نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

البته درخور ذكر می باشد كه مقررات مربوط به اقدامات اضطراري در نفتا نيز چندان دقيق تنظيم نشده و حداقل مقامات دولت جديد كانادا موكداً عقیده دارند كه هنوز راه براي بهانه جويي هاي آمريكا كاملاً بسته نشده می باشد. (گفتني می باشد كه متعاقب اصرار دولت جديد كانادا، مقامات آمريكايي پذيرفته اند مذاكراتي براي دقيق كردن اقدامات اضطراري انجام دهند).

با اين حال امتيازي كه مكزيك از آن برخوردار شده امكان پذير بودن توسط اين كشور به «مكانيسم هاي حل اختلاف» می باشد. مكزيك خواهد توانست از طريق پانل هاي پيش بيني شده در فصل مربوطه، در برابر محدوديت هاي تجاري احتمالي امريكا به نحوي مؤثر اقدام كند.

به اين ترتيب در مجموع دستيابي مكزيك به ضوابطي براي حل اختلاف، همراه با برخورداري از برخي امتيازها در زمينه اقدامات اضطراري مي تواند در افزايش دسترسي مكزيك به بازارهاي آمريكا و كانادا و نيز جذاب تر شدن آن كشور براي سرمايه هاي خارجي كه در پي دسترسي راحت تر به بازارهاي آمريكا هستند، مؤثر افتد.

4- موانع غيرتعرفه اي

موانع يا تدابير غيرتعرفه اي مجموعه مقرراتي غير از تعرفه هاي گمركي می باشد كه توسط دولت ها با هدف جلوگيري از ورود يا محدود كردن شماري از كالاها به داخل كشورها وضع مي گردد. اين مقررات مي تواند با هدف محدودكردن واردات (مثل اعمال سهميه براي واردات يا منع واردات بدون مجوز)، جلوگيري از لطمه خوردن به يك بخش اقتصادي (اعمال عوارض ضد سوبسيد يا توسط به اقدامات اضطراي)، اجتناب از اشاعه بيماري ها يا آفات نباتي (مثل ممنوع كردن ورود برخي از محصولات كشاورزي از برخي كشورها)، حفظ محيط زيست (مثل منع ورود برخي اقلام كه توليد آنها به قيمت لطمه خوردن به محيط زيست (مثل ايجاد برخي محدوديت در ورود برخي اقلام هنري و ادبي) و… انجام گيرد.

در شرايطي كه بعد از جنگ دوم تعرفه هاي گمركي بين كشورها تدريجاً رو به كاهش نهاد، تعرف هاي غيرگمركي به عكس و با در نظر داشتن زمينه ها يا بهانه هاي جديد بيش از پيش اهميت يافت و تدريجاً به موانع قابل ملاحظه اي در راه تجارت تبديل گردید. بخش اعظم اين موانع غيرتعرفه اي در موافقتنامه نفتا مورد توجه قرار گرفته و تصميماتي در ارتباط با آنها اتخاذ شده می باشد. مطابق مفاد نفتا بخشي از اين موانع بلافاصله يا به تدريج از ميان برداشته خواهد گردید و بخشي ديگر تابع مقررات نسبتاً روشني قرار خواهد گرفت. نتيجه اينكه، از اين نقطه نظر مكزيك مي تواند در مقايسه با ديگر كشورهاي جهان سوم در شرايط بهتري براي رقابت در بازار آمريكا و كانادا قرار گيرد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

5- سرمايه گذاري خارجي

موافقت نامه نفتا از لحاظ حمايت از سرمايه گذاري هاي خارجي كه توسط كمپاني هاي امريكاي شمالي در منطقه صورت مي گيرد از موافقت نامه دوجانبه تجارت آزاد آمريكا و كانادا بسيار فراتر رفته می باشد. مطابق مفاد نفتا، مكزيك تنها براي سرمايه گذاران آمريكايي و كانادايي اقدام به كاهش قابل ملاحطه محدوديت هاي موجود در اغلب بخش ها مانند صنايع، معادن، كشاورزي، ماهيگيري، خدمات مالي و حمل و نقل خواهد كرد.

به علاوه، سرمايه گذاري هاي كانادايي و آمريكايي از حمايت هاي بيشتري در برابر ضبط و مصادره برخوردار شده و از حق بازگرداندن سود حاصل به ارزهاي قوي به گونه كامل برخوردار خواهند گردید. چنانچه قبلاً به تفضيل تصریح گردید، حل اختلافات ناشي از مقررات منشأ خود مي تواند بيشترين تأثیر را در جذب سرمايه ها به مكزيك (و تا حدودي كانادا) به ضرر ديگر كشورهاي جهان سوم داشته باشد.

بديهي می باشد كه اين قبيل پيش بيني ها در موافقتنامه نفتا خواهد توانست بر امتيازات مكزيك براي جذب سرمايه هاي آمريكايي و كانادايي بيفزايد. در حالي كه اين امتيازات جذب سرمايه هاي آمريكايي و كانادايي به مكزيك را بيش از پيش تشويق مي كند و بازگشت توليدات حاصله به بازارهاي آمريكا و كانادا را بدون مانع ميسر مي سازد، سرمايه هاي ديگر نقاط جهان (نظير سرمايه هاي ژاپني و اروپايي) نيز به خاطر دسترسي راحت تر مكزيك به بازارهاي آمريكا، انگيزه مضاعفي براي استقرار در مكزيك مي يابد. (درخور يادآوري می باشد كه مكزيك هم اكنون از امتيازاتي زیرا نيروي كار ارزان و نزديكي جغرافيايي به بازار آمريكا برخوردار می باشد.)

در اين ميان نه تنها پيش بيني مي گردد كه سرمايه گذاراني از ديگر مناطق صنعتي جهان گرايش بيشتري به سرمايه گذاري در مكزيك پيدا كنند، بلكه حتي از هم اكنون نشانه‌هايي مبني بر تمايل برخي از صاحبان صنايع در كشورهاي جهان سوم نيز با در نظر داشتن اجراي مقررات منشأ، حذف كامل تعرفه ها و… به فكر انتقال بخشي از سرمايه هاي خود به مكزيك افتاده اند تا بتوانند حائز شرايط لازم براي دسترسي آسان به بازارهاي آمريكا شوند13.

  • تمركز رشد اقتصادي و نوآوري هاي تكنولوژيك در شمال و افزايش جمعيت و عقب ماندگي اقتصادي در جنوب، موجب گرفتارآمدن جنوب به خسراني مضاعف و تداوم ناتواني اش در خروج از بن بست توسعه نيافتگي می باشد. چنين روندي نه تنها باعث استمرار و رشد مهاجرت از جنوب به شمال مي گردد، بلكه مشكلات ديگري مانند ناتواني فزاينده جهان سوم براي خريد توليدات كشورهاي صنعتي در پي خواهد گردید.
  • علاقه كشورهاي پيشرفته صنعتي به افزايش سطح زندگي در كشورهاي در حال توسعه، تا اندازه زيادي از منافع شمال در صدور كالاي بيشتر، بهره گیری از امكانات جنوب مانند كارگر ارزان، و به گونه كلي بهره گيري از مزاياي تجارت آزاد در سطح جهاني سرچشمه مي گيرد.

در مجموع به نظر مي رسد كه نفتا بيشترين اثر را بر سرمايه گذاري در منطقه خواهد داشت. بيشترين انتظار مكزيك اين می باشد كه موافقت نامه تأثیر عمده اي در سوق دادن سرمايه هاي لازم براي رشد اقتصادي مؤثر به سوي اين كشور ايفا نمايند.

ج- نفتا و برخي اقلام صادراتي جهان سوم

1- منسوجات و پوشاك

منسوجات و پوشاك كالاهايي می باشد كه مثل اینکهً بيش از هر كالاي ديگر تحت تأثير شرايط ناشي از اجراي نفتا خواهد گرفت. وضعيت آينده اين اقلام در آمريكاي شمالي از دو جهت حائز اهميت می باشد. نخست اينكه اين اقلام از اقلامي می باشد كه كشورهاي جهان سوم بيشترين رقابت را براي فروش آنها در بازارهاي آمريكا و كانادا با يكديگر دارند، و دوم اينكه بيش از هر كالاي ديگر تحت تأثير مقررات پيش بيني شده در نفتا قرا مي‌گيرد.

درخور يادآوري می باشد كه صنايع نساجي و پوشاك در آمريكا و كانادا از بخش هايي می باشد كه از طريق مجموعه اي از عوامل نظير تعرفه هاي بالا و محدوديت هاي صادراتي داوطلبانه از بيشترين حمايت برخوردار مي گردد. نيل به توافق در اين زمينه از سخت‌ترين قسمت هاي مذاكرات نفتا بود و يكي از بيشترين نگراني ها از حذف و فرار مشاغل در جامعه آمريكا از همين ناحيه می باشد.

اجراي مقررات نفتا در مورد پوشاك و منسوجات، طریقه ادغام صنايع مربوطه در آمريكاي شمالي را تسريع خواهد كرد. چنين روندي يعني برقراري ارتباط بين صنايع نساجي آمريكا و مكزيك، پيش از گفتگوهاي نفتا آغاز شده و از طريق انتقال منسوجات آمريكايي به مكزيك براي تبديل به پوشاك و صدور مجدد آن به آمريكا تشديد شده می باشد. اين رويه خود اکثراً ناشي از معافيت منسوجات توليد شده در آمريكا از عوارض گمركي هنگام بازگشت مجدد به آمريكا به شكل انواع پوشاك می باشد14.

به هر صورت يكي از نتايج مقررات مربوط به پوشاك و منسوجات مي تواند ايجاد مشكل براي صادرات پارچه، نخ تابيده و الياف مصنوعي از ديگر مناطق جهان باشد. مطابق آمار، در سال1990، هنگ كنگ، كره جنوبي و تايوان2 ميليارد مترمربع پوشاك و 2/1 ميليارد متر مربع پارچه به آمريكا صادر كرده اند و صادرات همين اقلام در همان سال ازكشورهاي عضو «آسه آن» به آمريكا به ترتيب954و491 ميليون متر مربع بوده می باشد. اين در حالي می باشد كه صادرات پوشاك و پارچه از مكزيك به آمريكا در سال1990 به ترتيب از174و279 ميليون متر مربع تجاوز نمي كرده می باشد. در همين حال آمار واردات آمريكا نشان مي دهد كه طي سال هاي اخير يعني حتي قبل از به اجرا درآمدن نفتا و دستيابي مكزيك به امتيازات ويژه براي دسترسي به بازار آمريكا، واردات پارچه و پوشاك مكزيكي با سرعت خيلي زيادي در حال افزايش بوده می باشد15.

به اين ترتيب، به نظر مي رسد كه مكزيك در شرايطي می باشد كه مي تواند بيشترين بهره گیری را از آزادسازي تجارت با آمريكا و كانادا براي توسعه صنايع نساجي و پوشاك خود بنمايد. در اين ميان آندسته از كشورهاي جهان سوم مانند اندونزي، چين، هند و پاكستان كه سرمايه گذاري هاي گسترده اي در اين بخش انجام داده اند، در مقايسه با مكزيك در موقعيت ضعيف تري براي رقابت در آمريكاي شمالي قرار خواهند گرفت.

چنين ضعفي به ويژه در صورت عدم توفيق مذاكرات دوراروگوئه مي توانست بسيار جدي تر باشد. در حالي كه به نتيجه رسيدن اين مذاكرات و حذف بخشي از عوارض گمركي بر واردات پوشاك و پارچه در سطح جهاني تا حدي مي تواند برتري توليدات مكزيك بر توليدات ديگر مناطق جهان را تعديل كند.

2- فولاد

آمريكا يكي از كشورهاي عمده وارد كننده فولاد می باشد. با اين حال برخلاف منسوجات و پوشاك كه واردات آنها به آمريكا طي سال هاي اخير به سرعت در حال افزايش بوده، واردات فولاد آمريكا در اين سال ها تقريباً راكد بوده و از سال1984 ميزان آن و سهم هر كشور صادركننده (شامل19 كشور علاوه بر جامعه اقتصادي اروپا) از طريق محدوديت‌‌هاي داوطلبانه مشخص شده می باشد. سهم مكزيك از بازار فولاد آمريكا در سال1984 معادل44% درصد تعيين گردید اما به تدريج افزايش يافت تا اينكه در سال1992 به1/1% رسيد16.

از طرفي در سال هاي اخير نوسازي صنايع فولاد مكزيك كه با يك وام400 ميليون دلاري از سوي بانك جهاني نيز حمايت شده، باعث افزايش قابل ملاحظه صادرات فولاد اين كشور گرديده می باشد. در چنين شرايطي برخوردار شدن مكزيك از رفتار ترجيحي در اثر نفتا به اضافه هزينه توليد پايين در مكزيك مي تواند بهبود بيش از پيش قابليت رقابت فولاد مكزيك در بازار آمريكا بيانجامد.

مشخصاً بيشترين امتياز نفتا براي مكزيك در اين زمينه معاف شدن اين كشور از اقدامات اضطراري عمومي آمريكا باري حمايت از صنايع فولاد داخلي خواهد بود. توسط به اين تدابير تا كنون مهمترين حربه امركا براي حمايت از توليدكنندگان داخلي فولاد بوده می باشد.

3- خودرو

مطابق مقررات نفتا5/62% از خودروهاي سواري، وانت بارها و قطعات آنها بايد در آمريكا شمالي ساخته شده باشد تا بتواند حين مبادله بين سه كشور از معافيت هاي مندرج در موافقتنامه بهره گیری كند. اين رقم براي انواع وسايل نقليه و قطعات آنها 60% خواهد بود.

اين مقررات ميتواند به اشكال زيربخش اتومبيل درديگر كشورها را تحت‌تأثيرقراردهد17:

– مقررات مذكور مي تواند باعث گردد كه توليدكنندگان انواع خودرو در آمريكاي شمالي از خريد قطعات و لوازم خودرو از خارج از منطقه اجتناب كنند و در نتيجه ضررهايي متوجه كارخانه هاي توليد قطعات خودرو در پاره اي از كشورهاي در حال توسعه گردد. به عنوان مثال، دولت كانادا در بولتني كه درمورد نفتا انتشار داده، در مورد خودرو و قطعات آن چنين آرده می باشد: «اين مقررات باعث تشويق ساخت قطعات اتومبيل در كشورهاي عضو نفتا خواهد گردید و به سود صنايع ساخت قطعات خودرو در كانادا كه دو سم كل كارگران شاغل در اين بخش را در استخدام دارد، تمام خواهد گردید18

اين صنايع تا كنون پيوسته از سوي صنايع مشابه با هزينه توليد پايين در آسياب جنوب شرقي و برزيل تحت فشار بوده می باشد.

  • تغيير مسير تجارت و سرمايه گذاري به زيان كشورهاي جهان سوم و به سود تجارت داخلي در منطقه «نفتا» به عواملي زیرا حجم تجارت كشورهاي غيرعضو با آمريكاي شمالي، شدت رقابت ديگر مناطق، ميزان امتيازات داده شده به هر يك از محصولات و توليدات منطقه، شاخص مشابهت و كشش جايگزيني بستگي پيدا مي‌كند.
  • خاور دور، به خاطر حجم و تركيب صادراتش به امريكايشمالي، در رأس مناطقي می باشد كه مي تواند تحت تأثير «نفتا» قرار گيرد. احساس عمومي در كشورهاي خاور دور چنين می باشد: 1- از اين پس كالاهاي مكزيكي مي تواند رقيب جدي تري براي كالاهاي آنها در بازارهاي آمريكاي شمالي باشد؛ 2- مكزيك در وضع بهتري براي جذب سرمايه هاي امريكايي و كانادايي و نيز سرمايه هايي كه در پي دسترسي آسان‌تر و مطمئن تر به بازارهاي آمريكاست، قرار گرفته می باشد.

– مكزيك به خاطر جمعيت نسبتاً بالا و افزايش سطح زندگي، بالقوه بازار خوبي براي توليد كنندگان خودرو به شمار مي رود. صنايع خودرو سازي آمريكا و كانادا پس از اجراي نفتا خواهند توانست به ضرر ديگر كشورها دسترسي راحت تر و كم هزينه تري به بازار مكزيك داشته باشند.

4- نفت

نظر به اينكه بخش قابل توجهي از نفت وارداتي آمريكا از كشورهاي در حال توسعه در آسياي جنوب شرقي و خاورميانه تأمين مي گردد. مفاد نفتا در مورد انرژي براي فروشندگان نفت به آمريكا حائز اهميت می باشد. آمريكا و كانادا، با وجود اصرار كمپاني‌هاي نفتي خود، ناچار از پذيرش مفاد قانون اساسي مكزيك مبني بر ممنوعيت مشاركت خارجيان در صنايع نفتي و اكتشافات مربوطه در آن كشور شدند. بعلاوه، مكزيك توانست از سپردن تعهد داير بر تضمين «تداوم عرضه تحت هر شرايطي» به نحوي كه كانادا در چارچوب موافقتنامه دوجانبه تجارت آزاد، خود را به آن مقيد كرده می باشد، شانه خالي كند.

به اين ترتيب، صنايع نفتي مكزيك تا حد زيادي از مفاد نفتا مستثني شده می باشد. با اين

حال در اين زمينه نيز نفتا همچنان متضمن امتيازاتي براي آمريكاست.

نفتا همچنين امكان توسط به محدود كرن صادرات نفت و گاز و محصولات اصلي پتروشيمي را نيز به دلايل مرتبط با امنيت ملي بسيار محدود كرده می باشد.

برای دیدن قسمت های دیگر این پژوهش لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد بهره گیری کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.


دیدگاهتان را بنویسید