نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

ما كارآيي سود را به دو شيوة متفاوت اندازه مي گيريم، كارآيي سود استاندارد و كارآيي سود متناوب. عملكرد سود استاندارد، قيمت هاي خروجي متغير را بصورت داده شده در نظر مي گيرد و تغيير كميت هاي خروجي را امكانپذير مي سازد، بطوريكه براي سودها به حساب مي آيند، سودهايي كه با تغيير خروجي ها و همچنين ورودي ها به دست مي آيند:

(1)  

در اينجا سودهاي متغير شركت می باشد و شامل همة سود و درآمد دستمزد به دست آمده روي خروجي هاي متغير منهاي هزينه هاي متغير (مانند هزينه هاي سود) مي‌باشد، هزينه هايي كه توسعه يافتند تا اين خروجي ها را توليد نمايند؛ ثابت اضافه شده به سود هر شركت می باشد، بطوريكه لگاريتم طبيعي يك عدد مثبت در نظر گرفته مي گردد، بردارهاي قيمت ورودي ها و خروجي هاي متغير هستند، z كميت هاي هر ورودي و خروجي ثابت را نشان مي دهد (ورودي ها و خروجي ها ) ؛ مجموعه اي فاكتورهاي ديگر در محيط اقتصادي شركت می باشد كه ممكن می باشد كارآيي را تحت تأثير قرار دهد.

، عدم كارآيي را نشان ميدهد كه سودها را كاهش مي دهد و ، واژه هاي راندوم (اتفاقي )‌می باشد نكته مهم آنكه، هزينه هاي سود و اقدام كننده، هر دو به حساب مي آيند و بعضي از هزينه هاي نماينده بدهي را ارائه مي دهند كه احتمالاً در هزينه هاي سود بالاتر بكار ميروند. واژه بصورت يك واژه خطاي كامپوزيت اقدام مي كند و تكنيك هاي اندازه گيري كارآيي متفاوت در اين مورد با هم فرق دارند كه چگونه آنها واژه كارآيي ، را از واژه خطاي راندوم تشخيص مي دهند.

همگي ، شرايطهاي بيروني را نشان مي دهند كه مديريت در درست كردن توليدش و طرح هاي بازاريابي با آنها مواجه مي‌گردد و فاكتورهاي ناشناخته و نامعمولي را نشان مي دهد كه كارآيي را تحت تأثير قرار مي دهد و بنابراين هدف مديري كه به گونه كامل با در نظر داشتن سهامداران اقدام مي كند،‌به حداكثر رساندن واژة‌كارايي می باشد،‌ البته از طريق انتخاب ورودي ها و خروجي هايي كه تكنولوژي موجود در بردارد. شركتهايي با بالاترين ارزش برآورد شدة كارآيي بصورت ظاهر شونده در صنعت و در بهترين امور در نظر گرفته مي گردد و مرز مؤثري را تشكيل مي دهد. كارآيي سود استاندارد، به اينكه يك شركت چقدر به كسب سود پيش بيني شده اي كه يك شركت با بهترين عملكرد به دست مي آورد نزديك می باشد و در همان شرايط بيروني قرار دارد، مي پردازد و درجة اين مقدار را اندازه گيري مي كند. براي شركت i ، آن نسبت سودهاي واقعي پيش بيني شده به سودهاي پيش بيني شدة شركتي با بهترين عملكرد می باشد كه با شرايطهايي مثل شركت i شبكه خطاي راندوم مواجه می باشد :

(2)                     

در اينجا ، حداكثر ارزش نظاره شده از واژة كارآيي می باشد و is ارزشهايي را براي شركت i نشان مي دهد. SPEFF ، تناسب سودهاي بالقوه و حداكثر آن می باشد كه در واقع به دست آمدند و ارزش حداكثر 1 را براي شركتهايي با بهترين اقدام دارد. شركتي با SPEFF 80/0 ،‌80% حداكثر سودهاي بالقوه اش را به دست مي آورد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

كارآيي سود متناوب اساساً محاسبه شده می باشد به غیر از آنكه كميت هاي خروجي به جاي قيمت هاي خروجي، به صورت بيروني در نظر گرفته مي شوند. بطوريكه شركت بصورت انتخاب قيمت ها به جاي كميت ها نمونه برداري مي گردد. بنابراين عملكرد سود متناوب، y را در مكان p مشخص مي سازد.

(3)                             

نمره هاي كارآيي به شيوه اي شبيه به مقياس هاي سود استاندارد محاسبه ميشوند، به غیر از براي اين تغيير در مباحث عملكرد سود :

(4)                          

مفهوم سود متناوب ممكن می باشد وقتي مفيد باشد كه بعضي از فرضيات مربوط به عملكردهاي سود استاندارد و هزينه، برآورد نشده باشند.

ما كارآيي سود را بصورت نمايندة معقولانه (معكوس) براي هزينه هاي نماينده در نظر مي گيريم، زیرا مديران اهداف خود را دنبال مي كنند به جاي آنكه ارزش سهامدار را به حداكثر برسانند. سود پيش بيني شدة شركتي با بهترين اقدام و تحت شرايطهاي بيروني مشابه مثل شركت i ، يك محك شركت جداگانه می باشد كه صاحبان شركت i ممكن می باشد به گونه معقولانه از مديرانشان بخواهند تا سعي كنند انجام دهند. آن هزينه هاي عامل صفر را فرض نمي كند و يا بهترين اقدام تكنولوژي خالص را تعريف نمي كند ، بلكه در نظر مي گيرد كه چگونه شركتهاي خوب در صنعت واقعاً كار مي كنند و شرايطهاي بيروني را به حساب مي آورد كه تحت آنها، شركت كار مي كند. ارزش شركت، ارزش فعلي سودهاي بعدي مورد انتظار می باشد، بنابراين انحراف از سودهايي كه بهترين مديريت صنعت انجام مي دهد، بايد به گونه معقولانه اي متناسب با ضررهاي سهامدار از هزينه هاي نماينده و نزديك به آن باشد. مي گوئيم كه شبكه بندي خارج از اثرات روي سودهاي فاكتورهاي بيروني وراي كنترل مديريت،‌براي اندازه گيري هزينه هاي عامل مديراني مهم می باشد كه اهدافشان را دنبال مي كنند. همچنين مي گوئيم كه رفتار نظاره شدة شركتهايي با بهترين اقدام ، تاحد ممكن به نزديكي تقريبي می باشد دربارة اينكه اگر هزينه هاي نماينده، به حداقل برسند، رفتار شركت چگونه می باشد؟ همانطور كه توجه شده، تست هاي هزينة نماينده و اثرات ساختمان هزينه در نوشتجات معمولا از نسبت هاي مالي و يا ارزش هاي بازار سهام براي اندازه گيري كارآيي بهره گیری مي كنند. چنين متغيرهايي ، اثرات اختلاف ها را در فاكتورهاي بيروني پاك مي كنند، فاكتورهايي كه ارزش شركت را تحت تأثير قرار مي دهند و اينكه ممكن می باشد با هزينه هاي نماينده در تست ها مختل شوند. بررسي هاي قبلي نيز به گونه كلي محك جداگانه اي را براي كارآيي هر شركت تنظيم نمي كند، كارآيي كه اگر هزينه هاي نماينده به حداقل برسند، شناسايي مي شوند.

اين كار ممكن می باشد به ويژه براي مطالعات دشوار باشد، مطالعاتي كه از ارزش بازاري و داده هاي برگشت بهره گیری مي كنند و بر مبناي انتظارات هستند و كارآيي نسبت به انتظارات می باشد به جاي آنكه كارآيي نسبت به محك هزينه نمايندة حداقل باشد6.

2-2- تئوري هاي خسارت معكوس از كارآيي به ساختمان سرمايه

همانطور كه قبلا بيان گردید تحقيق قبلي راجع به هزينه هاي نماينده معمولاً احتمال خسارت معكوس را از كارآيي به ساختمان سرمايه به حساب نمي آورد، كه ممكن می باشد باعث انحراف معادلات همزمان گردد. ما دو فرضية خسارت معكوس را بر مبناي خشونت هاي فرضية بازارهاي كامل Modigliani – Miller معرفي مي كنيم. فرض شده می باشد كه نقايص بازاري متفاوت (مثل ماليات ها ،‌هزينه هاي ورشكستگي ، اطلاعات غيرمتقارن) باعث ترازي بين آن دسته كه در برابر سهم متعارفي با مطلوبيت كمتر، بيشتر مورد توجهند، مي گردد و اينكه اختلاف ها در كارآيي سود، نسبت سرماية سهم متعارفي بهينه را به گونه حاشيه اي به بالا و پائين حركت مي دهند.

تحت فرضية ريسك كارآيي ، شركت هاي كارآمدتر، نسبت هاي سهم متعارفي پائين تر از شركت هاي ديگر انتخاب مي كنند ، همه چيزهاي ديگر ، برابرند زیرا كارآيي بالاتر ، هزينه هاي مورد انتظار ورشكستگي و اختلال مالي را كاهش مي دهد. تحت اين فرضيه، كارآيي سود بالاتر، برگشتي قابل انتظار بالاتري رابراي يك ساختمان سرماية داده شده توليد مي كند و كارآيي بالاتر تا حدي به جاي سرماية سهم متعارفي مي نشيند تا از شركت در برابر بحران هاي بعدي محافظت نمايد. اين يك فرضية مشترك می باشد كه (i كارآيي سود به گونه بسيار مثبتي در ارتباط با برگشتي هاي مورد انتظار می باشد و (ii برگشتي هاي مورد انتظار بالاتر از كارآيي بالا به جاي سرماية سهم متعارفي مي‌نشينند تا ريسك ها را مديريت نمايند.

شاهد، با اولين بخش فرضيه، ثابت می باشد يعني كارآيي سود شديداً و به گونه مثبت در ارتباط با برگشتي هاي مورد انتظار در بانكداري می باشد. كارآيي سود به گونه چشمگيري با برگشتي هاي روي سهم متعارفي و برگشتي ها روي سرمايه ها به گونه مثبت در ارتباطند و ساير شواهد بيان مي كنند كه كارآيي سود طي گذشت زمان نسبتاً پايدار می باشد. بطوريكه پيدا كردن كارآيي بالاي رايج تمايل دارد تا برگشتي هاي قابل انتظار بالايي را در آينده ارائه دهد.

بخش دوم فرضيه – كه برگشتي هاي بالاتر مورد انتظار براي بانك هاي كارآمدتر به جاي سرماية سهم متعارفي مي نشينند – از تجزيه و تحليل نمرة z استاندارد Altman ناتواني در پرداخت شركت پيروي مي كند. برگشتي هاي بالاي مورد انتظار و نسبت بالاي سرماية سهم متعارفي هر كدام مي توانند به صورت مانعي در برابر ريسك هاي دارائي مالي براي كاهش احتمالات معوق كردن هزينه هاي ناتواني مالي / ورشكستگي اقدام مي‌كنند، بنابراين شركتهايي با برگشتي هاي بالاي مورد انتظار به دليل كارآيي بالاي سود ميتوانند نسبت هاي سهم متعارفي پائين تري را حفظ كنند. نمره z ، تعداد مشتقات استاندارد زير برگشتي مورد انتظار می باشد كه برگشتي واقعي مي تواند برود قبل از آنكه سهم متعارفي نقصان گردد و شركت در موقعيت ناتواني در پرداخت قرار بگيرد، ، در اينجا به ترتيب ميانگين و معيار استاندارد ميزان برگشتي روي سرمايه هستند و ECAPi ، نسبت سهم متعارفي به سرمايه هاست. براساس اولين بخش فرضية ريسك كارآيي، شركت هايي با كارايي بالاتر ، بالاتر خواهند داشت.

براساس بخش دوم فرضيه ، بالاتر به شركت امكان ميدهد تا ECAPi پائين تري براي نمره z داده شده ، داشته باشد بطوريكه شركتهاي كارآمدتر ، ممكن می باشد نسبت هاي سرمايه سهم متعارفي پائين تري را انتخاب كنند.

فرضية ارزش امتياز انحصاري، به اثر درآمد اجاره هاي اقتصادي مي پردازد كه با كارآيي سود روي انتخاب قدرت نفوذ توليد مي گردد. تحت اين فرضيه، شركت هاي كارآمدتر، نسبت هاي سرماية سهم متعارفي بالاتري را انتخاب مي كنند. همه چيز ديگر مساوي می باشد تا به اين ترتيب اجاره ها و يا ارزش امتياز انحصاري در ارتباط با كارآيي، از احتمال تصفيه محافظت شده و در امان باشند. كارآيي بالاي سود ممكن می باشد در صورتي اجاره هاي اقتصادي بيافرينند كه كارآيي همچنان در آينده ادامه يابد و سهامداران ممكن می باشد نگهداري سرماية با سهم متعارفي اضافي را انتخاب كنند تا اين اجاره ها را محافظت نمايند، مواردي كه ممكن می باشد در رويداد تصفيه گم شوند حتي اگر تصفيه با هيچ ورشكستگي آشكار و يا ناتواني در هزينه ها توأم نباشد.

شاهد قبلي از اين انديشه حمايت مي كند كه شركت ها ، سرماية سهم متعارفي اضافي را حفظ مي كنند تا ارزش امتياز انحصاري را محافظت نمايند. بعنوان مثال، باارائه قوانين چارت بندي در اوايل دهة 1980 ، بانك ها ، سرمايه سهم متعارفي شان را پائين آوردند و ريسك موجودي اوراق بهادار را بيشتر در نظر گرفتند، زیرا آنها ارزش امتياز انحصاري كمتري داشتند تا حفظ نمايند. شركتهايي با محصولات بي نظير نيز نسبت هاي بالاتر سهم متعارفي دارند اما همه چيز ديگر مساوي و برابر می باشد زیرا بي نظير بودن محصول ميتواند اجاره هاي قدرت بازاري را خلق كرده و شركت ميتواند سرماية سهم متعارفي اضافي را براي نگهداري اين اجاره ها حفظ نمايد، در بانكداري، اغلب گفته مي گردد كه رابطة قرض دادن، چنين اجاره هايي را خلق مي كند زیرا بانك دسترسي اختصاصي به اطلاعات دربارة مشتريان وام دارد. همچنين، دسترسي به شبكه ايمني دولتي (مانند بيمه سپرده، دسترسي به ويندو تخفيف، تضمين هاي سيستم پرداخت) ممكن می باشد ارزش امتياز انحصاري را براي بانك ها فراهم كند. فرضية ارزش امتياز انحصاري، يك فرضية مشترك می باشد كه كارآيي سود، منبعي از اجاره هاست و اينكه بانك ها، سرماية سهم متعارفي اضافي را نگه مي دارند تا از ضرر آن اجاره ها در رويداد تصفيه محافظت نمايند.

اين دو فرضيه ، پيش بيني هاي مخالفي را از يكديگر براي اثرات كارآيي سود روي سرماية سهم متعارفي و يا قدرت نفوذ ارائه مي دهد. دو اثر جداگانه ممكن می باشد بصورت جانشين و اثرات درآمد مطرح شوند. تحت فرضية ريسك كارآيي، عايدي هاي مورد انتظار از كارآيي بالاي سود به جاي سرماية سهم متعارفي قرار گرفته تا شركت را از هزينه هاي مورد انتظار ورشكستگي و يا پريشاني مالي محافظت نمايد، در حاليكه تحت فرضية ارزش امتياز انحصاري، شركت ها سعي مي كنند تا درآمد را از كارآيي بالاي سود محافظت كنند البته با حفظ سرماية سهم متعارفي اضافي. ما يافته هاي زير را بصورت اثر خالص اين دو فرضيه بازگو مي كنيم و يا اينكه آيا جانشيني در برابر اثرات درآمد قرار دارد و مسلط می باشد. بنابراين اين فرضيه ها ، فقط تا حدي در اين معنا قابل شناسايي اند كه ميتوانيم فقط تشخيص دهيم كداميك مهمتر از ديگري می باشد.

2-3- بهره گیری از متغيرهاي ساختار مالكيت

مي گوئيم كه ساختمان مالكيت و همچنين ساختمان سرمايه بايد در بررسي هاي هزينة نماينده بكار طریقه. زیرا آن تفكيكي از مالكيت و كنترل می باشد كه هزينه هاي نماينده را خلق مي كند. تعدادي از بررسي هاي قبلي، اثرات ساختمان سرمايه را روي كارآيي بررسي مي كنند بدون آنكه ساختمان مالكيت را كنترل نمايد. نهايتاً، تحقيق ديگر شامل هر دو متغير می باشد اما قدرت نفوذ بصورت زمينة خارجي يا برون زا در نظر گرفته مي گردد، به جاي آنكه از چهارچوب معادلات همزمان بهره گیری گردد.

برای دیدن قسمت های دیگر این پژوهش لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد بهره گیری کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

دسته بندی : اقتصاد

دیدگاهتان را بنویسید