‌ای بی‌صورت ساخت که از او هم مخلوقات روحانی صورت پذیرفته می باشد و هم مخلوقات جسمانی‌اش. دیگری می‌گوید…»[9]

[1] – آگوستین 37 تا 42

[2] – استراترن 27 و 28

[3] – استراترن 30

[4] – استراترن 40 و 41

[5] – واعظی، درآمدی بر هرمنوتیک 47

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

[6] – آگوستین 377 تا 378

[7] – احمدی، ساختار و تأویل متن 627 تا 631

[8] – احمدی، ساختار و تأویل متن 502

[9] – آگوستین 410 و 411

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

  • پیشینۀ علم تأویل چیست؟
  • نظر تفکر اسماعیلی دربارۀ تأویل به عنوان اصل بنیادین این مذهب چیست؟
  • پیشینۀ علم هرمنوتیک در تفکر غرب چیست؟
  • آیا تأویل، آنچنان که ناصرخسرو به عنوان یک اسماعیلی بلندمرتبه به آن دست می‌یازد، با هرمنوتیک، آنچنان که در غرب تعریف می گردد، شباهت دارد؟

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی