نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

ضديت با استقلال مالي زن كه يكي از مهم ترين اصول شناخته شده در اسلام می باشد ، به شيوه – هاي گوناگون وغالبا زير پوششي از تقديس زن خانگي تبليغ مي گردید دراين مقطه زماني كه بر تمام آن چیز که از گذشته باقي مانده بود ، خط بطلان مي كشيدند وآن را دا دهاي زهرآگين غرب تلقي مي كردند ، برنامه هاي تنظيم خانواده را نيز به قصد خانه نشين ساختن زنان رها كردند ومهدكودك هاي دولتي وخصوصي را بستند وبرنامه هايي راكه درجهت افزايش اين مراكز دردست اجرا بود ، به فراموشي سپردند . موانع اجتماعي كه دراين دوران سد راه حضور زنان اداري درامر مشاركت اقتصادي شده بود توسط كارشناسان به دين نحو طبقه بندي شده می باشد :

  • تشويق زنان به باز خريدي و بازنشستگي زود رس

تشويق زنان علاقمند به كارها و فعاليتهاي اجتماعي اساسي و موثر به امور و فعاليت هاي حاشيه اي و كمكي.

  • بهره گیری از رسانه هاي جمعي براي نشان دادن زنان به عنوان موجودات درون خانه اي كه تأثيري مستقيم در فراهم آوردن شرايطي كه خود زنان را مجبور به پذيرش آن مي كرد داشت.
  • نيمه وقت كردن كار زنان
  • جداسازي زنان از مردان در محيط هاي كار بعضاً با انتقال زنان از مشاغل فني و تخصصي كه در كنار مردان عهده دار بودند به مشاغل ساده و غير تخصصي
  • علاوه بر تمام اينها، خط مش ديگر نيز انتخاب گردید و آن اجتناب از وا گذاري سمت هاي مديريت به زنان بود. استدلال مي گردید زنان، مسئول تأمين معاش خانواده نيستند و اگر قرار باشد كه در نظام اداري كسي ازتقا يابد مرد می باشد. در نتيجه، زنان در نظام اداري. گذشته از موارد معدود از حد كارشناس بيشتر اجازه رشد نيافتند و اساساً به مجريان صرف امور و در تصميم گيرندگان تبديل شدند[1] بنابراين زندگي بر زنان شاغل بسي دشوار گردید اغراق نيست اگر بگوييم آنها تا سال ها زيز هجوم تند روي‌ها، لبخند زدن و ابزار شادماني و رضايت را از ياد بردند و در غرقاب يأس و افسردگي و از آن بدتر لب فرو بستگي دست و پا زدند و از درون شكستند با آنكه زنان شاغل براي حفظ موقعيت هاي شغلي خود با انواع موانع روبه رو شدن اما توانستند با صبوري، ديدگاه هاي مخالف را در طول زمان به نفع خود تغيير دهند. زنان اندك اندك خود را از چنگال يأس و افسردگي بيرون كشيده و براي دستيابي به فرصت هاي شغلي تازه، متناسب به وضع موجود تأثیر هاي خاص را در جامعه به عهده گرفتند و به خصوص در جريان جنگ هشت ساله اين تأثیر ها را به گونه اي ايفا كردند كه بخش عمده اي از صاحبان ديدگاه هاي مخالف متقاعد به حضور آنها در عرصه اشتغال شدند

زنان شاغل در جريان گذار از آن دوران با توانايي و سرسختي به يگاه هاي شغلي كوچگي كه برايشان باقي مانده بود چسبيدند و عزم جزم كردند تا همين بضاعت اندك ر توشه راه كنند و از پاي ننشيند تا امواج حادثه و تندروي هاي زمانه را از سر بگذارنند چنين نيز گردید و امروز زن مشاغل ايراني هر چند با انبوهي از مشكلات، كمبودها و خواسته ها رو در رو می باشد اما حداقل به اين دلخوش می باشد كه به ازاي ماندگاري در اين جگونه پايگاه هاي شغلي كوچك، اكنون در بيشتر موارد زبان ها با او سازگار شده اند حتي اگر دل ها هنوز با زبان ها يكي نشده باشند. زن شاغل ايراني، امروز درمتن سخنراني مردان سياست گذار و در خطبه هاي نماز جمعه حضور خود را احساس مي كند. زيرا اکثراً با الفاظي صريح و روشن از او مي خواهند در امور مشاركت داشته باشد و نيروي خود را كه لازمه تحقق توسعه می باشد دريغ ندارد. شايد همه كساني كه شعار مشاركت را براي جلب توجه زنان و شنا كردن در مسير آب سر مي دهند، تعريف دقيق و درست آن را نشناسند، اما حتي در اين فرض هم، آن چیز که اتفاق افتاده می باشد مي تواند منشأ بركت باشد و قلمرو حضور زنان را در عرصه اشتغال توسعه دهد. با اين حال به سادگي اعلام كرد كه زنان ايران در مرحله گذار از مرحله اي به مرحله ديگر در پاسخ به اين پرسش كه آيا زنان در مرحله گذار هستند؟ آغاز تعريف دقيق توسعه را بررسي مي كنيم.

توسعه مجموعه تحولي می باشد كه بايد در تمام ابعاد جامعه اتفاق بيفتد. در واقع، در توسعه همه ساختارهاي سياسي و پا به پاي آن ساختار هاي فرهنگي بايد تغيير پيدا كند و حتي در كنار آنها، توسعه ساختارهاي رواني نيز مطرح می باشد. تا همه اين مجموعه عوامل با هم تحول پيدا نكند، توسعه اقتصادي جواب نمي دهد زیرا بستر توسعه اقتصادي فرهنگ می باشد، مسئله زنان نيز بايد در اين چار چوب مورد بررسي قرار گيرد.

شما در جريان توسعه متوجه مي شويد كه در واقع ابعاد اجتماعي، سياسي و فرهنگي جامعه پا به پاي اقتصادي- فني پيشرفت نكرده اند. ما شاهد تحولاتي در جامعه هستيم يك سري نهاد هاي سياسي جديد شكل گرفته و نشانه هايي از مشاركت سياسي اجتماعي ديده مي گردد، ولي وقتي طریقه كلي اين ها را با هم نگاه مي كنيم، منحني سينوسي بوده و نقاط اوج و ركود داشته می باشد. و اصلاً پايداري و تعاومي در اين طریقه ها ديده نمي گردد. مشاركت زنان نيز همين گونه می باشد در دوره اي مي بيند، زنان از وضعيت سنتي خود خارج شده و وارد صحنه شدند آن هم به صورتي بسيار فعال، ولي در دوره اي ديگر بخش مهمي از آنان در جايگاه قبلي خود يعني خانه برگشتند و ذهنيت هاي طرفداري از حقوق و آزادي زن به ضد آن تبديل گردید من اين را عارضه اي از توسعه نا متوازن و ناهماهنگ مي دانم [2] به نظر مي رسد اين عارضه كه ناشي از توسعه نامتوازن می باشد اندك اندك شناخته شده می باشد و ديدگاه هايي ك به توسعه نامتوازن با بصيرت علمي و فني و فرهنگي نگريسته می باشد آن را كشف كرده اند. حاصل اين كند وكاو ارائه نظريه مشاركت به عنوان تيراه حل می باشد توسعه مشاركت زنان در كليه سطوح، شرط اصلي و اساسي براي رسيدن به هدف توسعه و رشد همه جانبه می باشد. بنابراين ايجاد مشاغلي هم سطح و با حقوق برابر براي كليه افراد اهميت خاصي دارد.

متأسفانه اين مفهوم دقيق و گسترده مشاركت در تصميم گيري ها و قانون گذاري ها در ايران مراعات نمي گردد مصوبات راجع به اشتغال زنان با آنكه مشاركت را تبليغ مي كند اما با روح نظريه تقسيم كار طبيعي زن و مرد آميخته می باشد و همواره بر حرفه هايي تأكيد مي ورزند كه با ساختار روحي و جسمي زنان تناسب داشته باشد. اولويت دادن به فعاليت هاي مرتبط با امورخانواده حتي در مصوبات سطوح بالاي قانون گذاري توصيه مي گردد شگفت آنكه در رسا نه هاي جمعي امروز ايران مفهوم مشاركت شناخته نشده می باشد هر چند لفظ مشاركت بسيار مورد بهره گیری قرار مي گيرد.

بنابراين حال كه به نظر مي رسد زنان شاغل ايراني از سال هاي نا امني فاصله مي گيرند، لازم می باشد تصويري از آن چیز که باعث مي گردد تا گذار از يك دوران ديگر كند و دشوار انجام پذيرد در اختيار داشته باشيم. به سخن ديگر ببينيم چه نوع مزاحمت هايي رو راه اين گذار تاريخ می باشد؟

موانع اشتغال

بررسي موانع و مزاحمت ها كه در دو شكل نظري و عملي اثر مي گذارد به مفهوم خاص مشاركت توجه دارد. زيرا مشاركت زنان در امور همواره با دو معنا مورد بهره گیری قرار مي گيرد. در پاره اي موارد مشاركت را به كليه فعاليت ها معيشتي و خانگي هم سرايت مي دهند كه چناكه گذشت تغيير نظام سياسي- اجتماعي بخش عمده اي از اين نوع مشاركت را كه در قلمرو زنان خانگي و روستايي می باشد مورد سوال قرار نمي دهد. ولي كارشناسان مقصود از مشاركت را درگيري زنان در فعاليت هاي اقتصادي، پولي و غير معيشتي و غير خانگي، يعني فعاليت هاي دست مزدي يا سود آور در بخش هاي نوين اقتصاد شهري اعلام مي كننند

الف : آموزش پرورش

ب: قوانين ناظر بر امور خانواده

ج: قوانين و مقررات ناظر بر اشتغال

وضع فعاليت زنان در كل كشور

بر اساس جدومل زير بيشترين درصد اشتغال زنان 17 درصد مربوط به گروه سني 25 تا 29 ساله و بيشترين درصد بيكاري با 8/34 درصد مربوط به گروه سني 15 تا 19 ساله مي باشد آمارهاي اين بخش از كتاب شاخص هاي اجتماعي، اقتصادي زنان در جمهوري اسلامي ايران كه توسط دفتر امور زنان كشور در نهاد رياست جمهوري در مهر ماه 1376 انتشار يافته می باشد استخراج شده می باشد و به موجب آن:

در بين زنان در حال تحصيل 3/62 درصد گروه سني 10 تا 14 ساله به عنوان بيشترين و در بين زنان خانه دار 2/3 درصد در همين گروه سني به عنوان كمترين نسبت در جمعيت غير فعال تقسيم بندي شده می باشد.

در توضيح جدول كه از وضع فعاليت زنان در سال 1375 ارائه شده بايد گفت در كشور ما جمعيت ده ساله و بيشتر به عنوان جمعيت فعال در نظر گرفته شده می باشد. البته در سر شماري ها1365 با در نظر داشتن اينكه برخي از كودكان 6 تا 9 ساله مخصوصاً در مناطق روستايي كمك كار والدين بوده و يا به گونه مستقل كار مي كرده اند، لذا مشاغلين جمعيت 6 تا 9 سال را هم مشخص نموده اند.

گر چه هنوز زنان تأثیر فعال واقعي خود را در همه جنبه هاي اشتغال نيافته اند. اما در آموزش و بهداشت از بخش خدمات و در توليدات كشاورزي تأثیر اساسي داشته اند

در فعاليت هاي زراعي و دامي به ويژه در استان هاي گيلان و مازندران و خوزستان حدود نيمي از كار بر عهده زنان می باشد اما به دليل اينكه اكثر زنان اين فعاليت ها را همراه با امور خانه انجام مي دهند.

لذا در بخش غير فعال خانه داري گم مي شوند با در نظر داشتن فضاي فرهنگي جامعه، شاغل محسوب نمي شوند. زنان سعي مي كنند به مشاغلي روي آورند كه علاوه بر كسب درآمد بتواند انتظار جامع را در راه انجام رسالت خطير خويش، زن خانه دار خوب در آورده نمايند و در نتيجه زنان به سوي مشاغل متوسط كه چنين كارگردي دارد هدايت شده و كمتر مشاغل در سطوح بالا بر عهده آنها گذاشته مي گردد.

زنان 10 ساله و بيشتر بر حسب سن و وضع فعاليت كل كشور در سال 1375

سن مشاغل بيكار (جوياي كار) محصل خانه دار
جمع 100 100 100 100
14-10 3/5 2/13 3/62 2/3
19-15 0/12 8/34 5/28 5/9
24-20 3/15 7/29 9/5 7/13
29-25 0/17 6/11
شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     
6/1

2/14 34-30

7/13

3/4

7/0

5/12 39-35

7/12

1/2

4/0

3/11 44-40

9/9

2/1

2/0

9/8 49-45

7/5

7/0

1/0

8/6 54-50

0/3

6/0

1/0

1/5 59-55

0/2

5/0

0

3/4 64-60

5/1

4/0

0

0/4

برای دانلود فایل ورد متن کامل اینجا کلیک کنید

+65

7/1

1/1

0

6/6

ميزان اشتغال در جمعيت ده ساله و بيشتر كشور در سال 1375 حدود 91 درصد بوده كه با در نظر داشتن توسعه صنعتي كشور، اين نسبت در طي چند دهه گذشته بي سابقه می باشد در سال 1365 همزمان با جنگ تحميلي ميزان اشتغال كشور طي نيم قرن گذشته با پايين ترين سطح خود رسيده و حدود 86 درصد بوده می باشد.

دسته بندی : اقتصاد

دیدگاهتان را بنویسید