مطالعه بازتاب توکّل و رضا در متون نثر عرفانی قرن چهار تا هشت هجری

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

تکه ای از متن پایان نامه :

خود فانی بود، قیام وی به حالی بود که حق تعالی اندر وی آفریند.» (همان:459)

عزّالدّین محمودبن علی کاشانی نیز مانند هجویری اعتقاد دارد: «مراد از حال نزدیک صوفیان واردی می باشد غیبی که از عالم علوی گاه گاه به دل سالک فرود آید و در آمد و گردید بود تا آنگاه که او را به کند جاذبه ی الهی از مقام ادنی به اعلی کشد…»(همان:223) مشهورترین احوال عبارتنداز: حال قرب و محبت و خوف و رجاء و….

امّا خواجه عبدالله انصاری در کتاب صد میدان «توکّل» را حال دانسته و آن را حال مکتسبان، منتظران و راضیان می داند».(انصاری/1391،69)

مقامات؛ هم ایستگاه هایی هستند که از عبادات و مجاهدات و ریاضت ها، که در آنها بنده در پیشگاه خدا می ایستد و از همه  می برد تا بدو بپیوندد و بیشتر کسبی می باشد و بر این نحو جریان می یابد. این مقامات عبارتنداز:1ـ مقام توبه 2ـ مقام ورع 3ـ مقام زهد 4ـ مقام فقر 5ـ مقام صبر 6ـ مقام توکّل 7ـ مقام رضا.(حلبی/ 1383 ،216). سالک و عارف برای رسیدن به مقام وحدت که مقصد نهایی اوست منازلی را بایستی طی طریق کند تا به وصال دوست نایل گردد. مقام  نیز در متون عرفانی به مرتبه ای گفته می گردد که سالک با کوشش و کوشش  خویش به آن دست می یابد. هجویری در «کشف المحجوب» این تعریف را ارائه داده: «مقام عبارت بود از راه طالب و قدمگاه وی اندر محل اجتهاد و درجت وی به مقدار اکتسابش اندر حضرت حق تعالی»(هجویری/1384، 224)

در اللّمع؛ یکی از قدیمی ترین کتب باقیمانده تصوّف، توضیح هفت مقام آمده می باشد که «توکّل» در آن، پس از «صبر» و قبل از مقام «رضا» آمده می باشد».(سراج/1382، 87)

2-1-3تعریف لغوی و اصطلاحی توکّل

«توکیل ـ مص (ع) ت، کِ وکیل قرار دادن و وکیل کردن کسی را از طرف خود وکیل ساختن و کاری را به عهده ی او واگذار کردن».(عمید/1389: 475)«توکّل(Tavakkol)(ع) 1ـ (مص ل.) کار باز گذاشتن، کار با کسی افکندن، بدیگری اعتماد کردن 2 ـ کار خودبه خدا حواله کردن. بامید خدا بودن توکیل ـ توکّلات…-(Tavakkol) (ع) (مص، اِ.) ج: توکّل (هـ. م) توکّل کردن (t-kavdan) (ع.ف) کار خود را به خدا حواله کردن »( معین /1379 : 1170، 11669) توکّل در لغت  به معنی تکیه کردن و اعتماد کردن بر کسی و اعتراف کردن به عجز خود می باشد و در اصطلاح سالکان واگذاری امور می باشد بر مالک علی الاطلاق(سبحانی/1389: 272).

از لینک پایین صفحه ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک پایین صفحه