نكته كيفيتي ديگري كه تأثیر مهمي را ايفاء مي كند تفاوت بين ارتباط مونتاژگر توليد انبوه و عرضه كننده آن و مونتاژگر توليد ناب و عرضه كننده آن می باشد . در توليد انبوه مونتاژگر ،‌ يك حد كيفي را تعيين مي كند به اين صورت كه حداكثر تا چند قطعه معيوب در هر انباشته ارسالي قابل قبول می باشد . در اين نوع ارتباط مناقصه ايي با هدف قيمت پيشنهادي قطعه برگزار مي گردد كه هر عرضه كننده ايي كه قيمت پايين تري را ارائه كند برندة مناقصه می باشد . پس عرضه كنندگان سعي مي كنند بدون دادن كوچكترين اطلاعاتي به مونتاژ گر فقط مناقصه را ببرند و بعد با تعديلاتي قيمت هر قطعه ، از قيمت قرار داد اوليه بيشتر مي گردد .

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

و زیرا برخلاف توليد ناب عرضه كننده از آغاز در جريان فرآيند طراحي نيست و فقط زماني متوجه مي گردد كه محصولات به دست مشتريان رسيده باشد و بعد feed back آن به دستش برسد ،‌ كار زيادي براي اصلاح قطعه توليد شده اش نمي تواند بكند . همين امر ساخت را دشوار و پر هزينه مي كند . و زیرا از جانب مونتاژگر فشار زيادي بر عرضه كننده مبني بر كاهش قيمتها وارد مي گردد در نتيجه اصولاً عرضه كننده به فكر توليد با كيفيت نمي افتد و فقط به تيراژ توليد اهميت مي دهد . بنابراين توليد به اين طريق نه تنها سود خوبي را نصيب عرضه كننده نمي كند . بلكه كيفيت نيز، نه رضايت بخش می باشد و نه قابل اصلاح . و اين همه به دليل آن می باشد كه هيچ كس با هيچ كس ارتباط واقفي ندارد. حال در توليد ناب ، مونتاژگر از آغاز عرضه كنندگان را در طراحي و تكوين محصول دخالت مي دهد و جالب می باشد كه آنها بر اساس قيمتهايي كه مي دهند انتخاب نمي شوند ، بكه اساس گزينش آنها سابقة‌ همكاري و تجربه اي می باشد كه از عملكرد آنها هست . مونتاژگر ناب بر اساس همين عملكرد كه كيفيت در آن تأثیر مهم را ايفاء مي كند عرضه كنندگانش را به رده هاي مختلفي طبقه بندي مي كند . گروه تكوين عرضه كننده همراه با شوساي خود و با كمك مهندسان طراحي دائماً از شركت مونتاژ و نيز از عرضه كنندگان ردة دوم خود ، طریقه مهندسي و تكوين دقيق قطعات را پيش مي برند . در اين سيستم ، نخست مونتاژگر ناب يك قيمت هدف ( target price ) براي خودروي مورد نظر تعيين مي كند ؛ سپس با عرضه كننده بر سر چگونگي ساخت اين خودرو به نحوي كه در چهارچوب اين قيمت سود معقولي براي هر دو فراهم آورد به توافق مي رسد . براي رسيدن به اين قيمت نهايي مونتاژگر و عرضه كننده از تكنيكهاي مهندسي ارزش بهره گیری مي كنند كه خود يك رهيافت سازمان يافته خلاق با هدف تشخيص موثر هزينه هاي غيرضروري می باشد . يعني هزينه اي كه نه كيفيت بهتر و نه بهره گیری اي بهتر و نه ظاهر بهتري براي فرآورده ايجاد مي كند . صرفه جوئيهايي از اين قبيل توسط اصلاحات پيوسته يا كايزن حاصل مي شوند كه عبارتند از به كار گيري ابزار آلات جديد يا طراحي دوباره قطعه . توافق ميان مونتاژگر و عرضه كننده بر سر مشاركت در سود ، عرضه كننده را در بهتر كردن فرآيند توليد دلگرم مي كند . زيرا در اين صورت همة سود حاصل از نوآوريهاي عرضه كننده براي كاهش هزينه ها و فعاليت كايزن به خود او باز مي گردد . در چنين سيستمي كه مصرف كننده چندين عرضه كننده دارد وقتي بييند كه عرضه كننده اي كيفيت مورد نظرش را ارائه نمي كند ،‌ سهم كمتري را به آن مي دهد و در عوض به كسي كه با كيفيت بالاتري توليد مي كند سهم بيشتري مي رسد پس حالا مي توان متوجه اين موضوع گردید كه چرا در ژاپن يا در توليد ناب كيفيت بالاتر مساوي هزينه پايين تر می باشد ولي در كشورما بر عكس می باشد و فعاليت هاي كيفي را امري هزينه زا تلقي مي كنيم . در واقع در توليد ناب عرضه كننده سود بيشتر در توليد محصول با كيفيت تر مي بيند . زیرا ما به التفاوت هزينه ها و سود بر طبق حجم كار معيني محاسبه شده می باشد ، جريمه اي كه از طرف مونتاژگر براي عرضه كننده در نظر گرفته مي گردد تأثير غير قابل تحملي بر ميزان سود دهي عرضه كنندة‌ خطا كار دارد . گاه پيش مي آيد كه توليد كنندگان ناب عرضه كننده اي را اخراج كنند، كاري كه مسلماَ دلبخواهي صورت نمي‌گيرد. عملكرد عرضه‌كنندگان پيوسته مورد نقد و ارزيابي قرار مي‌گيرد. اگر عرضه كننده‌اي فاقد هرگونه عملكرد اصلاحي در طریقه توليد باشد، عاقبت اخراج مي‌گردد. در توليد ناب عرضه كنندگان ردة اول تشكيل انجمنهايي را مي دهند كه يافته هاي جديد خود را دربارة شيوه هاي بهتر ساخت قطعات به يكديگر منتقل مي كنند . بيشتر اين انجمنها در اشاعه دادن مفاهيم نوين مثل SPC يا TQC يا مهندسي ارزش اهميت بسيار بالايي داشته اند.

SPC در توليد ناب

تغييري كه در سيستم عرضه غرب رخ داده ، آن می باشد كه شركتهاي مونتاژ توجه متفاوتي نسبت به كيفيت پيدا كرده اند . همة مونتاژگران ايالات متحده براي درجه بندي عرضه كنندگان خود ، يك سيستم درجه بندي كيفي ايجاد كرده اند. اين سيستم فقط براي هر محموله اعملا نمي گردد ،‌ بلكه همة قطعاتي را كه در طول يك دورة ‌نسبتاً طولاني مونتاژ مي شوند ، در حوزة‌ توجه قرار مي دهد . اين برنامه ها سيستمهاي آماري پيچيده اي اند كه عرضه كنندگان را بر اساس تعداد عيوب كشف شده در كارخانه مونتاژ ،‌ عملكرد ايشان در تحويل قطعات ،‌ پيشرفت در تحقق كيفيت ،‌ برنامه هاي اصلاحي در كارخانه عرضه ، سطح تكنولوژي ، نگرشهاي مديريت و غيره ، درجه بندي مي كند . هدف از اين برنامه ها آن بود كه هر عرضه كننده تدريجاً در بهره وري كيفيت به سطوح بالا و بالاتر برسد . اين برنامه ها از طريق تكنيكهاي توسعه نظارت بر كيفيت ،‌ مانند مديريت آماري فرايند (SPC) ،‌ تأثير عمده اي بر عرضه كنندگان گذاشت.*

ارزيابي نشان مي دهد كه كاربرد spc توسط عرضه كننده ها از %19 در سال 1983 به %93 در 1988 افزايش يافته می باشد . ژاپني ها نيز از طريق همين طریقه ، كيفيت كار عرضه كنندگان خود را بهبود بخشيدند ،‌ با اين تفاوت كه آنها در اواخر دهة 1950 يعني حدود سي سال قبلتر ، spc را ميان عرضه كنندگان خود شيوع دادند . آشكار می باشد كه توليد كنندگان انبوه هنوز راه درازي پيش رو دارند . در واقع فقط وقتي عرضه كنندگان سيستمهاي spc را به كار ببرند تا بفهمند كه چه موقع يك ماشين در حال توليد كردن قطعات معيوب می باشد و علت اين اتفاق را كشف كنند و سپس اطمينان يابند كه مشكل مورد نظر ديگر روي نخواهد داد ،‌‌ آنگاه spc به صورت فعاليت روز مره اي براي كارگران توليد در خواهد آمد.

رفتار با مشتري

در اين قسمت به بررسي علت واقعي همه تلاشهايي مي پردازيم كه براي توليد صورت مي گيرد و آن علت همانا « مصرف كننده » می باشد . در اينجا به ارتباط بين شركت تويوتا با مشتريانش به عنوان يك توليد كننده ناب مي پردازيم . بسياري از كارمندان بخش فروش اين شركت فارغ التحصيلان مدارس عالي اند كه درست هر بهار پس از فراغت از تحصيل به كار فرا خوانده مي شوند . آنها در دانشكدة كورولا ،‌ برنامة آموزش فشرده‌اي دارند كه حاوي شصت دورة‌ درسي می باشد كه اکثراَ به بازاريابي مربوط مي‌گردد. وقتي كارمندان جديد بخوبي آموزش ديدند ـ گر چه آموزش رسمي براي همة كارمندان در هر سال ادامه مي يابد- در يكي از مراكز فروش معين به كار گمارده مي شوند و فروش خودرو را آغاز مي كنند . همة اعضاي گروه در تمامي جنبه هاي فروش ، شامل شناخت محصول ، سفارش گرفتن ،‌ امور مالي ، امور بيمه و جمع آوري اطلاعات ،‌ تعليم ديده اند . در پايان هر ماه كاري گروه يك روز را به حل سيستماتيك مشكلات موجود اختصاص مي دهد و در اين راه از چراهاي پنجگانه و ديگر تكنيكهاي حل مشكل سود مي جويد . اين جلسات گروه فروش معادل حلقه هاي كنترل كيفيت در كارخانه می باشد . ممكن می باشد اين سوال مطرح مي گردد كه اگر قرار باشد خودروها بر اساس سفارش مشتري ساخته شوند ، كارخانه چگونه از عهدة اين امر بر خواهد آمد؟ مسئولان اجرايي كارخانه کوشش مي كنند كه دربارة تقاضا براي گونه هاي متفاوت ،‌ رنگها و موارد ديگر ، حدس قريب به يقين بزنند . آنها بر اساس اين حدس ،‌ برنامة زمانبندي ساخت كارخانه را تعيين مي كنند و همين برنامه را به عرضه كنندگان سازه ها مي دهند و از اين طريق عرضه كنندگان مي دانند كه چه بايد بسازند . صحت اين پيش بيني ها آشكارا وابسته بارها و بارها تجديد نظر در برنامة ساخت در طول زمان می باشد . البته ، اينكه برنامه زمانبندي ساخت در ژاپن صحيح‌تر می باشد و مي تواند با سفارش ويژه مشتري به راحتي همساز گردد ،‌ به دو دليل زير می باشد : نخست آنكه خواسته واقعي خريداران ، بسيار سريعتر به كارخانه منتقل مي گردد و دوم آنكه فروشندگان ژاپني از نزديك مراقب تغيير سليقه هاي مشتريان خود هستند . به همين دليل كارخانه مونتاژ و عرضه كنندگان سازه ها مي توانند درست تر برنامه ريزي كنند و تركيب درستي از محصولات را وارد خط مونتاژ كنند . در اين سيستم ديگر لازم نيست كه فروشنده با دادن تخفيف فوق العاده از شر خودرويي كه چندان هم باب ميل خريدار نيست ،‌ راحت گردد . افزون بر اين ، هدف اصلي فروشنده آن می باشد كه مشتري احساس كند فردي از خانواده فروشنده می باشد ، و مطمئن باشد كه معامله خوبي انجام داده و خودرويي با قيمت مناسب خريده می باشد . به ياد آوريد كه مشتري و كارمند فروش ، اولين وآخرين معامله خود را با يكديگر انجام نمي دهند . احتمالاً همين كارمند فروش ،‌ در گذشته ،‌ به همين مشتري خودروي فروخته می باشد . حتي ممكن می باشد اين كارمند فروش از طرف مشتري به خاطر طلب خسارت يك تصادف با شركت بيمه وارد دعوا شده باشد ،‌ و تا زماني كه خودروي مشتري در دست تعمير می باشد ، خودرويي به او قرض داده باشد .حال سوال اينجاست كه در يك كارخانه مثل PARS آيا نمي توانستند چنين كاري را با تلويزيونهايي كه از مدل خارج شده اند و به ناچار انبار شده اند يا تلويزيونهاي كه در تعميرگاهها قرارداد اين كار را انجام داد ؟ و مطمئناً هزينه به مراتب پايين تري نسبت به يك خودرو ساز به شركت تحميل مي گردد . پس شايد حالا معلوم شده باشد كه چرا يك ايراني احساس وفاداري به مارك تجاري خاصي را ندارد.

جالب اينجاست كه بدانيم زیرا خودروهاي ژاپني خيلي كم عيب اند ،‌ و رقابت در بازار خوروي ژاپن خيلي شديد می باشد ،‌ طبيعي می باشد كه فروشنده حتي پس از پايان زمان رسمي گارانتي ،‌ در رفع هر مشكلي كه مالك با خودرواش پيدا مي كند، همكاري كند . كارمند فروش براي تولد مالك كارت تبريك مي فرستد و در صورت وقوع مرگي در خانوادة او ،‌ تسليت خود را به او ابراز مي دارد . افزون بر اين ، سيستم ژاپني كمك مي كند تا محصول ، بدون عيب وارد بازار گردد و از وقوع هر خطاي خطرناك و شرم آور پيش از آنكه در معرض عموم قرار گيرد و يادآوري آن در انظار عمومي ضرروت پيدا كند ،‌ جلوگيري مي كند . سرانجام اينكه سيستم فروش ناب وفاداري به شبكه را در خريدار تلقين مي كند ، به طوري كه رقباي تازه به سختي مي توانند به سهم بازار او دست يابند.

نتيجه گيري

آغاز براي نتيجه گيري يك نمونه از شكست اروپايي ها را در مورد كوشش براي حضور در سطح جهاني را بررسي مي كنيم . هنگامي كه تجربه اروپاييها را در اين مورد بررسي مي كنيم ، يك اصل بديهي و بنيادي آشكار مي گردد : وقتي در سرزمين خود مجهز به توليد ناب نشده ايد ،‌ هیچگاه نمي توانيد بر يك بنياد جهاني آنرا به وجودآوريد . فولكس واگن شاهد خوبي بر اين ادعاست . در 1974 ،‌‏ فولكس واگن يك كارخانة مونتاژ امريكايي در وست مورلند پنسيلوانيا تأسيس كرد . هدف فولكس واگن آن بود كه همزمان با ترقي مارك آلمان و تهاجم فزايندة توليدكنندگان ژاپني به امريكاي شمالي ، يك مركز توليد امريكايي با هزينة كمتر به وجود آورد . اما فولكس واگن توليد ناب را نمي شناخت و مديران توليد خط قديمي جنرال موتورز را كه توانسته بود از آنجا بيرون بكشد، در كارخانة امريكايي خود به كار گمارد. عاقبت كار مصيبت بار بود . كاهش هزينه ها به واقعيت پيوست و تغييراتي كه در محصول ايجاد گردید تابا بازار امريكا متناسب تر گردد ، از كيفيت آن كاست و همين امر موجب گردید كه خريداران خارجي جذب محصولات قديمي آلماني گردند . اين مثال را براي اين آوردم كه اصولاً ما ايرانيان آدمهايي هستيم كه قبل از انجام هر كاري تمامي زواياي كار را در نظر نمي گيريم و حالا شايد بهتر متوجه شويم كه محصولات ما اعم از خودروهاي ايران خودرو و يا حتي محصولات پارس الكتريك و …. نه از لحاظ قيمتي و نه از لحاظ كيفتي و تنوع و …. قابل رقابت در بازارهاي جهاني نيستند . پس نتيجه گيري حاصل از اين بررسيها ساده می باشد : بهترين راه نوع بشر براي توليد محصول ، شيوة توليد ناب می باشد. بدين شيوه مي توان محصولاتي بهتر با تنوعي وسيعتر و با هزينه اي كمتر توليد كرد . همچنين ،‌ اهميت ديگر توليد ناب در آن می باشد كه كارمندان را از سطوح پايين كارخانه گرفته تا تشكيلات مركزي ،‌ با كاري چالشگرانه تر و ارضاء كننده تر روبرو مي گرداند . از اين رو، تمامي جهان هر چه سريعتر بايد توليد ناب را اقتباس كند.

برای دیدن قسمت های دیگر این پژوهش لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد بهره گیری کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

دسته بندی : اقتصاد

دیدگاهتان را بنویسید