اكنون كه به لطف خداوند و كمكهاي بي شائبه پدر و مادر عزيزم و البته تلاشهاي خود و اساتيد بزگوارم توانستم كه بر ميزان معلومات و تحصيلاتم بيافزايم ، خداي را سپاسگزارم. و از او مي خواهم كه مرا در تمامي مراحل زندگي از مدد الهيش بي نصيب نگرداند. و راه پيشرفت را برايم هموار سازد . و اين تحقيق را كه به عنوان پروژة پاياني اخذ مدرك مهندسي صنايع در زمينه اصول توليد ناب و متدولوژي 6 سيگما و همچنين سيستم SPC به عنوان يكي از ابزارهاي 6 سيگما در شركت كارخانجات پارس الكتريك انجام داده ام را با كسب اجازه از استاد گرانقدر جناب آقاي دكتر صديق رئيسي كه بدون شك مي توانم بگويم كه بيش از نيمي از آينده كاريم را به دليل ديدگاهي كه ايشان به من داده اند مديون آن استاد بزگوار هستم و همچنين استاد بزگوار جناب آقاي دكتر عبدي كه با معرفي توليد ناب و اصرار بر تحقيق در اين زمينه باعث شدند كه من با جنبه هاي مدرن توليدي و تفكرات جديدي در دنيا آشنا شوم ؛ به پدر و مادر بزگوارم تقديم مي كنم .

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

با در نظر داشتن اينكه از کوشش مهندسين دلسوز شركت پارس شكي ندارم ،‌ ديدگاه منتقدانه ايي را كه در مدت اندك در خدمتشان بودم ، ارائه كرده ام و پيشاپيش از تمامي عزيزاني كه نظرات خود را دربارة‌ اين پروژه به ميل اينجانب به نشاني

[email protected]

در ميان مي گذارند ،‌‌ تشكر مي كنم . در پايان اميدوارم كه مطالعه اين پروژه به خصوص در قسمت توليد ناب و SPC بتواند مشكل گشاء باشد و يا حتي ايده اي براي بهبود وضعيت شركت PARS به مهندسين و مسئولين درگير كار در اين شركت را بدهد.

من غلام قـمرم غير قمر هيچ مگو پيش من غیر از سخن شمع و شكر هيچ مگو
سخن رنج مگو غیر از سخن گنج مگو ور از اين بي خبري رنج ببر هيچ مگو
شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     
دوش ديوانه شدم عشق مراد ديد و بگفت

آمدم نعره مزن جامعه مدر هيچ مگو

برای دانلود فایل ورد متن کامل اینجا کلیک کنید

گفتم اين عشق ، من از چيز دگر مي ترسم

گفت آن چيز دگر نيست و دگر هيچ مگو اي نشسته تو در اين خانه پر تأثیر و خيال

خيز از اين خانه برو رخت ببر هيچ مگو

توليد ناب

توليد ناب نشأت گرفته از تحقيق جيم ووماك ، دان جونز و دان روس ، سه مدير ارشد (IMVP) * می باشد . اين پژوهشگران به اين نتيجه رسيدند كه موفقيت در تحقيقاتشان اساساً مي تواند مرهون 6 عنصر باشد كه عبارتند از : جامعيت ، تخصص ، جهان نگري ، استقلال ،‌ دسترسي به صنعت و پس خوراند پيوسته (continuous feedback) . آنها مديران كارخانه ها را متوجه ساختند كه ارزشندترين كمك آنها پول نيست بلكه زماني می باشد كه مديران شركتهاي آنها براي پاسخ دادن به سؤالاتشان اختصاص مي دهند.

بعد از 5 سال تفحص محققان دربارة تفاوتهاي ميان توليد انبوه و توليد ناب در يك صنعت به اين نتيجه دست يافتند كه اصول توليد ناب ، مي تواند به گونه مساوي در سرتاسر جهان و در هر صنعتي به كار گرفته گردد و نيز رفتن به سمت توليد ناب تأثير عميقي بر جامعه انساني به جاي خواهد گذاشت ،‌ يعني به راستي جهان را تغيير خواهد داد . همانطور كه از اسم توليد ناب بر مي آيد بزرگترين مزيت آن بر توليد انبوه ،‌ ناب بودن آن می باشد . بدين معني كه با در نظر داشتن مشكلات كه از آن جمله اتلافات در تمامي زمينه ها در توليد انبوه می باشد ، را ندارد . اين همان اكسيري می باشد كه ژاپني ها براي وارد شدن به بازار جهاني و رقابت با بزرگترين توليد كنندگان غربي به كار گرفته اند.

ايده‌هاي بنيادي توليد ناب ، ايده هاي جهاني هستند و هر كس در هر كجا مي تواند آنها را به كار گيرد و چه بسيار شركتهاي غير ژاپني كه تاكنون آنها را فرا گرفته اند . و اين موضوع وقتي اهميت خود را پيدا مي كند كه بدانيم ويژگيهاي خاص جامعة ژاپني نظير ميزان پس انداز بالا ، با سوادي تقريباً عمومي ،‌ جمعيت همگن ، تمايل به ارجح دانستن نيازهاي گروهي به خواسته هاي فردي ( امري كه همواره مدعي آن هستند ) و تمايل و حتي آرزوي ساعت كار طولاني بر خلاف برخي كه آنها را رمز موفقيت ژاپني ها مي دانند نكته پيروزي نيست بلكه اينها در درجة دوم اهميت كا رهستند .

امروزه ، پي در پي مي شنويم كه جهان با بحران اضافة‌ ظرفيت بسيار رو در رو می باشد ، مديران برخي صنايع اين اضافه ظرفيت را به اندازه ‌8 ميليون واحد ،‌ اضافه بر فروش كنوني در جهان ، كه حدوداً 50 ميليون واحد می باشد، تخمين زده اند . در واقع اين بحران به خطا بحران اضافه ظرفيت ناميده شده می باشد . واقعيت اينست كه جهان با كمبود بسيار ظرفيت رقابتي توليد ناب و اشباع ظرفيت غير رقابتي توليد انبوه مواجه می باشد . اين بحران ناشي از آنست كه توليد ناب موجوديت توليد انبوه را در مخاطره افكنده می باشد . اكنون بسياري از شركتهاي غربي توليد ناب را درك كرده اند و دست كم يك از آنان در راه معرفي آن خوب پيش رفته می باشد . با اين همه تحميل روشهاي توليد ناب به سيستمهاي موجود توليد انبوه ، به وخامت و بي نظيم اوضاع مي افزايد . وقتي بحران حيات ، توليد كننده را تهديد نمي كند ، تنها پيشرفت محدودي ممكن می باشد.*

در كشور ما جالبترين نمونه ، شركت ايران خودرو می باشد . كه به نوعي در خواب فرو رفته و قدرت رقابت را در زماني كه ناچار به رقابت گردد ، ندارد و يا همين شركت پارس الكتريك ، كه شما در حال حاضر مي بينيد كه در بازار يك تلويزيون 21 اينچ سامسونگ حدوداً 180 هزار تومان قيمت دارد در حاليكه يك تلويزيون معمولي 21 اينچ پارس حدود 150 هزار تومان قيمت دارد و وخامت موضوع زماني مشخص مي گردد كه شما كارايي دو محصول را چه از لحاظ خدمتي كه به شما مي رساند و چه از لحاظ كيفيت با هم مقايسه كرده و جنبه هايي از قبيل ماليات كشور كره براي تلويزيون يا هزينه حمل و نقل و از همه مهمتر تعرفه گمرك ايران و همچنين به اصطلاح چند دست گشتن زير دست دلالها را به اضافه سود فروشنده در نظر بگيريد . پس به نظر مي رسد اختلاف قيمت 30 هزار توماني نه تنها نتيجه قدرت رقابت ما نيست بلكه ضعف ما را در اين زمينه نشان مي دهد .

توليد ناب چيست ؟ شايد بهترين راه براي توصيف اين سيستم نوين توليد ،‌ مقايسة آن با توليد دستي و توليد انبوه باشد يك توليدگر دستي ( Craft producer ) از كارگران بسيار ماهر و ابزارهاي ساده اما انعطاف پذير بهره گیری مي كند تا دقيقاً آن چیز که را كه مشتري مي خواهد بسازد . يعني يك واحد در يك زمان. پس اين شيوة توليد بسي گرانتر از توان خريد اكثريت ما می باشد . توليدگر انبوه ( mass producr ) در طراحي محصولات از متخصصين ماهر بهره گیری مي كند ، اما اين محصولات توسط كارگران غير ماهر يا نيمه ماهري ساخته مي شوند كه ماشين آلات گران و تك منظوره را هدايت مي كنند . اين محصولات همشكل ماشيني ، در حجم بسيار بالا توليد مي شوند . و زیرا ماشين آلات مورد نياز بسيار گرانند و نيز پیش روی اختلال ،‌ بسيار كم ظرفيت ، توليدگر انبوه ناگريز می باشد محافظيني ( buffers) به سيستم اضافه كند، تا يكنواختي طریقه توليد را بيمه كند، محافظيني نظير موجودي اضافي( extra supples ) ، كارگران اضافي و فضاي اضافي . از آنجا كه توليد محصول جديد محتاج تغيير كل سيستم می باشد ، بسي گرانتر از محصول قبلي خواهد گردید. از اين رو توليدگر انبوه تا جايي كه ممكن باشد ،‌ از نوآوري در طرح خودداري مي كند. نتيجه اينكه محصول ، به قيمت از دست رفتن تنوع و به دليل روشهاي كاري كه براي كاركنان ملال‌آور و فاقد روح می باشد ،‌ ارزانتر در اختيار خريدار قرار مي گيرد.

آيا تا‌بحال از خود سوال كرده ايم كه چرا در شركت پارس الكتريك چندين سال می باشد كه از pcboard هاي تكراري در ساخت تلويزيونهاي به ظاهر متفاوت نظير CM905s بهره گیری مي گردد. كه بنده بعداً در بخش SPC مشكلات آنرا يادآور مي شوم . پیش روی، توليدگر ناب ( Lean producer ) مزاياي توليد دستي و توليد انبوه را با يكديگر تلفيق كرد و از قيمت بالاي اولي و انعطاف ناپذيري دومي اجتناب مي كند . بنابراين توليدگر ناب ،‌ براي توليد محصولات بسيار متنوع ، افرادي را از همة‌ سطوح سازماني و با مهارتهاي مختلف گرد مي آورد و به صورت گروهي به كار مي گيرد ،‌ و نيز از ماشين آلاتي بهره گیری مي كند كه هم به گونه فزاينده خود كار هستند و هم بسيار انعطاف پذير. توليد ناب از اين رو ( ناب ) ناميده مي گردد كه در مقايسه با توليد انبوه ، هر چيز را به ميزان كمتر مورد بهره گیری قرار مي دهد ، اين شيوه توليد، نيروي انساني موجود در كارخانه ، فضاي لازم براي توليد، سرمايه هايي كه صرف ابزار آلات مي گردد ، نيروي مهندسي لازم براي به وجودآوردن محصول جديد و زمان مورد نياز براي ساخت محصول جديد ،همه و همه رابه نصف تقليل مي دهد . همچنين در توليد ناب موجودي( inventory ) مورد نياز به كمتر از نصف مي رسد ،‌ عيب ها بسيار كمتر مي گردد و محصولات با تنوعي فزاينده توليد مي شوند .

شايد در خور توجه‌ترين تفاوت ميان توليد انبوه و توليد ناب ،‌ تفاوت در اهدف نهايي اين دو باشد ، توليد گران انبوه هدف محدودي را براي خود قرار داده اند، و
آن همانا ( به اندازة كافي خوب بودن ) می باشد . عبارتي كه مي‌تواند به اين صورت تعبير گردد:

شمار قابل قبول عيبها ،‌ بيشترين سطح قابل قبول براي موجودي و گستره معيني از محصولات يكسان. در واقع استدلال آنها چنين می باشد كه كار بهتر ، يا بيش از اندازه گران مي گردد يا فراتر از حد استعداد ذاتي بشر می باشد . در سوي ديگر ،‌ نگرشهاي توليد گران ناب بر كمال مبتني می باشد ،‌ يعني نزول پيوسته قيمتها ، به صفر رساندن ميزان عيوب*، به صفر رساندن موجودي ، و تنوع بي‌پايان محصول . البته هيچ توليدگر نابي تاكنون به اين سرزمين موعود نرسيده می باشد . و چه بسا هیچگاه نرسد، اما ميل هميشگي به كمال تا ايجاد تغييرات حيرت آور تداوم مي‌يابد . در توليد ناب هدف اين می باشد كه همة افراد ، در هر رده سازماني ( مسئوليت ) بپذيرند . و مراد از واژة مسئوليت همانا (آزادي در مديريت كار خودش ) می باشد و اين امتياز بزرگي می باشد . در مطالعه توليد و اجراي سيستم SPC در شركت پارس الكتريك وقتي با برخي از اپراتوران و كارگران با تجربه قسمتهاي مختلف هم كلام مي شدم مي يافتم كه اين نياز را كه همان انتقال مسئوليت به آنها بود ، تا در به وجودآوردن محصول بهتر مبادرت ورزند ،‌ را طلب مي كنند ولي با اينكه خود آنها اين موضوع را از مديرانشان خواستار شده بودند ولي با بي توجهي آنها مواجه شدند و با بي ميلي بيشتري از گذشته سر كارشان حاضر مي شدند.

اگر قرار باشد كاركنان در چنين شرايطي موفق شوند ، بايد شركتها ،‌ آنان را در چالشهاي كاري پيوسته و متنوع درگيركنند. به اين طريق می باشد كه آنان احساس خواهند كرد كه مهارتهايشان رشد مي كند و به دليل مهارتهاي مختلف كه كسب كرده اند ،‌ به آنان ارزش داده مي گردد . بدون اين چالشهاي پيوسته ،‌ ممكن می باشد كارگران احساس مي كنند كه در نقطه آغاز شغل خويش ،به آخر خط‌ رسيده‌اند. در نتيجه آنها مانع رشد مهارتهاي خود شده و حس مسئوليت خود را از دست مي دهند ، يعني عمده ترين مزيت توليد ناب از بين مي رود.

حال مقايسه اي خواهيم داشت بين كيفيت در توليد ناب و توليد دستي . در سال 1894* شركت پي. ال يك شركت خودروسازي پيشرو در جهان به حساب مي آمد. اين شركت نمي توانست به گونه انبوه خودروهاي همسان توليد كند و براي اين كار تلاشي نيز نمي كرد . به جاي آن ، تمام هم خويش را بر آن نهاد كه هر محصول با سليقه و خواست خريدارانش دقيقاً مطابقت داشته باشد. اينگونه بود كه پي. ال به كيفيت ساخت خودروهايش تإكيد مي‌كرد: اينكه اجزاي هر خودرو بصورت دستي و آنقدر ماهرانه سوار مي گردید كه مي توانست شكافهاي ميان قطعات را از ديده پنهان كند ، و اين امر براي مشتريان اهميت و ارزش بسياري داشت. حال اگر توليدگران ناب بتوانند هزينه هاي سنگين طراحي و توليد را كم كرده و كيفيت محصول توليدگران دستي را بالا ببرند ( كه احتمالاً از عهده اين كار بر مي آيند ) ، آنگاه توليدگران دستي و سنتي يا بايد روشهاي توليد ناب را بپذيرند و يا وجود بيش از يك قرن قدمت نابود شوند . همانطور كه پيشتر نيز گفته گردید شركت پارس در چند سال اخير از pc board هاي تكراري نظير CM9055 بهره گیری كرده می باشد كه به دلايلي كه ذكر گردید و باز هم گفته مي گردد مشكلات كيفيتي را به همراه دارد در توليد ناب يك نظريه بنام « دست پنهان* » آدام اسميت مورد قبول می باشد و آن اينست كه اگر در جهان هر كس به مصلحت خويش بيانديشد در كل جامعه بهترين نتيجه را خواهد يافت . حال سوال اينست كه چرا وقتي PCb هاي ساخت كره كيفيت بالاتري را مي دهند و همچنين pcb ها ساخت داخل شركت مستلزم كار بيشتري روي آنها می باشد* و همچنين دستگاهها و ابزارهاي پيشرفته و البته گرانقيمت كه حتي خريداري يك سنبه و ماتريس پرس براي CM905s بيش از 10 ميليون تومان هزينه دارد پس چرا نبايد PC board از كره وارد شوند و يا حتي توليد آنها به شركت مستقلي سپرده گردد كه با در نظر داشتن رعايت اصول توليد ناب آينده آن شركت در گرو شركت پارس باشد و همچنين بالعكس تا بتوان محصولات با كيفيت مورد نياز و در زمان مورد نياز و با هزينه كمتر در اختيار داشت نمودار ميزان كار اضافه شده بيانگر قسمتي از آن چیز که كه در بالا گفته شده بود در مورد هزينه هاي شارژرهاي بعد از ديگ قلع،‌ در اين مدل pcb می باشد . اين موضوع از آن جهت قابل توجه می باشد كه بكارگيري اصول توليد ناب باعث خواهد گردید كه كارخانجات كشور ما مانند PARS بتوانند همانند ساير كارخانجاتي كه در جهان توليد ناب را سرلوحه كار خود كرده اند ، بدون آزمون محصول در پايان خط مونتاژ و بدون ميزان زيادي دوباره كاري ،‌ محصول خود را با كيفيتي تقريباً به كمال ، روانه بازار كنند.

دسته بندی : اقتصاد

دیدگاهتان را بنویسید