منابع مالي

جريان نقدي حاصل عمليات ( براي دو مورد بالا ) (148/266/17)
افزايش در وامهاي بانكي ( اسناد پرداختي 000/000/26
وام گيري ( بدهيهايي ) از شركت وابسته ثبت نشده 894/76
افزايش در وامها بلند مدت 729/35
سپرده گذاري در قرار داد زمين 000/235
حق داشتن سهام 200/37
منابع كلي 675/118/9
مصارف مالي :  
سرمايه گذاري در شركتها وابسته ثبت نشده 000/000/1
خريد وسايل ، تجهيزات و ماشين آلات 312/710/4
افزايش در هزينه هاي معوقه 800/046/2
باز پرداخت بخش جاري وامهاي بلند مدت 036/333
هزينه هاي سهام ممتاز 367/429
باز خريد سهام خزانه 750/180
كل مصارف 465/700/8

 

افزايش درپول نقد 410/418

دقت داشته باشيد كه اختلاف جزئي بين اين ارزش محاسبه شده و تغيير در مانده حساب نقدي 380. 418 كه نتيجه گردش مانده حساب در ترازنامه می باشد .

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

3ـ توضيحات

الف) بدهيها بلند مدت :

بخش جاري بدهي ها دراز مدت                           بدهي دراز مدت

333.036                       1970                     496.489         1970

پرداخت       333.036                                 طبقه بندي مجدد 630/295

630/295       1971

بدهي جديد   35.729

                 588/236       1971

(b حق داشتن سهام

                 18 دلار       = هر سهم 01. X سهام 800/11

                 37.082      بيش از مبلغ اسمي

               200/37

(C سرمايه گذاري در شركتهاي وابسته ثبت نشده :

                    000/000/1             سرمايه گذاري ابتدايي

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     
  • ارزش خالص درآمدهاي سال 1971

                   1.134.579 مانده   1971

(d اموال ، ماشين آلات و تجهيزات :

  1971 1970
مانده نهايي ، چنانچه گزارش شده 941/426/9 745/245/5
اضافه مي گردد . :   استهلاك انباشته 705/733

666/476/5

921/230

646/160/10

اضافه مي گردد :     ارزش دارايي حذف شده    
هزينه استهلاك 116/529  
كسر مي گردد :   تغييرات در بخش Acc 784/502  
    332/26

978/186/10

تغييرات در مانده   312/710/4

(e هزينه هاي معوقه

  1971 1970
مانده نهايي   چنانچه گزارش شده می باشد 792/558/2 109/944
اضافه مي گردد :     استهلاك انباشته 011/586

803/144/3

894/153

003/098/1

تغيير در مانده 800/046/2  

(f هزينه هاي عرضه عمومي سهام

دريافتي سهام ممتاز 000/000/19
سهام ممتاز ، ارزش اسمي 000/500
پرداخت مازاد سرمايه 663/070/18
پول نقد 367/429

4ـ پاورقي شماره 7 ، هزينه معوقه

نگاه اجمالي به نكته شماره 7 نشان مي دهد كه هومكس 6/1 ميليون دلار اضافي در هزينه هاي معوقه مختلف در سال مالي 1971 را به تعويق انداخت .

همانگونه كه تصریح شده در حدود 25 درصد درآمد پيش از ماليات ( و 65 درصد افزايش هر ساله ) بررسي بيشتري لازم می باشد 5 تقسيم بندي ( از نكته شماره 7) و توضيحات من در ذيل نشان داده شده می باشد .

(I حقوق انحصاري و مارك هاي تجاري ( 300/83 افزايش خالص در سال 1971) آيا منطقي می باشد كه حق انحصاري بيش از 17 سال زندگي قانوني به گونه اقساطي پرداخت گردد ؟ (مستهلك كرد ؟ )

(ii آموزش و توسعه حرفه اي (افزايس خالص 000/343) مشخص نيست كه اين دارايي ارزش آتي ديگري دارد .

(iiiتحقيق و توسعه ( افزايش خالص 000/577 ) اين كار توسط SFAS2 در سال 1974 كنار گذاشته گردید .

(ivهزينه هاي راه اندازي توليد پروژه ( افزايش خالص 000/340 ) اين كار توسط SFAS2 در سال 1974 كنار گذاشته گردید .

(v هزينه هاي كسب و تحصيل دارايي ( افزايش خالص 000/261 ) اين مقدار به نظر درست مي رسد ولي معمولاً به وسيله سرمايه گذاري در هزينه هاي دارايي هاي بدست آمده بكار برده مي گردد . نكته a در پاورقي 7 مشكل ساز مي باشد .

5ـ ديگر گزارشات مالي صادر شده

(a شركت مالي وابسته

شركت شلتر براي تامين مالي غير ترازنامه اي شركت هومكس تاسيس گردید اكثريت دريافتني ها بدون صورت حساب هستند . ايجاد يك شركت وابسته مالي به هومكس اجازه مي داد تا وامهاي بانكي بيشتري از طريق اين واسطه بدست آورد تا آنجايي كه نسبت بدهي شركت اجازه دهد .

در انجام چنين كاري شركت وابسته مالي به شركت هومكس اجازه مي داد تا به ازاي بعضي از توليداتش كه فروخته بود پول نقد بگيرد اما توليداتي كه براي آنها خريدار پول نداده بود . طرح 15 ميليون اعتبار توسط شركت هومكس تضمين نشد .

بنابراين مسئوليت تمام ترازنامه نيست شايد فراتر از تعهدات قانوني باشد . شركت هومكس يك ميليون در شركت وابسته مالي به صورت سهام عادي سرمايه گذاري كرد هر چند كه به نظر مي رسد كه اين تنها يك انتقال حساب باشد چنانچه يك ميليون براي مطالباتي كه شركت وابسته خريده بود برگشت داده گردید .

در 31 ژوئيه 1971 شركت شلتر تنها 171/5 پول نقد داشت .

به علاوه از آنجايي كه مطالبات در شركت وابسته صورتحساب نشده بودند سود شركت وابسته تنها به خالص بودن مطالبات می باشد . سوال بسيار جالبي كه هست اين می باشد كه چطور شركت وابسته مي تواند با 367/263 دلار در G,A با بيش از 90 درصد از دارايي آنها در دريافتني ها صورتحساب نشده به كار خود خاتمه دهد . مي توان بهره را بفهميم اما 000/209 دلار در G,A را نه ؟ هر چند كاربرد روش ارزش ويژه ، براي تشخيص درآمد شركت به اين معني می باشد كه تنها وسيله عملي براي تشخيص درآمد شركت به اين معني می باشد كه تنها وسيله عملي ( مناسب ) انتقال برخي از ارقام ناخالص (درآمد و هزينه ) از گزارش درآمد شركا و جانشين كردن آنها با ارقام خالص همچنين شخص متعجب می باشد كه چگونه شركت تابع 000/000/15 دلار بستانكاري بانك بدون پشتوانه كسب كرده .

(b ذخيره مطالبات مشكوك الوصول :

با 8/37 ميليون در حسابهاي دريافتي كوتاه مدت و 2/4 ميليون دلار حساب دريافتي بلند مدت مثل اینکهً غير منطقي به نظر مي رسد . كه انتظار 100 درصد نرخ وصول را داشته باشيم . پس بنابراين ورشكستگي عاملي می باشد كه مجوزي را براي تعيين ذخيره حسابهاي مشكوك الوصول فراهم مي كند كه ارزش مطالبات را همراه با درآمد خالص از طريق شناخت حساب هزينه بدهي تعيين مي كند .

(c در آمد براي اهداف مالياتي

گزارش درآمد نشان مي دهد كه ماليات بر درآمد جاري 000/368 دلار مي باشد . اگر نرخ ماليات 48 درصد بيان گردد درآمد خالص گزارش شده براي اهداف مالياتي تنها   667/766 دلار خواهد بود كه بسيار متفاو ت با ميزان 9/8 ميليوني كه براي اهداف حسابداري گزارش شده می باشد .

در آمدها و هزینه ، بهره ها و زیان ها

شرکت village  (مارس ۱۹۸۶ . شماره ۲ )

سؤالات مورد بحث

a – 1 – روش درصد تکمیلی توجیه می گردد زیرا درآمد وقتی حاصل می گردد که کار طبق قرارداد ساختمانی بلند مدت انجام گردد.در نتیجه اطلاعات مرتبط تری ارائه می کند. در آمدها دریافت های نقدی واقعی یا مورد انتظار (یا معادلی ) را نشان می دهد که وجود داشته می باشد یا در نتیجه عملیات مرکزی یا اصلی یک دوره را فراهم می سازد .

۲- شرکت village بایستی این قرارداد ساختمانی بلند مدت را با بهره گیری از روش درصد تکمیل محاسبه کند زیرا این روش زمانی بهتر می باشد که برآوردهای هزینه های تکمیل و پیشرفت در جهت تکمیل به گونه منطقی و مستدلی قابل اطمینان باشد.در حقیقت این جایگاه نشانگر این می باشد که درآمد صد در صد می باشد و بدست آوردن آن غیر ممکن نیست.

b- درآمد که در هر سال برای این قرارداد ساختمانی بلند مدت مشخص می گردد با بهره گیری از روش هزینه به هزینه تعیین می گردد و در صد تکمیل به توضیح زیر تعیین می گردد .

مبلغ قرارداد،اولین بخش تعیین درآمد برآوردی برای هرسال می باشد. کل هزینه های واقعی (دومین بخش تعیین کننده درآمد برآوردی برای هر سال ) کل هزینه های انجام شده از آغاز پروژه تا پایان سال جاری را نشان می دهد .

کل هزینه های برآوردی ( سومین بخش تعیین کننده درآمد برآوردی برای هر سال ) از مبلغ قرارداد برای رسیدن به درآمد برآوردی کم می گردد .کل هزینه های برآوردی شامل هزینه های واقعی تا این تاریخ و هزینه های برآوردی برای تکمیل قرارداد می گردد و معمولاً هر سال تغییر می کند .

درآمدی که در اولین سال مشخص می گردد درصد هزینه های واقعی تا این تاریخ می باشد به کل هزینه های برآوردی ضربدر کل درآمد تعیین شده می باشد . درآمدی که در سال دوم (سوم) مشخص می گردد درصد هزینه های واقعی تا این تاریخ به کل هزینه های برآوردی ضربدر کل درآمد براوردی می باشد که کمتر از درآمدی می باشد که در سال اول(اول و دوم ) مشخص شده می باشد .

C – پیشرفت صورت حساب های فرستاده شده و وصولات در این صورت حسابها بر دزآمد تعیین شده در هر سال این قرارداد بلند مدت تأثیر نمی گذلرد.

شناخت درآمد ( نوامبر 1974.شماره 4)

a -1- اکثر شرکتهای تجاری و بازرگانی که محصولات ساخته شده معامله می کنند درآمد را در نقطه فروش می شناسد . این *نقطه اغلب به عنوان لحظه و زمانی می باشد که مالکیت به گونه قانونی از فروشنده به خریدار می رسد . در نقطه فروش، میزان درآمد مورد مطالعه قرار می گیرد .با در نظر داشتن تئوری حسابداری محاسبه درآمد در نقطه فروش به قرار زیر می باشد:

  • این یک رویداد قابل تشخیص می باشد ( چنانکه تناقض با مفهوم تسریع و شتاب می باشد )
  • فروشنده این بخش از معامله خود را کامل کرده می باشد . یعنی درآمد با انتقال مالکیت بدست می آید وقتی کالا تحویل داده می گردد .
  • تشخیص درآمد زمانی انجام می شود که دارایی های نقدی یا تقریباً نقدی دریافت شده می باشد . ونقدینگی که در دارایی ها هست باعث کسب درآمد نمی گردد تا زمانیکه دارایی ها نزدیک به پول یا پول نقد دریافت گردد.

هزینه با این نتیجه به تعویق افتاده می باشد که بتوان درآمد خالص را ارزیابی نمود .

2- برای شرکتهای خدماتی شناسایی درآمدها **** مراحل درآمد را تخمین میزند. تعیین درآمد برای اهداف حسابداری در طول دوره ای می باشد که خدمات ارائه می گردد . گرچه از لحاظ تئوری درآمد زمانی افزایش می یابد که خدمات انجام می شود . اما بنا به علت های عملی درآمد معمولاً به طورمتناوب ودوره های خاص اتفاق می افتد . از لحاظ تئوری درآمد به گونه مناسب در دوره حسابداری شناخته و تعیین می گردد فعالیتهای تولیدی در دوره بعد مثلاً در نقطه فروش رخ دهد . رایج ترین جایگاه زمانی که درآمد تعیین می گردد وقتی تولید از طریق کاربرد روش حسابداری درصد تکمیل برای قراردادهای ساختمانی بلند مدت بوده می باشد صورت گیرد طبق این روش درآمد بر اساس درجه عملکرد قرارداد تا این تاریخ تخمین زده می گردد و بعنوان در آمد حاصله در دوره ای که در آن فعالیت تولیدی رخ داده ثبت می گردد .

جایگاه مشابهی هست جایی که کاربرد مفهوم تعویق به تشخیص درآمد رخ می دهد وقتی ارزش های افزوده از رشد طبیعی یا فرآیند قدیمی به وجودمی آید در مبانی اقتصادی ،افزایش در ارزش موجودی باعث افزایش درآمد می گردد.

شناخت و تعیین درآمد با مفهوم افزایش نتیجه معاملات گزارش شده و به ثبت رسیده نیست امّا با فرایند انجام ارزیابی های مقایسه ای موجودی انجام می گردد. مثال های کاربرد مفهوم افزایش شامل مشروبات الکلی و شراب های خاص ، رشد الوار و پرورش دام می گردد .

درآمد گاهی در تکمیل اقدام تولید یا بعد از نقطه فروش مشخص می گردد . شناخت درآمد در هنگام تکمیل تنها در صورتی توصیه می گردد که شرایط خاص وجود داشته باشد .

شرایط لازم شرایطی می باشد که بایستی بازار نسبتاً ثابتی برای محصول وجود داشته باشد و هزینه های بازار یابی بایستی جزئی باشد و واحد ها بایستی متناسب باشد . سه شرط لازم اغلب به غیر از در مورد فلزات گرانبهای خاص و محصولات کشاورزی وجود ندارد . در این شرایط برایتعیین درآمد نقطه ی تکمیل مناسب در نظر گرفته شده می باشد .

در جایگاه های نادر به تعویق انداختن تعیین درآمد تا زمان بعد از فروش لازم می باشد .شرایط غیر معمول باعث به تعویق افتادن تشخیص درآمد می گردد. زیرا درجه ی میل تئوری در تشخیص درآمد قابل قبول در همان مراحل اولیه امکان پذیر می باشد یک موقعیتی که تعویق افتادن تشخیص درآمد را توجیه می کند زمانی می باشد که در جمع آوری نهایی در یافتی ها شک اساسی هست .

کوپن قابل معامله بونانزا (ماده می 1970 – شماره 2 )

درآمد ناشی از فعالیت های اقتصادی می باشد که یک مؤسسه کالا یا خدمات را برای دیگری تهیه می کند . برای تضمین تشخیص درآمد فرایند کسب درآمد بایستی کامل شده و بایستی تشخیص داده شوند.

یعنی تغییر در دارایی بایستی قابل سنجش و ارزیابی باشد . معمولاً معامله و تبادل را با گروهی خارج از مؤسسه را در بر می گیرد . شرایط و ضوابط معامله ممکن می باشد طبق اقدام نمود قانون ، طبق قوانین تجاری تعیین شده مشخص گردد یا در یک قرار داد تصریح می گردد .

رویدادهایی که باعث تشخیص درآمد می گردد عبارتند از :تکمیل فروش ، انجام خدمات پیشرفت پروژه ساختاری بلند مدت مانند کشتی سازی و تولید کالاهای استاندارد قابل معامله ( مثل فلزات گرانبها یا محصول کشاورزی ) که بازار فروش فوری دارد و ارزش بازاری قابل تشخیص داشته و نیاز به هزینه های بازار یابی کمی دارد . گذر زمان نیز رویدادی می باشد که تشخیص درآمد هایی همچون در مورد بهره یا درآمد اجاره را مشخص می کند از نقطه نظر عملی بایستی در اندازه گیری درآمد اطمینان حاصل گردد . معضلات اندازه گیری ممکن می باشد در برآورد درجه تکمیل یک قرارداد ، ارزش خالص دریافتی ها یا ارزش دارایی غیر پولی دریافت شده در معامله ی یک کالا ایجاد می گردد .

در بعضی مواد در حالی که درآمد به آسانی قابل اندازه گیری می باشد اما برآورد هزینه های مربوطه غیر ممکن می باشد که در چنین شرایطی تشخیص درآمد بایستی به تعویق افتد تا فرایند تطبیق کامل گردد.

b- بونانزا در حقیقت یک شرکت بازرگانی می باشد که وجوه نقد را جمع آوری می کند تا در تولید کالا ها پیشرفت کند به علاوه زیرا اطلاعات نشان می دهد که حدود پنج درصد از اجناس فروخته شده هیچگاه بازخرید نخواهد گردید و این خود باعث ایجاد درآمد میشود مگر اینکه این اجناس مالکیت داشته باشند . درآمد های بونانزا از این دو منبع بعنوان یکی از مبناهای اصلی شناخته می گردد اول همه درآمد ها زمانی که اجناس فروخته گردید می تواند تشخیص داده گردد دوم مبلغ های وصول شده پس از فروش اجناس بایستی در راه پیشرفت بکار گرفته گردد تا این که تاجران دوباره قابل به خرید اجناس و جایگزین کردن آنها باشند .بعضی درآمدها در زمان فروش اجناس تشخیص داده می شوند و مانده در زمان بازخرید شناخته می گردد این شیوه برای تقریباً پنج درصد از کل اجناس می باشد که هیچگاه باز خرید نخواهد گردید. تغییر این مبنا تشخیص درآمد را از کالا هایی که هیچگاه بازخرید ندارند جدا می سازد .

هزینه اصلی بهای کالا بایستی با درآمد تطابق داده شوند اگر تمام درآمد زمان فروش کالا تشخیص داده شوند در نظر گرفتن هزینه ی تعهدات آتی برای باز پرداختها لازم می باشد در چنین موردی وقتی بازخرید اجناس و صدور حق العمل مربوطه انجام می شود هزینه های حق العمل به حساب بدهی معوقه اضافه می گردد . بعبارت دیگر اگر فروش اجناس بعنوان پیشرفت تلقی گردد درآمد معوقه تشخیص داده خواهد گردید و هزینه حق العمل صدور با در نظر داشتن درآمد در زمان باز خرید تشخیص داده خواهد گردید .

برآورد و تخمین معقول در درآمد بسیار سخت می باشد . در درجه اول تخمین بهای آینده حق العمل ضروری می باشد و در درجه دوم لازم می باشد که تخمین مناسبی از درآمد با در نظر داشتن حق العمل و خسارت های وارده قبلی صورت گیرد . این اطمینان واقعی می باشد که همه اجناس فروخته نخواهد گردید و نهایتاً برای بازخرید ارائه خواهند گردید عامل هایی زیرا تعداد اجناس لازم برای پر کردن صورت حساب ، انواع مشتریانی که اجناس را دریافت می کنند و سهولت تغییر صورت حساب و فهرست اجناس بر روی مناسب بودن اجناس برای بازخرید اثر خواهد گذاشت. اختلاف بین پنج درصد تخمین اولیه و تناسب واقعی اجناس بازخرید شده روی افزایش بدهی ها تأثیر خواهد گذاشت .