برخي از صنايع مهم سوئيس نيز، كارخانه هاي خود را به خارج از كشور منتقل كردند. بيشتر سرمايه گذاران خارجي، كشور سوئيس را ترك كرده و كارخانه هاي خود را در فرانسه، اروپاي شرقي و خاور دور بنا نهادند.

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

توليدات كشاورزي سوئيس به كمترين سطح خود در طي 50 سال گذشته رسيده و صادرات گوشت و فرآورده هاي لبني سوئيس در همان دوره حدود 65 درصد كاهش يافت.

جالب توجه آنكه در چنين شرايط بد اقتصادي و دوران ركود سالهاي 1994 و 1995 كسري بودجه 30 ميليارد فرانكي دولت به 4/3 ميليارد فرانك كاهش پيدا كرده می باشد و در سال مالي 94-1993 مجموع بدهي خارجي 25 استان سوئيس، بدهي دولت و كمون ها4 معادل 98 ميليارد فرانك بوده می باشد.

معيار اروپائي يك اقتصاد ملي سالم براي پذيرفته شدن به عنوان يك عضو در اتحاديه اروپا، حداكثر كسري بودجه اي معادل 3 درصد توليد ناخالص داخلي و حداكثر بدهي ملي 60 درصد توليد ناخالص داخلي می باشد5. كشور سوئيس از نظر اين معيار از اتريش با اوضاع جمعيتي، جغرافيائي مشابه،عقب تر می باشد. اما با وجود يك چنين اوضاع وخيم اقتصادي، فرانك سوئيس روز به روز پیش روی سه ارز قوي جهان تقويت مي‌گردد.

نرخهاي رشد درآمد سرانه سوئيس با منابع و ظرفيت هاي بالقوه و بالفعل اقتصادي آن كشور در چنان تضاد پرتناقضي قرار دارندكه هيچ اقتصاددان انديشمندي قادرنيست تا در چارچوب معاملات اقتصادي، پاسخي‌براي اين سؤال پيدا كند كه:

«در حالي كه كارخانه ها در حال تعطيل و ورشكستگي هستند و بخش كشاورزي با كاهش شديد توليد و ركود مواجه می باشد و كشور فاقد هرگونه منابع طبيعي كافي قابل فروش مي‌باشد، چگونه درآمد سرانه مردم رو به رشد مي‌باشد؟!»

اما براي اين وضعيت اقتصادي عجيب و نامعقول سوئيس پاسخ هائي هست و اين پاسخ ساده عبارت می باشد از اين كه نظام بانكي سوئيس و صندوق هاي اماني مالي، نظام پي ريزي شده ي منسجمي كه در خدمت جرائم سازمان يافته بين المللي براي تطهير پول هاي آلوده و پولهاي سياه و خاكستري قرار دارد6، معاملات دولتي مواد مخدر و صنعتي كردن مواد مخدر به عنوان تجارتي بسيار سودآور اما كثيف، رمز توفيق اقتصاد سوئيس در افزايش درآمد سرانه كشوري بدون توليد مي‌باشد.

تطهير بين المللي پول كثيف

در كشور سوئيس تبديل عمليات تطهير پول به يك حرفه شرافتمندانه از سوي قانون، موجب گرديده می باشد تا سياستمداران، قضات، نيروهاي پليس، كارشناسان نظامي، وكلا، شركت هاي تخصصي و حسابداران قسم خورده سوئيسي، فرصت تجارت مالي به سركردگي بانك هاي سوئيسي را غنيمت شمرده و از آن سودجوئي به اقدام آورند.

حضور اكثر نمايندگان پارلمان در عمليات تطهير پول نظام بانكي سوئيس باعث شده می باشد تا يك گروه بسيار مقتدر فشار، در نظام سياسي اين كشور پديدار گردد.

به نحوي كه هرگونه صداي مخالف را خفه كرده، با هر گونه لايحه اصلاحي مخالفت ورزيده، از حضور هر داوطلب اصلاح گرا در مديريت ارشد حكومتي ممانعت به اقدام آورده، از تصدي مسئوليت دادگاه عالي سوئيس توسط هر قاضي سالم و درستكار جلوگيري كرده و هر شخص آرمان گرا در هر بخش را كه به دنبال وضع مقررات كنترل هاي قانوني بر معاملات مالي غير قانوني بانك ها می باشد سركوب مي نمايد و اين در حقيقت نوعي اليگارتني- جرگه سالاري- مستبدانه اي می باشد كه نه تنها ملت سوئيس بلكه بازارهاي پولي دنيا را فريب داده می باشد.

جان زيگلر يك نمايند. پارلمان و استاد دانشگاه در ادعانامه خود در دادگاه مي‌گويد: تثبيت يك رژيم ديكتاتوري در كشورهاي جهان سومي نظير رودزيا، نيجريه، رواندا، آمريكاي جنوبي و يا بي ثبات كردن نظام پولي و اقتصادي كشورهائي نظير آمريكا، آلمان و فرانسه در دستان اين غول بي رحم، به نام نظام بانكي سوئيس، قرار دارد.

غولي كه تبليغات جهاني آن تو خالي می باشد و چهره ي اژدهائي آن در پس نشان صليب سرخ پنهان می باشد.7

پروفسور جان زيگلر مي نويسد: «در حقيقت، سوئيس هيچ فعاليت مولدي ندارد به غیر از مخفي نگه داشتن كالاهاي دزديده شده از ساير كشورهاي جهان.»

جاري شدن درآمدهاي حاصل از جنايات سازمان يافته بين المللي به سيستم بانكي غول آساي سوئيس، خصوصا معاملات مواد مخدر مانع بزرگي بر سر راه جلوگيري و مبارزه با توزيع و خريد و فروش مواد مخدر مي‌باشد.

بدين دليل كه سوئيس با بهره گیری از قدرت اقتصادي كه در دهه 1960 و 1970 به دنبال جمع آوري «پترودلار»8 و «يورودلار»9 كسب كرده بود هر بار با ايجاد بحران دلار و دگرگون کردن ساختار اقتصادي ساير كشورهاي جهان توانست از عمليات مبارزه با تطهير پول جهاني توسط نظام بانكي خود جلوگيري به اقدام آورد.

بحران دلار، ترفندي براي عمليات تطهير پول در سوئيس

1-دولت ريچارد نيكسون (حزب جمهوري خواه)

در اوايل دهه 1970 ريچارد نيكسون، رئيس جمهور وقت آمريكا، در برابر معاملات مواد مخدر اعلام جنگ نمود.سازمان «اف.بي.آي»10 طي يك گزارش مستند به رئيس جمهور توضيح داد كه جنگ با مواد مخدر، مادامي كه بانك هاي سوئيسي با مافياي جنايات سازمان يافته در سطح بين المللي، همكاري مي‌كنند، موفق نخواهد بود.

چرا كه بانك هاي سوئيسسي مركز تجمع و ملاقات هاي رؤساي مافياي مواد مخدر مي باشند و روزانه بسته هاي عظيمي از پول نقد توسط بانك هاي سوئيسي در پيش چشمان مأموران اف.بي.آي به بانك هاي سوئيسي در نيويورك حمل ميشوند تا از آن طريق به سوئيس منتقل گردند.

ريچارد نيكسون دستور عمليات براي پليس اف.بي.آي، عليه فعاليت‌هاي غير قانوني بانك هاي سوئيسي مستقر در نيويورك صادر نمود.

به دنبال همين تصميمات بود كه در سال 1971 رئيس هيأت مديره كرديت بانك سوئيس11 براي اين كه به رئيس جمهور آمريكا و اف.بي.آي نشان دهد كه قدرت اصلي در دست چه كسي می باشد، طي يك كنفرانس مطبوعاتي اعلام داشت كه 50 درصد از دلارهاي اروپائي «يورودلار» آمريكا در اختيار و تحت كنترل اتحاديه بانكداران سوئيس قرار دارد.12همين امر موجب گرديد تا اقدامات ريچارد نيكسون مبني بر جلوگيري از فعاليت‌هاي تطهير پول كثيف بانك هاي سوئيسي براي مدت كوتاهي متوقف گردد.

زيرا چنانچه تهديد رئيس هيأت مديره كرديت بانك سوئيس عملي مي‌گردید و «يورودلارهاي» آمريكا توسط اتحاديه بانكداران سوئيسي وارد بازار مي‌شدند، دلار آمريكا به شدت با سقوطي وحشتناك مواجه مي‌گرديد. اما كشمكشهاي فيمابين ريچارد نيكسون و دولت سوئيس تا پايان دوره رياست جمهوري همچنان ادامه يافت.

2-جنگ ويتنام

در دوران جنگ ويتنام، ليندون جانسون، رئيس جمهور وقت آمريكا به مقصود تأمين مالي جنگ و بر اساس لايحه اي كه به مجلس برد به انتشار 500 ميليارد دلار اروپايي بدون پشتوانه ذخيره طلا اقدام نمود كه مقرر گرديد اين دلارها در داخل نظام پولي آمريكا گردش نداشته باشد.اما در آوريل 1975 قبل از خروج آخرين نيروهاي آمريكائي از ويتنام جنوبي، «ژنرال تيو»13 آخرين رئيس جمهور ويتنام جنوبي و مارشال نوي لون14، رئيس جمهور سابق كامبوج ملاقاتي با رئيس اتحاديه بانكداران سوئيس15 ترتيب دادند. اين دو ژنرال جنايتكار جنگي به رئيس اتحاديه گفتند كه 16 تن طلا دارند كه ميخواهند به بانك هاي زوريخ انتقال داده گردد.

رئيس اتحاديه مذكور نيز فوراً يك هواپيماي DC-8 از شركت هواپيمائي سوئيس اير (BAL Air) اجاره كرد و آن را به «سايگون»16 فرستاد تا ذخاير طلاي دزديده شده ي بانك ملي ويتنام را منتقل كند. در هنگام حمل طلاها به هواپيماي سوئيس اير، سفير آمريكا در سايگون به نيروهاي نظامي آمريكا دستور توقف هواپيماي DC-8 سوئيس را داد و اعلام كرد كه ذخاير طلا يا بايد در بانك ملي ويتنام بماند يا اين كه با نظر دولت آمريكا براي لذا براي بار دوم، عمليات تبهكارانه‌ي17 بانكي سوئيس از طريق ديپلماتيك، باج خواهي ديگري را عليه دولت آمريكا رقم زد. اتحاديه بانكداران سوئيس اقدامات آتي به آمريكا منتقل گردد.

اولتيماتوم داد: «اگر هواپيماي اجاره اي سوئيسي حامل طلا، سايگون را به مقصد زوريخ ترك نكند، بانك هاي سوئيسي دلارهاي اروپائي مربوط به ويتنام كه توسط بانك هاي سوئيس از بازارهاي مالي بين المللي جمع آوري شده‌اند را آزاد خواهند ساخت» كه اين به معناي يك «عمليات بحران دلار» ديگري براي دولت آمريكا مي‌بود.

هزاران خانواده آمريكائي فرزندانشان را در جنگ ويتنام از دست دادند، هزاران جوان آمريكائي معلول شده و روي صندلي چرخدار قرار گرفتند و ميليون ها نفر از مردم ويتنام در خون غلطيدند و بازماندگان فقر و فلاكت زده اين ملت رنج ديده، امروزه با كابوس ويتنام زندگي خود را سپري مي‌كنند.

اما تبهكاران بانك سوئيس به‌ جمع آوري بهره و سودهاي حاصل‌ از ذخاير طلاي دزديده شده ي بانك ويتنام مشغول هستند.

در ويتنام ميليون ها نفر با بدبختي زندگي كرده و ميان مرگ وزندگي سرگردانند در حالي كه ذخاير طلاي 16 تني آنها مي‌توانست مردم اين كشور را در بازسازي خانه هاي تخريب شده شان كمك نمايد. اما اين غول پنهان در پس صليب سفيد رنگ پرچم سوئيس، ذخيره طلاي خونين اين ملت در حال رنج و عذاب را بلعيده و با گوشت و خون جوانان يك ملت ديگر آن را آغشته كرده می باشد.

3-از دولت رونالد ريگان (از حزب جمهوري خواه)

رونالد ريگان در اولين دوره رياست جمهوري خود لايحه اي درمورد سوئيس مطرح ساخت.ريگان با عزمي راسخ در صدد بود كه غرور ملي شديداً لطمه ديده آمريكائي را احيا كند.رئيس جمهور آمريكا با دولت سوئيس در مورد ادامه عمليات تطهير پول فرارهاي مالياتي از آمريكا و تطهير پول هاي كثيف مافياي مواد مخدر كلمبيا فعال در آمريكا، اتمام حجت كرد و آن كشور را به تحريم هاي اقتصادي تهديد نمود. اما ريگان نتوانست در جنگ با ترافيك مواد مخدر و دولت سوئيس موفق گردد و با همكاري عاملان جرائم مالي سوئيس و كارتل هاي مواد مخدر كلمبيائي مقابله نمايد.

4- اليزابت كپ و رسوائي «ايران گيت» آمريكا

پيچيدگي هاي سياست خارجي شوروي و ساده انديشي دولت جيمي كارتر رئيس جمهور آمريكا در مورد اهميت استراتژيك ايران در ثبات سياسي منطقه خاورميانه، موجب گرديد تا جنگي ناخواسته و غير عادلانه توسط غرب بر ايران تحميل گردد و ديكتاتور عراق (صدام حسين) در اين جنگ تهاجمي مورد حمايت نظامي محرمانه آمريكا قرار گيرد.

در اوايل دهه ي 1980، دولت رونالد ريگان از حزب جمهوري خواه آمريكا كه نسبت به رئيس جمهور دمكرات قبلي در مورد مسائل ايران از ديدگاه اقدام گرايانه تري برخوردار بوده و نمي خواست به سادگي موقعيت استراتژيك ايران را انكار كرده و صحنه رقابت هاي سياسي خاورميانه را به رهبران كاخ كرملين شوروي واگذار كند، در صدد آن برآمد تا در يك تماس مستقيم، روابط خود را با حكومت جديد ايران التيام بخشد.

بدين ترتيب بود كه مأموريت «مك فارلين» و «اليور نورث»18 طراحي گرديد.چگونگي ارتباط اين مأموريت با عمليات تطهير پول و پيدا شدن تأثیر سياستمداران فاسد سوئيسي و هويدا شدن ناگهاني تأثیر آفريني سوئيس در شكست سياسي آن مأموريت كه به خودكشي «مك فارلين» مشاور امنيتي كاخ سفيد واشنگتن و «ويليام كيسي»19 رئيس وقت سازمان سيا و بروز پديده اي به نام ايران گيت در صحنه سياست داخلي آمريكا انجاميد، حائز اهميت مي‌باشد.

به خصوص كه يك واقعه ديپلماسي بين المللي بسيار پراهميت به عنوان ابزاري قدرتمند در خدمت تطهير پول هاي آغشته به خون متعلق به مافياي كالي كارتر يعني بزرگترين سازمان جنايتكار ترافيك كوكائين به سركردگي پابلو اسكوبار كلمبيائي، براي تحت فشار قرار دادن حكومت رونالد ريگان رئيس جمهور آمريكا به دست سياستمداران فاسد سوئيس افتاد.

خانم اليزابت كپ، وزير دادگستري و امور پليس و امور نظامي سوئيس، همسر آقاي هانس كپ؛ رئيس دفتر مشاوره مالي «كپ-شكرچيان» در زوريخ كه به عمليات تطهير پول براي پابلو اسكوبار رئيس «مافياي كارتل كالي» اشتغال داشت، مانند مواردي به شمار ميرفت كه پرزيدنت ريگان به شدت خواهان توقف آن عمليات و بركناري خانم اليزابت كپ از سمت وزارت دادگستري سوئيس شده بود.

4-Communs

5-(20%+=رضايتبخش،صفر=نرمال،20%-=نامطلوب،30-% تا 40-%=فاجعه آميز)

6-dirty money,Black and Gray Money

7-مقصود پولهاي بدست آمده از فعاليتهاي غير قانوني نظير قاچاق،بازار سياه و مواد مخدر می باشد

توضيح آنكه پرچم قرمز سوئيس نشان سفيد صليب بر روي آن می باشد و وارونه آن يعني پرچم سفيد با صليب قرمز رنگ نشان صليب سرخ مي‌باشد.

8-Petro Dollar

9-Euro Dollar

10-Fedral Bureau for Inrestigation , FBI

11-Credit Bank of Switzerland

12-Fred Hirch “Money International”,Ed.pelicanbooks,1969,second Edition,1972,p.244.

13-Thieu.

14-Noi-Lon.

15-ASB

16-Saigon

17-Banditism

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

18-MC Farlain

19-Oliver North & MC.Farlain


دیدگاهتان را بنویسید