مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌های عطاربر اساس کتاب نیشابوری

قسمتی از متن پایان نامه :

 

هيچ‌كدام از آثاري كه در مورد عقلاي مجانين نوشته شده، تصریح‌اي مستقيم به موقعيت اجتماعي آنها ندارد؛ اما از فضاي عمومي حكايات مي‌توان فهميد كه بيشتر اين ديوانگان از اقشار فرودست و بعضاً عوام جامعه بودند كه از نظر معيشت و بهداشت در شرايطي ناگوار و رقّت‌انگيز به سر مي‌بردند. حكايات ايشان سرشار از توصيفات فقر، گرسنگي و برهنگي آنها می باشد. سرپناه آنها نیز وضعیت بهتری ندارد، هرچند بعضي از آنها در بيمارستان‌هايي زیرا بيمارستان شام، بصره، بغداد یا در دیرهایی زیرا: دیر عاقول و هرقل نگهداري مي‌شدند(انوشه،1386: 986) امّا مثل اینکهً بيشترشان آزادانه در شهرها و آبادي‌ها در رفت و آمد بودند و يا در گورستان‌ها و خرابه‌ها، ماوا مي‌گزيدند و طفيلي‌وار ارتزاق مي‌كردند. اگرچه ابوالقاسم نيشابوري حكايتي از پيرمرد مجنونی در بصره نقل مي‌كند كه اسباب‌بازي كودكان مي‌فروخته و از این طریق امرار معاش می‌کرده(نیشابوری،1366: 111)؛ امّا اشاراتي از اين دست در ميان حكايات مجانين نادر می باشد و بيشتر با حكاياتي روبرو مي‌شويم كه اين ديوانگان از كمك ترحم‌آميز و صدقات مردم براي امرارمعاش برخوردار مي‌شدند. البته بنظر می‌رسد اين صدقات و كمك‌ها، چندان هم از شائبه‌ي منّت نهادن عاري نبوده و وجدان حساس اين شوريدگان به‌خوبي اين موضوع را تشخيص مي‌داده. چنانکه در يكي از حكايات اسرارنامه‌ي عطار آمده می باشد كه از دیوانه‌ای پرسيدند چه چيزي دوست مي‌داري، جواب داد: دشنام.

كه هر چيزي كه ديگر مي‌دهندم   به غیر از دشنام، منّت مي‌نهندم

(عطار1،1388،207)

به نظر مي‌رسد اين مجانين، هم‌نشيني مردگان را بر مصاحبتِ زندگان ترجيح مي‌دادند و اموات را كم‌آزارتر از احياء مي‌يافتد، از اینروست که در بسیاری از حکایات آنان را در گورستان‌ها مي‌بينيم؛ به‌عنوان نمونه، نيشابوري در ارتباط با بهلول مي‌گويد: «محمدبن اسماعيل ابي فديك گفت: بهلول را در قبرستاني ديدم كه بر لب گوري نشسته، پاي را در قبري آويخته بود و با خاك، بازي مي‌كرد. گفتم: چه مي‌كني؟ گفت: با مردماني هم‌نشيني مي‌كنم كه مرا آزار نمي‌دهند و زیرا از ايشان غايب شوم، مرا غيبت نمي‌كنند. گفتم: گراني و قحط می باشد، آيا دعا نمي‌كني كه خداوند آن را دفع كند؟ گفت: من باك ندارم؛ حتي اگر هر دانه از غلّه و حبوب به يك دينار گردد. خداوند متعال از ما پيمان گرفته می باشد كه او را بپرستيم؛ چنانکه فرمان داده می باشد و بر اوست ما را روزي دهد؛ چنانکه وعده داده می باشد.» (نیشابوری،1366: 111)

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

علاوه بر اين، در حكايات متعدّدي مي‌بينيم كه ايشان از آزار و سنگ زدنِ كودكان در امان نبودند، عطار در مورد اويس قرني نقل مي‌كند: «به هر محلت كه فرو رفتي كودكان او را سنگ زدندي، او گفتي: ساق‌هاي من باريك می باشد، سنگ كوچك اندازيد تا پاي من خون‌آلود نشود و از نماز نمانم كه مرا غم نماز می باشد نه غم پاي.» (عطار،1372،28) رفتار عموم مردم با اين ديوانگانِ دانا، آميزه‌اي از ترحم و دوري‌گزيني بود، ولي صوفيان همواره در حقِ ايشان اعتقادي عظيم داشتند، به ويژه دعاي آنها را مقرون به استجابت مي‌دانستند. براي نمونه: «رباح قديمي گفت: از مالك دینار شنيدم كه مي‌گفت: در بصره قحط‌سال سختي پيش آمد. از شهر به طلب باران بيرون رفتم. به سعدون برخوردم، گفتم: تو را به آنکه آفريدت، سوگند؛ دعا كن تا خداوند ما را سيراب كند. سعدون سر به آسمان بلند كرد و گفت: اي آفريننده‌ي تن‌ها و جان‌ها و برانگيزنده‌ي ابر و باد و اي شكافنده‌ي صبح به حق آن چیز که ديشب ميان من و تو گذشت، به بندگان خود رحمت كن و سرزمين‌هاي خود را به گناه بندگان تباه مكن .(نیشابوری،1366،74)

 

 

2-3- تنوع در میان عقلای مجانین

 

نکته‌ی دیگر در مورد این شوریدگان آنکه: در ميان افرادي كه در طول تاريخ به عنوان “عقلاءالمجانين” نامبردار شدند، تنوع و تكثر فراواني ديده مي‌گردد، در واقع هیچگاه نبايد پنداشت “عقلاءالمجانين” افرادي يكدست و يكسان بودند كه انديشه‌اي خاص را ترويج مي‌كردند؛ بلكه تحت اين عنوان افراد و اقشار متنوع اجتماعي را نظاره خواهيم كرد كه نقطه‌ي اشتراكشان برخورداري از نوعي هشياري و بيداري روحي و صراحت و بي‌باكي در بيان «ما‌‌ في‌الضمير» بود. در ميان اين بيدلان همچنانکه بعضي از صوفيان برجسته را مي‌توان يافت، ديوانگاني را نيز مي‌توان ديد كه اقوال و اعمالشان رنگ و بوي صوفيانه ندارد و با آنکه كلام بعضي از آنان حاوي اشارات فلسفي و كلامي می باشد در عين حال بیشتر آنان را بايد از طبقه‌ي عوام پنداشت كه ويژگي مشخصشان احساس رنج و درد ناشي از مشكلات معيشت به ويژه فقر و بي‌ساماني می باشد. همچنين در ميان حكاياتشان علاوه بر مردان به زنان نيز برمي‌خوريم كه به جنونی حکمت آمیز شهره بودند. برای مثال، در كتاب نيشابوري به ده تن از ايشان تصریح شده می باشد(نیشابوری،1366: 74)

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

 

الف) آشنایی با شرایط اجتماعی و افکار و گفتارِ عقلای مجانین

ب) کاوش در مورد تأثیر سیاسی- اجتماعی عقلای مجانین در جامعه

ج) پژوهش در مورد ارتباط‌ی عقلای مجانین و نهضت تصوف

د) تحلیل ارتباط‌ی ذهن و زبان عقلای مجانین بر اساس مدل ” برخورد جهان‌های موازی”

ه) مطالعه عناصر زبانی همچون: شطح، طنز و پارادوکس در حکایات عقلای مجانین

و) مطالعه و طبقه بندی حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌های عطار

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌ های عطار بر اساس کتاب نیشابوری

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌ های عطار بر اساس کتاب نیشابوری

از لینک پایین صفحه ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید: