نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

3- مدل تجربي

ما فرضية هزينه هاي نماينده را تست مي كنيم كه افزايش قدرت نفوذ و يا كاهش نسبت سهم متعارفي / سرمايه، در ارتباط با كاهشي در هزينة نماينده می باشد، هزينه هاي سهم متعارفي خارجي و با پيشرفتي در كارآيي شركت نيز توأم مي باشد، اين ارتباط با پسرفت كارآيي سود روي نسبت سرماية سهم متعارفي به اضافة متغيرهاي كنترل مستقر مي گردد. معادلة رگرسيون ميتواند به صورت زير نوشته گردد :

(5)                          

در اينجا ، EFFi ، مقياسي از استاندارد is شركت می باشد و يا كارآيي سود متناوب می باشد و ECAPi بصورت مقياس معكوس از قدرت نفوذ در تحقيق بانكداري تا حدي به دليل توجه قانوني اختصاص يافته به نسبت هاي سرمايه، استاندارد می باشد. بردار Z1i مشخصات ديگري را در بر مي گيرد كه احتمالاً كارايي سود را تحت تأثير قرار مي دهد مانند مقياس هاي ساختمان مالكيت، تجمع بازاري، ساير شركت، واريانس عايدي ها و محيط قانوني.

نهايتاً e1i يك واژه آشفتگي صفر ميانگين می باشد. همة متغيرها طي دورة 1995-1990 اندازه گيري مي شوند و در اكثر موارد، ميانگين هايي روي اين دوره هستند.

فرضيه هزينه هاي نماينده پيش بيني مي كند كه افزايش در كارآيي نسبت قدرت نفوذ، يعني ، بصورت نسبت هاي سرماية سهم متعارفي بالاتر و يا قدرت نفوذ كمتر، فشار روي مديران از طرف سهامداران متعارفي خارجي را كاهش ميدهد تا ارزش به حداكثر برسد، مشكلات نماينده بين اين دو حزب و صاحبان بيشتر شده و كارآيي سود كاهش مي يابد.

ما اين فرضيه را در برابر موقعيت صفر تست مي كنيم. با اينحال وقتي قدرت نفوذ، به قدرت كافي بالا می باشد، افزايش هاي بيشتر ممك ناست باعث كارآيي كمتر شوند زیرا مزايا بنابر هزينه هاي نمايندة كاهش يافتة سهم متعارفي خارجي، با هزينه هاي نامينده بيشتر بدهي غالب مي آيند. ما شكل عملكردي چهارتايي را اختصاص مي دهيم كه شامل ECAP و ECAP2 2/1 می باشد تا رابطة بين هزينه هاي نماينده و قدرت نفوذ براي غيريكنواخت شدن امكانپذير گردد و وقتي قدرت نفوذ بالا می باشد، علائم معكوس مي شوند. نكتة مهم آنكه، ما فرضية مشتركي را تست مي كنيم كه در آن قدرت نفوذ، هزينه هاي نماينده را تحت تأثير قرار مي دهد و اينكه عدم كارآيي سود حداقل بعضي از اين هزينه هاي نماينده را در بر مي گيرد.

فرضيه هاي ريسك كارآيي و فرضيه هاي ارزش امتياز انحصاري با بهره گیری از پارامترهاي معادلة دوم در مدل تست مي شوند، كه نسبت سرماية سهم متعارفي را بصورت عملكردي از كارآيي سود معين مي كند:

(6)                  

بردار Z2I حاوي بردارهاي غير از كارآيي سود می باشد كه احتمالاً نسبت سرماية سهم متعارفي را تحت تأثير قرار ميدهد مانند مقياس هاي قيمت هاي بازاري محلي، ساير شركت ، واريانس عايدي ها ، تراكم بازاري و محيط قانوني. واژه خطا 2ei ممكن می باشد در ارتباط با واژه خطاي از معادله (5) باشد. e1I ، مدل دو معادله اي ،‌از لحاظ اقتصادي از لحاظ اقتصادسنجي با مستثني ساختن محدوديت ها در بردارهاي z شناسايي شده می باشد و با حداقل مربع هاي دو مرحله اي برآورد شده می باشد (2SLS)

فرضية ريسك كارآيي پيش بيني مي كند كه شركت با كارآيي بالاي سود، در خارج از سرمايه سهم متعارفي جانشين مي گردد بطوريكه داريم در معادله (6) برعكس، فرضيه ارزش امتياز انحصاري پيش بيني مي كند كه شركتها با كارآيي بالاي سود سعي مي كنند تا ارزش درآمد بالايشان را با حفظ سرماية بيشتر سهم متعارفي محافظت نمايند بطوريكه داشته باشيم . اين احتمال هست كه هر فرضيه، انتخابهاي سهم متعارفي از زير مجموعه بانك ها را توضیح ميدهد. ما مشتق برآورد شده را بصورت اثر خالص اين دو فرضيه بازگو مي كنيم. و يا بصورت انديكاتوري از اينكه آيا اثر جانشيني در برابر اثر درآمد، به گونه كلي حاكم می باشد. ما مجدداً شكل چهارتايي را مشخص مي كنيم و EFF و EFF2 را بكار مي گيريم تا خسارت معكوس بتواند غيركنواخت گردد.

4- داده ها و متغيرها

براي اجراي تست هاي ما ، ما از اطلاعات سالانه روي بانك هاي تجاري ايالات متحده بهره گیری مي كنيم از سال 1990 تا 1995 ، كه اكثراً از گزارش هاي درآ,د و شرايط گرفته شدند. ما فقط بانك هاي موجود در همه 6 سال را در نظر مي گيريم. ما از ميانگين ها براي هر بانك طي اين سالها بهره گیری مي كنيم تا اثرات شك هاي موقت روي اندازه گيري كارآيي كاهش يابد و روابط تعادل در داده بررسي گردد. براي مشخص كردن مشكل بالقوة انحراف باقيمانده ما نيز سعي كرديم تا تست هايي را انجام دهيم كه بانك ها را نيز در نظر گرفتيم ، بانك هايي كه به مدت 4 ، 5 و يا 6 سال وجود داشتند و ما نتايج را قوي يافتيم.

در مورد تست هاي فرضية اصلي، ما نمونه مالكيت مان را از 695 بانك بكار مي بريم كه در اين ارتباط اطلاعات مفصل و كاملي در زمينة داخلي، بلوك خارجي و مايملك سازماني بانك از فيلينگ هاي SEC فراهم شده می باشد و از فاش سازي متراكم گرفته شده می باشد. ما بانكه هايي را مستثني مي سازيم كه شركت نگهدارنده بالايي را طي دوره تغيير داد تا از مسائل مطرح شده با تغييرات مالكيت جلوگيري نمايد. براي اطمينان از قوي بودن، ما نيز مدل را اجرا مي كنيم و فرضيه را با بهره گیری از نمونه كامل مان متشكل از 732 بانك تست مي كنيم – همة بانكهاي ايالت متحده كه طي سالهاي 1995- 1990 ، به گونه پيوسته فعاليت داشتند چه متغيرهاي مالكيت، همگي وجود داشته باشند و چه نداشته باشند (آنهايي مستثني شدند كه شركت اصلي رديف بالا را تغيير دادند). براي هر دو نمونه، ما از برآوردهاي كارآيي بهره گیری مي كنيم كه از نمونه كامل مشتق مي شوند، بطوريكه كارآيي شركت به گونه مناسبي در برابر يك مرز و براساس بانكهايي با بهترين اقدام در صنعت اندازه گيري مي گردد، چه آنها داده هاي مالكيت را فراهم كرده باشند و چه نكرده باشند. جدول 1 ، متغيرهاي بكار گرفته شده در مدل ، تعريف هايشان و آمارهاي اختصار را براي هر دو نمونه نشان مي دهد.

4-1- متغيرهاي وابسته ECAP , EFF

مقياس هاي كارآيي امان،‌عبارتند از كارآيي سود استاندارد. SPEFF كه قيمت هاي خروجي بيروني را در نظر مي گيرد و كارآيي سود متناوب، APEFF كه كميت هاي خروجي بيروني را در نظر مي گيرد. مقياس هاي كارآيي با بهره گیری از متود بدون توزيع محاسبه مي شوند و تحت آن عملكردهاي سود (1) و (3) را براي هر سال در پانل 1995-1990 مان برآورد مي كند، به اين ترتيب، پارامترهاي برآورد شده ميتوانند، با گذشت زمان تغيير كنند. عملكردها با بهره گیری از شكل عملكردي انعطاف پذير – فورير (Fourier) برآورد مي شوند كه نشان داده شده می باشد كه با داده هاي بانك ايالات متحده بهتر از شكل قراردادي فرالگاريتم متناسب می باشد. مقياس هاي كارآيي در معادله هاي (2) و (4) از ميانگين هاي 6 ساله واژه هاي باقيمانده برآورد شده ) براساس اين فرضيه محاسبه مي شوند كه واژه هاي كارآيي اصلي تمايل دارند تا در طول زمان ميانگين گيري شوند. همانطور كه در بالا بيان گردید، دوره 6 ساله نيز ممكن می باشد اثرات چشمگيري از هزينه هاي نماينده را در ارتباط با سرمايه گذاري ها و يا فعاليت هاي مديريت ريسك بكار برد، كه احتمالاً طي دوره زماني امتداد يافته اي منعكس مي گردد. بعنوان يك چك قوي و دقيق، ما كارآيي هاي برآورد شده را با بهره گیری از يك متود اثرات ثابت براساس متغير ساختگي براي هر بانك بكار مي بريم. به جاي آنكه از باقيماندة متوسط بهره گیری كنيم. پسوندهاي “DF” و “FE” ، كارآيي هاي اندازه گيري شده را با بهره گیری از متودهاي اثرات ثابت و بدون توزيع مشخص مي كنند. مقياس معكوس مان از قدرت نفوذ، ECAP می باشد، يعني ارزش دفتري سرمايه سهم متعارفي براي كل سرمايه هاي ناخالص. براي دسترسي به اطلاعات بيشتر به ضميمة A ممراجعه گردد.

4-2- متغيرهاي برون زا در معادلة كارآيي (5)

بردار متغيرهاي كنترل در معادله كارآيي (5) ، Z1 ، مقياس هاي ساختمان مالكيت، ساير مشخصات بانك، فاكتورهاي بازار و قانون را در بر مي گيرد. متغيرهاي ساختمان مالكيت، 3 مقياس از تركيب سهام شركت اصلي رديف بالا را در بر مي گيرند – سهام داخلي با اعضا و خويشان هيئت (SHINSIDE) ،‌سهام تحت مالكيت بيگانه ها با بيش از 5% سهام معوق SH 50 WN و سهم دارايي سازماني (SHINSTIT) . سهام بيشتر داخلي معمولا انتظار مي طریقه تا هزينه هاي نماينده را كاهش دهند اما هنوز شاهدي از سنگربندي حاشيه اي براي سطوح بالاي مايملك داخلي هست. براي امكانپذير ساختن عدم يكنواختي بالقوه، ما اولين، دومين و سومين واژه ها را در سهم داخلي وارد ساختيم. SHINSIDE ، SHINSIDE2 ، ‌ SHINSIDE 3 . اثر مثبت SH 50 WN در صورتي انتظار مي رود كه صاحبان بلوك خارجي بتوانند به كاهش مسائل مديران كنترل كننده كمك نمايند. سهامداران بلوك بزرگ نيز ممكن می باشد كارآيي مكانيسم خريد سهام را با تخفيف يا كاهش مسئله سواركار آزاد بالا ببرند. نهايتاً انتظار ميرود تا SHINTIT ، ضريب مثبتي داشته باشد و اين در صورتي می باشد كه سرمايه گذاران سازماني به گونه نزديكتر از ساير سهامداران به مديران اطلاع دهند.

ما همچنين متغيرهايي را بكار مي گيريم كه ساختمان شركت ما در (صاحب سهم) بانك را توضیح مي دهند : چه شركت صاحب سهم چند لايه اي باشد (MULTILAY) و چه شركت اصلي رديف بالا خارج از ايالت واقع شده باشد (OUTSTATE) .

در نمونه كامل، ما يك متغير ساختگي برابر با 1 را اضافه مي كنيم و اين در صورتي می باشد كه آن در يك شركت صاحب سهم بانك باشد (1NBHC) ، در غيراينصورت صفر می باشد (همه بانكهاي در نمونه مالكيت نيز در شركتهاي اصلي (صاحب سهم) هستند. پيچيدگي سازماني بيشتر ممكن می باشد با كارآيي كمتري توأم باشد تا حدي كه آن كنترل را مشكل تر مي سازد و ممكن می باشد با كارآيي بيشتر در ارتباط باشد، تا حدي كه آن تنوع زايي و فرصت هاي سرمايه گذاري را توسعه مي دهد.

ما همچنين ريسك بانك را كنترل مي كنيم. بانكهاي پرخطرتر ممكن می باشد بصورت كارآمدتر از لحاظ سود بطور متوسط اندازه گيري شوند و اين در صورتي می باشد كه آنها بين خطر (ريسك) و برگشتي مورد انتظار تجارت و تبادل نمايند. اينكار مي تواند در صورتي رخ دهد كه بانكهاي پرخطر، روي مانيتورينگ وام به گونه سطحي مورد توجه قرار داده شوند، در هزينه هاي مانيتورينگ نيز صرفه جويي بعمل مي آيد اما داشتن برگشتي هاي متغيرتر روي موجودي وام شان به چشم مي خورد. متناوباً، بانك هايي كه در عمليات ضعيف هستند، ممكناست در مديريت ريسك نيز ضعيف باشند و ارتباط منفي را بين كارآيي سود و ريسك ارائه دهند. SDROEL ، معيار استاندارد ROE طي دورة 6 ساله را براي هر بانك و همچنين واژه رديف يعني را بكار ميبريم تا غيريكنواختي امكانپذير گردد. براي كنترل اختلاف هاي مربوط به سايز بانك، ما متغيرهاي ساختگي متغير از 100 بيليون دلار در كل سرمايه هاي ناخالص (SIZE 7) وارد نموديم. اين متغيرها به در نظر گرفتن اثرات اختلاف ها در تكنولوژي، فرصت هاي سرمايه گذاي، تنوع زايي و ساير فاكتورهاي مربوط به سايز كمك مي كنند (SIZE بصورت مورد مبنا مستثني مي گردد).

نهايتاً، فاكتورهاي اصلاحي و بازاري به صورت زير اختصاص مي يابند. به عنوان مشخصه‌اي براي قدرت بازاري، ما شاخص Herfindahl با وزن متوسط (HERF) تراكم بازاري با سپرده محلي را براي بانك به كار مي بريم، در اينجا، وزن ها تناسب‌هايي از سپرده هاي بانك در همه بازارهايش هستند. اختلاف در محيط قانوني، براي متغيرهاي ساختگي و براي عمليات در يك وضعيت شعبه محدوده (L1M1TB) و يا در يك وضعيت بانكداري واحد (UN1TB) همراه با عمليات در يك وضعيت شعبه سراسري (STAEB) به صورت طبقه مستثني به حساب مي آيد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

بردار متغيرهاي كنترل در معامله سرمايه (6)Z2 شامل قيمت هاي بازاري، مشخصات ديگر بانك و فاكتورهاي قانوني و بازاري می باشد. ما، قيمت هاي بازاري را به صورت دترمينان هاي EcAP وارد مي كنيم. زیرا قيمت ها مستقيماً سوددهي را تحت تأثير قرار مي دهند (به گونه منفي براي قيمت هاي ورودي، به گونه مثبت براي قيمت هاي خروجي) و زیرا دو فرضيه امان درمورد معادله EcAP بر اساس سهم متعارفي مي باشند، جانشيني براي سودهاي مورد انتظار در برابر بكار برده شدن براي محافظت از سودهاي قابل انتظار مي گردد. قيمت ها به صورت ميانگين هاي بازاري برون زا محاسبه مي شوند. مواردي كه در بازار محلي اش با آنها مواجه مي گردد. اين قيمت ها، شرايط هاي عرضه و تقاضا را براي سرمايه ها و بدهكاري ها در بازارها به كار مي برند بازارهايي كه بانك در آنها كار مي كند و اجاره هاي بالقوه از قدرت بازار بانك ها در اين بازارها در نظر گرفته مي شوند. ما قيمت هاي 3 ورودي متغير را در نظر مي گيريم، بودجه هاي خريداري شده (MW1)، كار (MW2) و سپرده هاي اصلي (MW3) و چهار خروجي متغير، وام هاي مشتري (MP1)، وام هاي تجاري (MP2)، وام هاي ملك واقعي(MP3) و اوراق بهادار (MP4) كه در برآورد كارايي سود استاندارد به كار رفتند.

متغيرهاي توضیح دهنده مشخصات بانكي ديگر، مانند متغيرهاي سايز و ريسك يكساني هستند كه در معادله (5) به كار رفتند. به عنوان يك فاكتور بازاري مربوطه، ما تراكم را به صورت نشاني براي قدرت بازاري به كار مي بريم. تعبير اوليه فرضيه ارزش امتياز انحصاري، بنابر اجاره هاي مربوط به قدرت بازاري بيان گردید (به جاي كارايي)، بنابراين ما HERF را براي كنترل قدرت بازاري به كار مي بريم كه قبلاً به گونه كامل با قيمت ها احاطه نشده می باشد. متغيرهاي اصلاحي مجدداً عبارتند از LIMITB,UNITB ساختگي همراه با STATEB به صورت طبقه مستثني شده.


دیدگاهتان را بنویسید