ارتباط بالا به گونه دقيق در جاي ديگري آزمايش شده می باشد. نتايج چنين آزمايشي نشان داد که يک تنش آستانه‌اي براي خزش در Al2124PM هست؛ و رفتار خزشي آلياژها از معادله(2-9)پيروي مي‌کند؛ و اينکه منشأ تنش آستانه‌اي با ارتباط ميان جابه‌جايي‌هاي متحرک و ذرات اکسيد در ارتباط می باشد. اين ذرات به عنوان پيامدي از فراوري آلياژ Al با متالورژي پودر تشکيل مي‌شوند.

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

دوم اينکه مشخص شده که رفتار خزشي آلياژهاي PM (Al) شکلي تعديلي از رفتار خزشي آلياژهاي محلول جامد با پايه Al را نشان مي‌دهد و چنين تعديلي در رفتار خزشي ناشي از وجود تنش آستانه‌اي براي خزش τ در آلياژهاي گفته شده می باشد. پيشنهاد مذکور نشان داد که خزش متالوژي پودر آلياژهاي Al و آلياژهاي محلول جامد با پايه Al با فرايندهاي تغييرشکل کنترل مي‌گردد؛ و اينکه معادلات کنترل سرعتي که براي توصيف رفتار آلياژهاي محلول جامد ارائه شده را مي‌توان براي در نظر گرفتن رفتار خزشي پودر آلياژهاي Al هم بکار برد؛ و تنش موثر τee = τ – τ0) جايگزين تنش اعمالي τ در اين معادلات مي‌گردد. به ويژه انتظار مي‌رود تحت ترکيب مناسب شرايط تجربي و پارامترهاي ماده، رفتار خزشي آلياژهاي PM Al (مثل آلياژهاي محلول جامد با پايه Al) با وجود موارد زير مشخص گردد:

(الف ) سه ناحيه تغييرشکل (ناحيه I ناحيه کم تنش، ناحيه II ناحيه با تنش متوسط و ناحيه III ناحيه تنش بالا)؛

(ب )دو گذار خزشي در نمودار خزش حالت پايدار در برابر تنش اعمالي در مقياس لگاريتمي. بنابر شواهد معتبر ناحيه‌هاي I, II, III با صعود نابجايي (5=n)، لغزش ويسکوز (3=n) و فرايند تغييرشکل ناشناخته (5=n) کنترل مي‌گردد که انرژي فعالسازي بالايي دارد و ظهور آن با گسيختگي نابجايي‌ها از اتمسفر اتمي محلول در ارتباط می باشد.

تشابهات رفتاري ميان Sic2124 Al vol%5PM و Al2124PM منجر به دو معناي مهم مي‌گردد:

(الف ) تغييرشکل ماتريس آلياژ خزش کامپوزيت را کنترل مي‌کند

(ب ) منشأ رفتار تنش آستانه‌اي در هر دو ماده مشابه می باشد. اين دو معنا با بهره گیری از دو تحقيق مذکور در ارتباط با تفسير رفتار خزشي آلياژهاي PM Al آزمايش مي‌گردد [6].

2-4-7- منشأ تنش آستانه‌اي:

آزمايش داده‌هاي جدول 2-2نشان مي‌دهد که τ0 با افزايش دما کاهش مي‌يابد و وابستگي τ0 به دما شديدتر از آنست که به مدول برشي نسبت داده گردد.

جدول 2-2 :تنش آستانه اي بر حسب دما [6]

نظاره دقيق داده‌هاي تعدادي از مواد مانند آلياژهاي تقويتي DS، آلياژهاي PM Al، و کامپوزيتهاي Al-SiC وابستگي تنش آستانه‌اي به دما را عیان ساخت. براي اين مواد مشخص شده که وابستگي دمايي تنش آستانه‌اي را مي‌توان به بهترين نحو با ارتباط (2-12) توصيف نمود؛ البته نمي‌توان آن را براي مدلهاي تنش آستانه‌اي موجود در نظر گرفت:

براي چک کردن اعتبار معادله 2-12براي Sic2124 Al vol%5PM ، مقادير تخميني (τ0/G) (جدول 2-2) به صورت لگاريتم (τ0/G) دربرابر 1/T در شکل (2-13)ترسيم گردید.

شکل(2-13) : ، مقادير تخميني 0/G) به صورت لگاريتم 0/G) دربرابر 1/T [6]

همان گونه که در شکل(2-13) هم ديده مي‌گردد داده‌هاي لازم براي Sic2124 Al vol%5PM نزديک به يک خط راست و متناسب با معادله 2-12هستند.

ملاحظات پيشين و تحليل‌ها منجر به اين نتيجه مي‌گردد که ذرات SiC منشأ اوليه τ0 نيستند. سه نظاره زير با اين نتيجه سازگار هستند. نخست، خواص هندسي ذرات SiC در Sic2124 Al vol%5PM (اندازه متوسط ذرات SiC حدوداً μm 2 و فواصل ميان انها هم در حدود μm9 می باشد) نشانگر اين می باشد که انتظار نمي‌رود ذرات به عنوان موانع موثر حرکت نابجايي اقدام کنند.

دوم آنکه، داده‌هاي مربوط به وابستگي تنش آستانه‌اي به دما براي خزش در Sic2124 Al vol%5PM موجود هستند و جالب می باشد که مقايسه‌اي ميان مقادير τ0 براي کامپوزيت و مقادير حاضر تخميني از     Sic2124 Al vol%5PM داده‌هاي بکنيم. اين مقايسه در (شکل2-13)نشان داده شده می باشد. مي‌توان در شکل ديد که مقادير τ0 براي Sic2124 Al vol%5PM کمي بيشتر از مقادير       Sic2124 Al vol%5PM می باشد و اين وابستگي به دما براي هر دو ماده مشخص شده می باشد. سازگاري نزديک مقدار و گرايش ميان τ0 براي Sic2124 Al vol%5PM و τ0 براي Sic2124 Al vol%5PM نشان مي‌دهد که ذرات SiC به عنوان منشأ اوليه τ0 اقدام نمي‌کند. در نهايت نابجايي‌ها که اغلب در ارتباط با ذرات SiC يافته مي‌شوند فواصل بسيار نزديکي با هم دارند. اين نابجايي‌ها در ظاهر در مورد آرايش و ساختار مشابه نابجايي‌هايي هستند که در حين سرد شدن از دماهاي بالا در سطح مشترک SiC/Al ايجاد مي‌شوند. ايجاد اين نابجايي‌ها در کامپوزيت در حين سرد شدن به اختلاف انقباض حرارتي Al و SiC نسبت داده مي‌گردد؛ نسبت ميان ثابت حرارتي Al و SiC 10:1 می باشد. بنابر شواهد تجربي نابجايي‌هاي ايجاد شده در سطح مشترک SiC/Al به گونه طبيعي با حرارت‌دهي در دماهاي بالا ناپديد مي‌شوند و در حين سرد شدن دوباره پديدار مي‌شوند. بر همان اساس اين نابجايي‌ها کامپوزيت را تنها در دماهاي پايين (مثل دماي اتاق) تقويت مي‌کنند [7].

پيشنهاد شده که يک منبع جايگزين براي رفتار تنش آستانه‌اي در کامپوزيت‌هاي ناپيوسته SiC-Al (مثل آلياژهاي PM Al) با جداشدگي نابجايي‌ها از ذرات اکسيد در ارتباط می باشد که در نتيجه فراوري کامپوزيت‌ها با متالوژي پودر بدست مي‌آيند. نتايج تجربي حاضر براي نخستين بار شواهدي زيرساختاري در تاييد اين نظر فراهم مي‌آورد. همچنين روابط نابجايي- پراکندگي ذره مشابه آنهايي می باشد که براي آلياژهاي Al2124PM و آلياژهاي DS ارائه شده می باشد.

بنابر معادله 2-12تنش آستانه‌اي براي خزش در Sic2124 Al vol%5PM با وابستگي دمايي مشخص مي‌گردد که بسيار شديدتر از تنش جداشدگي τd می باشد که به مدول برشي نسبت داده مي‌گردد. «روسلر» و «آرتز»[8] پيشنهاد کردند که جداشدن ناشي از حرارت يک ذره در آلياژهاي DS منجربه کاهش تنش آستانه اي مي گردد که با کاهش دما افزايش مي‌يابد. با اين حال همان گونه که «پارک» [9] و ديگران نشان داده‌اند، مفهوم فعا لسازي حرارتي نمي‌تواند مقادير و گرايش‌هاي تغييرات انرژي فعالسازي ظاهري را براي خزش در آلياژهاي PM Al (که ريزساختارهاي‌شان اتصال نابجايي‌ها به ذرات پراکنده را نشان مي‌دهد) توجيه کند. حدس زده مي‌گردد که وابستگي شديد دمايي تنش آستانه‌اي مثل معادله 2-12ممکن می باشد پيامد ارتباط‌اي ميان ناخالصي‌ها (که توانايي تفکيک ذرات ناپيوسته را دارند) و نابجايي‌هايي باشد که در وجه جداشدگي ذرات به دام افتاده‌اند. با اين حال اين حدس ماهيتاً کيفي می باشد و اثبات اين مکانيسم نيازمند کار بيشتري می باشد.

رفتار خزشي کامپوزيت Sic2124 Al vol%5PM در موارد زير مشابه Al2124PM می باشد:

(الف ) خصوصيات منحني خزش،

(ب ) توان تنش ظاهري بالا و تغييرات آن با تنش اعمالي،

(ج ) انرژي فعالسازي ظاهري زياد براي خزش و تغييرات آن با تنش اعمالي،

(د) وجود تنش آستانه‌اي و

(ه) وابستگي دمايي تنش آستانه‌اي. اين تشابهات در رفتار بين کامپوزيت و آلياژ ماتريس غيرتقويتي نشان مي دهند که منشأ اوليه تنش آستانه‌اي در هر دو ماده مشابه می باشد؛ و تغييرشکل ماتريس         Al2124PM خزش کامپوزيت Sic2124 Al vol%5PM را کنترل مي‌کند. شواهد تجربي با اين مشاهدات سازگار می باشد. نخست، داده‌هاي زيرساختاري در مورد کامپوزيت نشانگر وجود ارتباط‌اي ميان نابجايي‌ها و ذرات پراکنده بسيار نرم می باشد. شکل و ريخت اين ذرات مشابه آنهايي می باشد که در Al2124PM نظاره مي‌گردد که پيش از اين به عنوان ذرات اکسيد تشخيص داده شده بودند و از فراوري ماده با متالوژي پودر بدست مي‌آيند. ارتباط ميان نابجايي‌ها و ذرات اکسيد به احتمال زياد نشان دهنده منشأ اوليه تنش آستانه‌اي در آلياژ و کامپوزيت می باشد. دوم آنکه، نمودار داده‌هاي خزش کامپوزيت Sic2124 Al vol%5PM در حورد سرعت خزش در برابر تنش موثر در مقياس لگاريتمي نشان مي‌دهد که رفتار خزشي واقعي آلياژ گذاري را از لغزش ويسکوز (3=n) به ناحيه تنش بالا (5=n) نشان مي‌دهد که پيدايش آن به جدا شدن جابه‌جايي‌ها از اتمسفر اتمي محلول نسبت داده مي‌گردد. رفتار خزشي واقعي کامپوزيت مشابه آلياژ ماتريس غيرتقويتي Al2124PM می باشد. چنين شباهتي علاوه بر ديگر تشابهات در رفتار خزش بين دو ماده نشان مي‌دهد که رفتار خزشي کامپوزيت تحت کنترل تغييرشکل ماتريس می باشد [9-7].

2-5- بررسي تنش آستانه اي درکامپوزيتAl–6Mg–1Sc–1Zr–10 vol.% SiCp

آزمايش‌هاي خزشي بر روي کامپوزيت دانه نرم Al–6Mg–1Sc–1Zr–10 vol.% SiCp در محدوده دمايي 533-423 کلوين صورت گرفت. کامپوزيت توان تنش ظاهري و انرژي فعالسازي ظاهري زيادي را براي خزش در دماهاي پايين از خود نشان داد.تنش آستانه‌اي مشخص مي‌گردد. تأثیر تنش آستانه‌اي در تحليل مقادير بالاي توان تنش ظاهري و انرژي فعالسازي به همان مقداري کاهش يافت که از آلياژهاي محلول جامد انتظار مي‌رفت. نتايج، افزايش مقاومت خزشي را در مقايسه با آلياژ غيرتقويتي نشان دادند.

آلياژ Al–Mg–Sc–Zr مقاومت بالا و مقاومت خزشي خوبي را در دماي اتاق تا K423 از خود نشان مي‌دهد. خواص مکانيکي عالي اين سيستم آلياژي ناشي از:

(الف ) اثر مقاوم‌سازي محلول جامد که به وسيله منيزيم ايجاد مي‌گردد و

(ب ) مقاوم‌سازي ذره با رسوب نرم و چسبنده Al3(Sc, Zr) می باشد. منيزيم به عنوان بهترين مقاوم کننده محلول جامد براي آلومينيوم شناخته مي‌گردد. تا wt.%6 منيزيم در آلياژهاي Al-Sc قابل حل می باشد که اثر محلول جامد را عالي ايجاد مي‌کند.

رسوب‌هاي Al3(Sc, Zr) در برابر درشت‌دانگي تا دماي K623 پايدار هستند که به ميزان زيادي بيشتر از قابليت‌هاي پيرسازي تجاري آلياژهاي آلومينيوم می باشد که در آن ريزساختار در دماي بالاتر از K523 به سرعت درشت مي‌گردد. اين پايداري رسوبات Al3(Sc, Zr) ناشي از پايداري ترموديناميکي فاز و چسبندگي (در اندازه دانه کوچک با شبکه Al) می باشد. نفوذپذيري اندک Sc و Zr در Al هم در اين پايداري تأثیر دارد. مطالعات جديد مشخص ساخته که آلياژهاي زودگداز Al-Sc که با روش متالوژي پودر (PM) تهيه شده‌اند در دماي اتاق مقاومت بيشتري دارند. انجماد سريع فرايند ريزسازي پودر، مشارکت بخش حجمي بيشتري را از رسوبات Al3(Sc, Zr) ثانويه و نرم، يا اشباع Sc در محلول که بعد منجر به رسوب مي‌گردد را ميسر مي‌سازد که خود باعث افزايش مقاومت مي‌گردد. آلياژ PM که براي مقاومت بالاتر طراحي شده، Al–6Mg–2Sc–1Zr (wt.%)، مقاومت تسليمMPa612 را در دماي اتاق نشان مي‌دهد. مطالعه مکانيسم‌هاي فعال مقاوم‌سازي پيش‌بيني مي‌کند که مقاومت آلياژ با افزايش بخش حجمي Al3(Sc, Zr) ثانويه و نرم افزايش مي‌يابد و مي‌توان با کاهش ميزان Sc هم از 2 به 1 درصد به مقصود کاهش محدوده انجماد به اين مقصود دست يافت. کاهش محدوده انجماد، ذرات ابتدايي بزرگ Al3(Sc,Zr) را کاهش مي‌دهد که چندان در مقاومت آلياژ نقشي ندارند و به گونه خالص باعث افزايش ميزان رسوبات نرم و ثانويه Al3(Sc, Zr) مي‌گردد. آلياژ Al–6Mg–1Sc–1Zr براي بدست آوردن مقاومت بهتر ارائه گردید.

تصور مي‌گردد آلياژهاي Al که با SiCp تقويت شده بودند به خاطر اثر انتقال بار مقاومت خزشي بيشتري دارند. ده درصد حجمي SiC به آلياژ افزوده گردید تا خواص مکانيکي در دماهاي بالا را بهبود بخشد.در اينجا رفتار خزشي يک کامپوزيت Al–6Mg–1Sc–1Zr–10 vol% SiC با ماتريس فلزي بررسي گردید و با رفتار خزشي چاپ گردیده قبلي آلياژ Al–6Mg–1Sc–1Zr مقايسه گردید (در اين مقاله Al–6Mg–1Sc–1Zr به عنوان آلياژي غيرتقويتي و Al–6Mg–1Sc–1Zr–10 vol% SiC به عنوان آلياژي کامپوزيتي ياد مي‌گردد). اگرچه ترکيب ماتريس کامپوزيت مشابه آلياژ نيست اما مقايسه اين دو براي نشان دادن تاثير تقويت SiCp و رسوب ثانويه افزايش يافته Al3(Sc, Zr) در آلياژهايAl-Sc صورت گرفت. کامپوزيت تازه طراحي شده مقاومت خزشي را در دماهاي بالاتر افزايش دادند.

(شکل2-14) تغييرات سرعت کرنش حداقل را با تنش اعمالي نشان مي‌دهد. مقادير جريان تنش در کرنش پلاستيک 1/0هم از داده‌هاي کششي در گراف آمده می باشد. اين آزمايش‌هاي کششي در سرعت‌هاي مختلف کرنش ابتدايي در 423 و 477 و 533 کلوين صورت گرفت.

شکل(2-14): نمودار جريان تنش با سرعت کرنش حداقل براي کامپوزيت Al–6Mg–1Sc–1Zr–10 vol% SiC (نشانه‌هاي بسته نشان دهنده داده‌هاي خزش می باشد درحاليکه نشانه‌هاي توخالي نشان دهنده داده‌هاي آزمايش کششي می باشد.)[10]

از شکل(2-14) عیان می باشد که تنش‌هاي آستانه‌اي در کامپوزيت بزرگتر از آلياژ غيرتقويتي هستند. اين به خاطر وقوع انتقال بار می باشد که در آن بخشي از بار خارجي با کاهش مربوط به تنش موثر به تقويت انتقال مي‌يابد. توان تنش در سرعت‌هاي پايين کرنش ثابت نيست و با کاهش سرعت کرنش افزايش مي‌يابد. معادله 2-2خزش قانون نيرو که قبلا به آن تصریح گردید براي آلياژهاي تقويتي نيز به صورت زير می باشد:

در مورد کامپوزيت‌هاي با ماتريس فلزي، تنش موثر σe به شکل σe =(1-α) σ- σ0 نشان داده مي‌گردد که در آن α ثابت انتقال بار می باشد که مقاديري بين 0 در غياب انتقال بار تا 1 با انتقال کلي بار دارد. با جايگزيني σe در معادله 2-2رابطه زير را داريم:

(معادله 2-13)                                                           

که در آن σ0* به صورت تنش آستانه‌اي ظاهري می باشد:

(معادله 2-14)                                                                                        

تنش آستانه‌اي ظاهري σ0* در دماهاي مختلف از داده‌هاي تجربي با بهره گیری از تکنيک برون‌يابي خطي بدست مي‌آيد. براي مقدار n که مشخص کننده مکانيسم خزشي می باشد، ارتباط بين ˙εm1/n و σ در دماي ثابت خطي می باشد. با برون‌يابي به 0=ε مقدارσ0* بدست مي‌آيد. براي 5=n (صعود نابجايي) ارتباط‌اي خطي براي آلياژ فعلي در هر سه دما بدست مي‌آيد (شکل 2-15).

شکل(2-15): (a) نموداري که نشان دهنده تخمين تنش آستانه‌اي براي خزش نابجايي (n = 5) می باشد و (b) تغييرات سرعت خزش وابسته به دما با تنش موثر طبيعي براي کامپوزيت شکل يافته Al–6Mg–1Sc–1Zr–10 vol% SiC [10]

مقادير تنش آستانه‌اي که از اين نمودار بدست مي‌آيند 136 و 81 و 36 Mpa به ترتيب در دماهاي 423 و 477 و 533K می باشد. اين نتايج نشان مي‌دهند که صعود نابجايي در آلياژ ماتريس سرعتي می باشد که فرايند خزش را در کامپوزيت کنترل مي‌کند.

انرژي فعالسازي ظاهري (Qa) kJ/mol 238 با بهره گیری از نمودار آرنيوس بدست آمد. اين مقدار بيشتر از انرژي فعالسازي براي شبکه آلومينويم (kJ/mol142) می باشد. مقادير بالاي na و Qa از تفسير تنش آستانه‌اي حمايت مي‌کنند. پس از در نظر گرفتن تنش موثر (σ – σ0*)، داده‌هاي فعلي انرژي فعالسازي kJ/mol3/147را بدست مي‌دهد که نزديک kJ/mol142 می باشد. سرعت کرنش حداقل طبيعي نسبت به تنش موثر طبيعي در شکل (b2-15) آمده می باشد [10].

2-5-1 – وابستگي تنش آستانه‌اي به دما

وابستگي تنش آستانه‌اي طبيعي به دما را مي‌توان با معادله نوع «آرنيوس» نشان داد که بازهم همان معادله (2-12) می باشد که قبلا تصریح گردید.

شکل (2-16) نمودار تنش آستانه‌اي طبيعي (σ0*/G در مورد کامپوزيت و σ0/G در مورد آلياژ) را نسبت به معکوس دماي مطلق 1/T نشان مي‌دهد. وابستگي دمايي kJ/mol1/21 براي کامپوزيت و kJ/mol4/23 براي آلياژ از داده‌ها تخمين زده شدند. جالب می باشد تصریح کنيم که مقادير وابستگي دمايي مشابه انرژي پيوستگي بين نابجايي و اتم‌هاي ناخالصي می باشد. همچنين با مشاهدات تجربي پيشين که ارتباط مستقيم بين نابجايي و ذره را در نمونة خزش يافته ترسيم مي‌کنند متناسب می باشد.

شکل 2-16: تغيير تنش آستانه‌اي با دما براي کامپوزيت Al–6Mg–1Sc–1Zr–10 vol% SiC و آلياژ Al–6Mg–2Sc–1Zr که وابستگي دمايي را نشان مي‌دهد [10].

2-5-2-نتايج:

الف )خواص خزشي آلياژ Al–6Mg–1Sc–1Zr که با 10 vol.% تقويت شده، در گستره دمايي K533-423 بررسي گردید. تحليل داده‌هاي خزشي وجود تنش آستانه‌اي را نشان مي‌دهد. بزرگي اين تنش آستانه‌اي به دماي آزمايش بستگي دارد.

ب )ريزساختار کامپوزيت نشان داده می باشد که ميزان Sc در حال کاهش از 2 به 1 wt.% مقدار ذرات ابتدايي Al3(Sc. Zr) را کاهش داده و مقدار ذرات ثانويه Al3(Sc. Zr) را افزايش مي‌دهد.

ج )وقتي تنش آستانه‌اي در تحليل لحاظ گردد، مشخص مي‌گردد که توان تنش در حدود 5 می باشد و انرژي فعالسازي نزديک مقدار شبکه آلومينيوم خالص می باشد. اين نتايج نشان مي‌دهند که صعود نابجايي در آلياژ ماتريس سرعتي می باشد که فرايند خزش را در اين کامپوزيت کنترل مي‌کند [10].

2-6-بررسي تنش آستانه اي براي خاصيت فوق خميري درآلياژهاي Al-Mg-Zn

تنشهاي آستانه اي براي خاصيت فوق خميري اغلب در وآلياژهاي مسلح به منيزيم نظاره شده می باشد .با اين حال تنشهاي آستانه اي در آلياژهاي Al-Mg-Zn ومسلح دروابستگي به دما واندازه دانه از هم متفاوتند.

آلياژهاي منيزيم به خاطر خواص ويژه عاليشان توجه زيادي را به خود جلب کرده اند که همين نکته آنها را نامزد هاي بالقوه مناسبي براي جايگزيني مواد سنگينتر در قطعات ماشين مي کند.

خاصيت فوق خميري راهي مناسب براي شکل دادن آلياژهاي منيزيم به هندسه هاي پيچيده می باشد.خاصيت خميري ناشي از لغزش مرزدانه (GBS)می باشد که توان تنش کمي دارد.خزش کنترل شده با (GBS)عموما با بهره گیری از ارتباط قانون – نيرو بين آهنگ کرنش وتنش توصيف ميشود.

(معادله 2-15)                                                                              

که در آن A ثابت ماده ،E مدول يانگ ،D=DOEXP(-Q/RT) ضريب انتشار مناسب ،Q انرژي فعالسازي ،R ثابت گازها،T دماي مطلق ،b برداربرگرز،d اندازه دانه و (3و2)=p توان اندازه دانه می باشد. علي رغم مدل کردن رفتار آلياژهاي AZبامعادله 2-15 برخي محققان تنش آستانه اي(0)را ارايه مي کنند.در اين مورد ارتباط به شکل زير در مي آيد.

(معادله 2-16)                                                                        

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

اين کار مقادير بالايي مثل 20-30 MPaرا براي تنش آستانه اي در آلياژهاي 91AZ و 61AZ نرم ارايه مي دهند.بزرگي اين تنش آستانه اي ارتباطي تکنولوژيک با شکل دهي فوق خميري دارد.

عقيده بر اين می باشد که تنش آستانه اي با ذرات ريزي ارتباط دارد که :

1)مقاومت بين دانه اي را افزايش مي دهند يا به عبارتي سازگاري GBS را کند مي کند

2) مهاجرت مرزي دانه را به تاخير مي اندازد.

3)لغزش ويا انتشار مرزي دانه رامستقيما تغيير مي دهد.

علاوه بر اين تنش آستانه اي در Al-Zn%22 ناشي از اندر کنش بين اتهماي ناخالصي می باشد که در مرزدانه ها وجابجايي ها از هم تفکيک شده اند.

محققان در کوشش هستند تا اين تنش آستا نه اي را با خواص فاز دوم در اين آلياژها ارتباط منطقي دهند.

مي خواهيم بحث را با تعدادي شکل توضيح دهيم [11].

برای دیدن قسمت های دیگر این پژوهش لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد بهره گیری کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

دسته بندی : برق

دیدگاهتان را بنویسید