استان آذربايجان غربي پس از سواحل دريايي استان مازندران از مرطوب ترين قسمت هاي ايران می باشد و به همين دليل نواحي عاري از پوشش گياهي و يا غيرمستعد جهت كشت و زرع در آن كمتر يافت مي گردد. وجود كوهستانهاي مرتفع در آذربايجان غربي هر چند باعث جلب رطوبت و خنكي هوا شده اند، ولي قسمتي از اين ارتفاعات مانند كوههاي شمالي استان صخره اي و كم گياه هستند. آب و هواي اين استان نسبت به آذربايجانشرقي مرطوب تر و نواحي كم گياه و پوشش گياهي آن كمتر می باشد و همين خصوصيت آب و هوايي سبب گرديده می باشد كه مراتع مرطوب و گياهان رطوبت پسند آن زياد گردد و اين استان آذربايجان غربي از مراكز مهم پرورش گاوميش در كشور محسوب گردد.

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

نزديك به نيم ميليون هكتار از وسعت خاكي استان آذربايجان غربي اختصاص به كشت هاي مخلتف ساليانه و دائمي دارد و اراضي زير كشت ساليانه يا هر چند سال يكبار و يا سالي يكبار بصورت آيش، بعني بدون پوشش گياهي و يا با پوشش كم در مي آيند. مقدار اراضي آيش آبي حدود 65 درصد و ديمي حدود 83 درصد كشتهاي ساليانه می باشد.

با در نظر داشتن اينكه كشاورزي علي رغم كاهش شديدي كه در سهم نسبي خود از اشتغال داشته می باشد، ولي هنوز با داشتن سهمي معادل 33 درصد از اشتغال استاني و استعداد فراوان منطقه از لحاظ كشاورزي، الزام مي نمايد كه دست اندركاران و مسئولان برنامه‌ريزي اشتغال استاني و كشوري توجهي خاص را به اين بخش از فعاليت هاي اقتصادي مبذول دارند.

هماهنگونه كه از جدول (7-2) برمي آيد. استان آذربايجان غربي در بخش كشاورزي در توليد نخوذ، چقندر قند، گندم درصدي بزرگ از توليد اين محصولات را دارا مي باشد. چنانكه 5/17 درصد از كل توليد نخود و 3/16 درصد از كل توليد چغندر و حدود 5 درصد از كل توليد گندم كشور ايران در اين استان بعمل مي آيد.

جدول (7-2) توليد محصولات زراي كل كشور و استان آ.غ سال زراعي: 81-1380

محصول زراعي كل كشور استان آذربايجان غرب سهم ازكل(درصد)
گندم 12450242 628190 04/5
جو 3084659
شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     
83117

69/2 ذرات دانه اي

1438533

7771

54/0 جمع غلات

19860975

719228

62/3 نخود

301876

52936

5/17 لوبيا

209621

2597

24/1 عدس

117464

1069

91/0 ساير حبوبات

40846

318

78/0 جمع حبوبات

669806

56920

5/8 پنبه

345438

0

0 توتون و تنباكو

26743

1784

67/6 چغندر قند

6097532

9953396

3/16 نيشكر

3712429

0

0 دانه هاي روغني

338682

24577

25/7 جمع محصولات صنعتي

10520824

1021757

7/9 سيب زميني

3755804

51714

37/1 پياز

1528853

66665

¾ گوجه فرنگي

4109001

96890

3/2 ساير سبزيجات

2391504

8973

37/0 جمع سبزيجات

11785162

224242

2 خربزه

1217726

5358

44/0 هندوانه

2170026

85566

94/3 خيار

1430272

18506

29/1 ساير محصولات جاليزي

506755

7288

44/1 جمع محصولات جاليزي

5324780

116718

19/2 يونجه

4068181

529476

13 ساير نباتات علوفه اي

5841275

37309

64/0 جمع نباتات علوفه اي

9909456

566785

72/5 ساير محصولات

115154

140

12/0 جمع

58186156

2705789

65/4

منبع: آمار نامه كشاورزي، جلد اول، سال زراعي 81-1380، محصولات زراعي دفتر آمار و فن آوري اطلاعات وزارت جهاد كشاورزي.

با نگاهي به جدول (8-2) چنين عايد مي گردد كه اين استان در توليد سيب، آلبالو، انگور، گلابي و سماق سهمي بزرگ دارد چنانكه 6/34 درصد از كل ميزان توليد سيب ايران و معادل 5/14 درصد از كل توليد آلبالو و 2/12 درصد از كل سماق توليد شده و 04/6 درصد از توليد گلابي كشور در اين استان بدست مي آيد.

البته شايان ذكر می باشد كه اگر مسئولان استان در ايجاد صنايعي كه مستقيماً مواد اوليه خود را از توليدات باغي استان مي گيرد، بكوشند، خصوصاً در جهت راه اندازي سردخانه و كارخانجات آبميوه گيري و توليد كمپوت و صنايع بسته بندي محصولات كشاورزي مي‌توان هم به اشتغال زايي منطقه كمك شاياني كرد و هم بهره وري و ميزان توليد اين بخش از توليد استان را بالا برد.

جدول (8-2) ميزان توليد محصولات دايمي كل كشور و استان آذربايجان غربي در سال 1381

محصول كل كشور(تن) استان آ.غ (تن) سهم ازكل(درصد)
سيب 2333896 807913 61/34
گلابي 189492 11451 04/6
به 34152 5/1496 4/4
زردآلو و قيسي 291761 13522 6/4
آلبالو 52380 7/7626 5/14
هلو 317418 9137 9/2
شفتالو 16814 9/1128 7/6
شليل 58262 8/474 8/0
آلو 135896 9/683 5/0
گيلاس 653919 2/5910 9/0
گوجه 74927 6/1774 36/2
انگور 2703792 192500 08/7
توت فرنگي 32139 100 3/0
توت درختي 20173 5/668 3/3
بادام 107445 1/4638 ¾
گردو 177673 7927 46/4
پسته 13062 7/3 03/0
سنجد 248665 131 05/0
سماق 311 38 2/12
انجير 78283 90 1/0
انار 78283 71 1/0
گلستان 8840 69 78/0
گياهان دارويي 47687 6/97 2/0
غيرمثمر 0 0 0

2-9- صنايع

الف) صنايع دستي

در استان آذربايجان غربي، صنايع دستي و روستايي از گذشته هاي بسيار دور متداول بوده می باشد. هر شهرستان با در نظر داشتن محيط طبيعي و گذشتة فرهنگي خود در تعدادي از صنايع دستي ماهرتر اقدام نموده و مادر اين بخش به ارائه مختصري از آن مي پردازيم:

1) شهرستان مياندوآب

در اين شهرستان قالي بافي، حصيرباقي، كوزه گري از صنايع دستي در خور توجه مي باشند. بخش تكاب شهرستان مياندوآب از نواحي عمدة‌ قالي باقي آذربايجان غربي محسوب شده و قاليهاي آن معروف هستند.

2) شهرستان مهاباد

در اين ناحيه بافت جورابهاي پشمي، فرش، كلاه و دوخت لباس زنانه و مردانة محلي، پشه بنددوزي، جاجيم، سجاده و ساخت ظروف چوبي از چوب هاي جنگلي متداول می باشد.

3) شهرستان خوي

در اين شهرستان تبديل پشم به نخ و بافت گليم،‌ شال گردن،‌ پيراهن، جاجيم از صنايع روستايي اين ديار قلمداد مي گردد.

4) شهرستان ماكوي

در شهرستان ماكو قالي باقي، جاجيم، گليم،‌ پيراهن، دستكش جوراب، حصير و سبد از صنايع دستي عمده محسوب مي شوند. همچنين ماكو از نواحي بزرگ قالي بافي استان آذربايجان غربي محسوب مي گردد.

5) شهرستان اروميه

در اطراف شهرستان اروميه، گليم ، جاجيم، پيراهن بافي و كوزه گري، سبدبافي، سجاده، بافت چادرهاي كتاني متداول می باشد.

ب) صنايع ماشيني

استان آذربايجان غربي، متأسفانه از صنايع ماشيني در سطح مطلوب برخوردار نيست، كل كارخانجات موجود، به محدودي كارخانجات وابسته به صنايع كشاورزي مانند، كارخانجات قند، كارخانجات سبزي پاك كني و كارخانجات پنبه و همچنين تعدادي كارخانجات صنعتي ساده مانند كارخانجات آجرپزي، گچ پزي، آهك و نمك محدود مي گردد. كه ما در اين مختصر به ارائه نمايي ساده از مهمترين آنها مي پردازيم.

-كارخانجات قند

قرارداد اولين كارخانة قند استان درسال 1310 ش با مؤسسة اشكودا (چك اسلواكي) منعقد گرديد و اين كارخانه در مياندوآب نصب گرديد. دومين كارخانة قند در سال 1328 هـ.ش در اروميه تأسيس گردید و در سال 1329 به بهره برداري رسيد.

-كارخانجات دخانيات

اين كارخانجات در شهرستانهاي اروميه، نقده، اشنويه و پيرانشهر قرار دارند. البته كل كارهايي كه در اين واحدها انجام مي گردد تنها جوربندي،‌ تخمير سريع و آماده کردن توتون جهت مصرف در كارخانجات سيگارسازي مي باشد.

در كل مي توان گفت كه در اين استان علي رغم استعدادهاي زياد كه جهت توليد بسياري از كالاها و فرآورده هاي صنعتي دارد، صنعتي به معناي واقعي كلمه وجود ندارد.

2-10- معادن

مطالعات معدن شناسي در كليه نقاط استان آذربايجان غربي،‌ با در نظر داشتن موقعيت مرزي با سه كشور همساية‌ شمالي و غربي غيرمقدور بوده و اطلاعات دربارة معادن و ذخاير مواد اوليه محدود به نقاطي از اين استان می باشد كه تا حدودي از نقاط مرزي دورتر مي باشند.

مواد معدني مكشوفة ‌استان آذربايجان غربي در حال حاضر عبارتند از: سرب، مس، گرانيت، انتيموان، زرنيخ، نمك طعام، زغال سنگ، گوگرد، خاك نسوز، گچ، آهك،تراورتن، سنگ مرمر، ميكا.

معادن سرب، سرب، انتيموان در تكاب معدن زرنيخ در زره شوران، زغال سنگ در مياندوآب، خاك نسوز در بوكان، تراورتن در ماكو، معادن گچ و آهك در اروميه، سنگ مرمر در خوي،‌ ميكا در قره باغ، نمك سنگ در خوي قرار دارند.

البته شايان ذكراست كه درياچة اروميه با در نظر داشتن درصد نمك بسيار بالايي كه دارد، از مهمترين ذخاير نمك طعام در ايران می باشد و برداشت نمك از آب درياچه به يكي از فعاليت هاي عمده اشتغال زايي ساكنين سواحل درياچه تبديل شده می باشد . نمك درياچة اروميه بيشتر در سواحي غربي و شرقي درياچة قرار دارند.

2-11- بازرگاني

از آنجا كه آذربايجان غربي با كشورهاي ارمنستان، نخجوان، تركيه وعراق هم مرز می باشد و اروميه نيز در ناحية‌ سرحدي ايران و تركيه و عراق واقع گرديده ، لذا مورد توجه دولت ها و بازارهاي جهاني بوده می باشد. از اين رو مي توان گفت كه آذربايجان غربي از قديم يكي از قطب هاي بازرگاني ايران بوده می باشد.

آذربايجان غربي امروز نيز از لحاظ بازرگاني در ايران اهميت ويژه اي برخوردار می باشد. از صادرات مهم اين منطقه، خشكبار، پياز، حبوبات، پشم، توتون و تنباكو،‌ ميوه و غيره را مي توان نام برد. واردات آن نيز شامل برنج، پارچه، ماشين آلات ، چيني، كفش،‌ سيگار، چاي، و … می باشد.

فصل سوم:

مباني تئوريك و مطالعات انجام شده

مقدمه

درك ارزش و فهم فعاليت هاي اقتصادي منطقه اي مي تواند گامي اساسي در جهت سياست گذاري و برنامه ريزي صحيح در سطح منطقه اي و ملي، توسط برنامه ريزان منطقه اي و ملي باشد.

روشهاي گوناگوني براي تحليل شاخص هاي منطقه هست كه در اين فصل به بعضي از اين روشها تصریح مي گردد.

در ابتداي فصل حاضر براي شناخت بهتر و تسهيل تحليل فعاليت هاي منطقه اي (استاني) در زمينه اشتغال منطقه اي دو مدل ارايه شده می باشد.

مدل اول، تحليل اقتصاد پايه می باشد كه اين تحليل بر اساس تئوري اقتصاد پايه استوار می باشد. كه فعاليت هاي هر منطقه را بر اساس تخصص خاص هر منطقه فعاليت پايه و غيرپايه طبقه بندي مي كند كه فعاليت پايه بطور مستقيم توانايي منطقه در صادرات كالا و خدمات منطقه وابسته می باشد و فعاليت هاي غير پايه بصورت پشتيباني و حمايت كننده فعاليت هاي پايه منطقه می باشد. براي شناسايي و تمايز فعاليت هاي پايه از ضربي مكاني (location Quotient) بهره گیری شده می باشد.

مدل دوم تحليل از روش تغيير- سهم (shift-share) مي باشد. كه طریقه شاخص هاي منطقه را به سه جزء تقسيم مي كند كه عبارتند از :

اول تغيير كلي يا تأثير رشد ملي. دوم تغييرات ساختاري (به دليل تركيب خاص صنايع در منطقه) سوم تأثيرساير عوامل (مزيت هاي رقابتي) می باشد.

در ادامه فصل به سوابق تحقيقاتي انجام شده پرداخته خواهد گردید.

3-1- تحليل اقتصاد پايه

تحليل اقتصاد پايه مبتني بر نظريه اقتصاد پايه می باشد كه براساس فرضيه هايي استدلال مي كند كه صنايع صادراتي، دليل موجوديت و رشد مناطق ، شهرها يا نواحي محلي می باشد.

3-1-1- نظريه اقتصاد پايه

برای دانلود فایل ورد متن کامل اینجا کلیک کنید

با تخصصي تر شدن يك ناحيه، خود اتكايي آن محدود مي گردد. بنابراين رشد يك ناحيه به توانايي آن در صادرات كالا و خدمات، براي تأمين هزينه هاي وارداتي مورد نياز خود، بستگي دارد. اينگونه صادرات را فعاليت پايه (Basicactivity) مي نامند و در بخش برون زاي (Exogenous Sector) منطقه اقتصادي توليد مي گردد. براي خدمت رساني به كاركنان شاغل در صنايع پايه و خانواده هاي آنها و نيز خود صنايع، فعاليت هاي حمايت كننده بسياري مورد نياز می باشد. اينگونه فعاليت هاي حمايت كننده كه منحصراً در توليد كالاها و خدمات براي توزيع و مصرف در دورن ناحيه مورد نظر مي پردازد، فعاليت غير پايه (Non-Basic Activity) ناميده و بخش درونزاي (Endogenous Sector) نظام اقتصادي منطقه را تشكيل مي دهد. به اين ترتيب، فعاليت هاي بخش پايه، وسيله ايست براي پرداخت هزينه كالاها و خدماتي نظير مواد غذايي وارداتي را فراهم مي آورد كه توسط خود منطقه محلي قابل توليد نيست. و همچين از خدمات ارائه شده به وسيله صنايع بخش غيرپايه حمايت مي كند. زيرا كاركنان بخش پايه، تقاضا براي محصولات صنايع غيرپايه را به وجودمي آورند.

بنابراين سطح فعاليت اقتصادي يك ناحيه به هر صورت كه اندازه گيري گردد، حاصل جمع سطوح مختلف اقتصادي در دو بخش پايه و غيرپايه مي باشد. واحد اندازه گيري اشتغال مي باشد، بنابراين:

T = X + D

كل اشتغال T =

اشتغال در بخش پايه X =

اشتغال در بخش غير پايه D =

لذا ديده مي گردد كه اگر چه بخشهاي بيروني و دروني باتوجه به محدوده تقاضاي مربوط، از نظر فضايي از هم متمايز هستند، با وجود اين هر دو بخش به تقاضاي خارجي وابسته هستند. بخش پايه مستقماً و بخش غيرپايه به صورت غير مستقيم از طريق پشتيباني بخش پايه به تقاضاي خارجي وابسته هستند. بنابراين با افزايش تقاضاي خارجي براي صادرات يك ناحيه محلي، بخش پايه گسترش مي يابد. اين اقدام به نوبه خود موجب گسترش فعاليت هاي پشتيباني غير پايه و سرانجام افزايش جمعيت آن مي گردد. دامنه كل تغييرات ضريبي از اشتغال پايه ايجاد شده اوليه می باشد. به اين ترتيب، رشد ناحيه بر واكنش صنايع پايه موجود در ناحيه نسبت به افزايش تقاضاي خارجي براي محصولات آن بستگي دارد.

3-1-2- قواعد تجربي

نسبت اشتغال غيرپايه به اشتغال پايه را نسبت اقتصاد پايه مي نامند. مثلاً اگر در يك ناحيه ويژه مطالعه در برابر هر شاغل در بخش پايه، دو شاغل در بخش غير پايه وجود داشته باشد، نسبت پايه برابر 2 خواهد گردید. اين نسبت به آن معناست كه افزايش يك شغل در بخش پايه منجر به ايجاد دو شغل در بخش غير پايه خواهد گردید و بالعكس. حال اگر نسبت پايه 2 باشد ضريب اقتصاد پايه (Economic Base Multiplier) برابر 3 خواهد گردید، زيرا در واقع هنگاميكه در اشتغال پايه يك شغل افزوده مي گردد، در مجموع سه شغل جديد ايجاد خواهد گردید. گاهي برنامه ريزان به ارتباط سطوح فعاليت اقتصادي و جمعيت علاقمند هستند. در هر زمان، شمار معيني از مشاغل، از تعداد معيني پشتيباني مي كند و شمار افراد مورد پشتيباني هر شغل ضريب افزايش جمعيت نام دارد. آنگاه كه اوضاع يا ساختار اساسي، اجتماعي،‌ اقتصادي كشور تثبيت گردید، نظريه ياد شده قواعد تجربي ويژه اي را مفروض مي كند. مهمترين قاعده ياد شده آنست كه نسبت هاي پايه به غير پايه در نواحي محلي مانند شهرها، مناطق و استانها و نسبت هاي اين گونه فعاليت ها را كل جمعيت ثابت باقي مي ماند.

دسته بندی : اقتصاد

دیدگاهتان را بنویسید