ليوميوم‌هاي رحمي داراي انواع مختلفي مي‌باشند كه از اين بين انواع آتپيك (Atypical) واجد پلئومورفيسم هسته، سلولهاي بزرگ و Giant cell بوده ولي نكروز در آنها ديده نمي‌شوند و تعداد ميتوز در 10 ميدان ديد قوي (HPF) كمتر از 10 عدد مي‌باشد.

ليوميوساركوم‌هاي رحمي uterine leiomyosarcoma

ليوميوساركوم‌هاي نئوپلاسم‌هاي بدخيم رحمي هستند كه نسبت به ليوميوم‌ها بسيار نادر بوده و درگروه سني بالاتري نسبت به ليوميوم‌ها ديده مي‌شوند به نحوي كه ميانگين سن مبتلايان 54 سال مي‌باشد.

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

امروزه نظريه تكوين ليوميوساركوم‌هاي رحمي از ليوميوم‌هاي رحمي كه مدتها طولاني داراي اعتبار بود زير سئوال رفته می باشد و تحقيقات جديد امكان ايجاد اين ضايعات را از ليوميوم‌ها تا حد زيادي رد نموده می باشد.

برخي از ليوميوساركوم‌ها داراي نماي ماكروسكوپي مشابهي با ليوميوم‌هاي رحمي مي‌باشند اما اغلب اين تومورها ضايعاتي نرم با نواحي نكروتيك و هموراژيك فراوان و نشانه‌هاي تهاجمي فراوان مي‌باشند از نظر ميكروسكوپي اين ضايعات تومورهايي پر سلول متشكل از سلولهاي بيضوي و دوكي شكل واجد خصوصيات سلولهاي عضلاني صاف مي‌باشند كه بواسطه دارا بودن اشكال ميتوتيك متعدد فراوان از ليوميوم‌هاي رحمي قابل افتراقند.

هيچ ارتباطي معيني بين درجه بافت‌شناسي (histologic grade) اين ضايعات و ميزان بقاء آنها وجود ندارد و بنظر مي‌رسد پيش آگهي اين تومورها بيشتر به سير طبيعي و باليني ضايعه مرتبط باشد.

امروزه گسترش اين ضايعه به خارج از رحم يك فاكتور پيش آگهي كننده بسيار بد تلقي مي‌گردد در يك تحقيق معتبر كه توسط Bartsich و همكارانش انجام گرفته از 20 مورد بيمار واجد ليوميوساركوم رحمي با گسترش خارج رحمي كه تحت نظر قرار گرفته بودند هيچكدام تا 29 ماه پس از تشخيص زنده نماندند. شايعترين علامت بدخيمي در اين ضايعات عود موضعي در منطقه لگني مي‌باشد هر چند متاستاز دور دست (بخصوص به ريه‌ها) نيز روي مي‌دهد.

بيان مسئله و ضرورت اجراي طرح

وضعيت فعلي مشكل بر پايه اطلاعات و داده هاي موجود

بيماري‌هاي رحم و سرويكس ، شامل بيماريهاي پوليپ،‌ليوميوم اندومتريت ، سرويسيت، كانسر رحم ، كانسر سرويكس ، هيپرپلازي اندومتر، اندوميوز، اندومتريوز و ليوميوساركوم مي‌باشد كه به بررسي وضعيت فعلي اين بيماريها بطور اختصار مي پردازيم.

پوليپ

پوليپ آندوسرويكس ضايعات تومورال التهابي بي خطري هستند كه در 5ـ2 درصد زنان در سنين بلوغ ديده مي‌گردد، پوليپها غلب كوچك هستند و اين ضايعات به علت ايجاد خونريزي واژينال غيرطبيعي نيازمند به افتراق از ضايعات خطرناكتر مي‌باشد.

متاپلازي گردن رحم

اصطلاح متاپلازي سنگفرشي هنگامي بكار مي رود كه اپي تليوم مطبق سنگفرشي جايگزين اپي‌تليوم غددي گرديده باشد اين يافته در سرويكس به حدي شايع می باشد كه عملاً‌ آن را نرمال تلقي مي كنند و تقريباً در تمام زنان در سنين باروري درجاتي از متاپلازي نظاره مي‌گردد و متاپلازي سنگفرشي شايعترين نوع متاپلازي گردن رحم مي‌باشد.

نئوپلازيهاي سلولهاي سنگفرشي گردن رحم

پنجاه سال قبل كارسنيوم گردن رحم اولين علت مرگ و مير زنان مبتلا به سرطان در اغلب كشورها بوده می باشد ولي امروزه ميزان مرگ و ميز زنان در اثر سرطانهاي گردن رحم به كاهش يافته و پس از سرطانهاي ريه، پستان، كولون، لوزه المعده، تخمدان، غدد لنفاوي، خون در مقام هشتم قرار دارد.

كارسينوم سلول سنگفرشي گردن رحم (SCC)

علي رغم كاهش مرگ و مير ناشي از SCC ، اين ضايعه كماكان شايعترين بدخيمي دستگاه تناسلي زنان در اغلب نقاط جهان محسوب مي گردد، SCC در هر سني از 20 سالگي تا سنين پيري روي مي‌دهد ولي شايعترين سنين بروز اين ضايعات مهاجم در سن 40 تا 45 سالگي و در ضايعات پيش سرطاني درجه بالا 30 سالگي مي‌باشد. امروزه با در نظر داشتن بكارگيري روشهاي غربالگري و تشخيص و درمان ابتلا به اين ضايعات درحال تقليل می باشد.

ساير كارسينوم هاي گردن رحم

ادنوكارسينومها ها، كارسينوم آدنواسكوآموس، Clearcell careinum و كارسينوم تمايز نيافته در مجموع 25 درصد كل ضايعات سرطاني گردن رحم را تشكيل مي‌دهد.

آدنوكارسينوم سرويكس 15ـ5 درصد كل كار سينوم هاي سرويكس را تشكيل مي‌دهد.

اندومتريت

برخلاف سرويست كه يافته اي شايع و كم اهميت می باشد به علت تأثیر حفاظتي سرويكس و وضعيت آناتوميكي رحم در ارتباط با آن اندومتريت به ندرت رخ مي‌دهد و اغلب از يك زمينه مستعدكننده قبلي در بيمار خبر مي‌دهد.

اندومتريت حاد اغلب به دنبال باقي ماندن اجزاء حاملگي پس از سقطها يا زايمان يا وجود جسم خارجي در رحم رخ مي‌دهد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

اندومتريت مزمن با انفيلتراسيون لنفوسيت و پلاسماسل در رحم مشخص مي‌گردد.

اندومتريوزيس

اندومتريوزيس به وجود بافتهاي رحمي در محلي غير از رحم گفته مي‌گردد. از نظر علائم باليني ضايعه موجب بروز دردهاي لگني مرتبط با قاعدگي مي‌گردد كه مهمترين علامت اين ضايعه می باشد. اندومتريوزيس شايعترين علت بستري در زنان 15 تا 45 ساله در بيمارستانها مي‌باشد و 40ـ30 درصد از مبتلايان به اين ضايعه نهايتا دچار ناباروري مي گردند كه مهمترين عارضه اين ضايعه می باشد.

آدنوميوزيس

تهاجم اندومتربازال به ميومتر می باشد كه منجر مي‌گردد رحم در اغلب اوقات بزرگ و ظاهري كم و بيش گلوبال پيدا مي‌كند، مراجع پاتولوژي اغلب شيوع اين ضايغه را بين 20ـ15 درصد عنوان مي‌كند در مراجع زنان و زايمان طيف وسيعتري از 8 تا 40 درصد را گزارش كرده‌اند.

هيپرپلازي اندومتر

هيپرپلازي اندومتر بعلت ارتباط اتيولوژيك با بروز DUB و احتمال ايجاد تغييرات نئوپلاستيك مرتبط با كارسينوم اندومتريال از اهميت فراواني برخوردار می باشد. هيپرپلازي اندومتر شامل انواع ساده ، Complex ، Atypical مي‌باشد كه در نوع Atypical احتمال بروز بالاي بدخيمي هست.

كارسينوم اندومتر

مهاجم ترين و شايعترين بدخيمي دستگاه تناسلي زنانه در آمريكا بوده و حدود 7 درصد كل نئوپلاسمهاي دسگاه تناسلي زنانه (بجز بدخيمي پوستي) را تشكيل مي‌دهد. اين ضايعه اغلب در سنين بالا رخ ميد هد به نحوي كه در سن زير 40 سالگي بسيار نادر بوده و در 80% موارد ضايعه پس از يائسگي كشف مي‌گردد و بزرگترين گروه مبتلايان 65ـ55 ساله هستند.

آدنوكارسينوم اندمتر 80 درصد بدخيمي آندومتر را تشكيل مي‌دهد كه از اين بين 50 درصد تمايز يافته و 35 درصد نيمه تمايز يافته و 15 درصد تمايز نيافته می باشد.

ليوميومهاي رحمي

شايعترين تومورهاي لگني زنان مي باشد،‌ميزان بروز كلي اين ضايعات 10 درصد و ميزان شيوع آن در جمعيت زنان بالاي 50 سال 40 درصد می باشد.

ليوميوم شامل انواع زيرمخاطي، زير سروزي و داخل ديواره اي هست كه بر حسب اندازه و موقعيت ممكن می باشد علامت دار گردد.

ليوميوم ساركوم رحمي

نئوپلاسمهاي بدخيم رحمي هستند كه نسبت به ليوميوم بسيار نادر بوده و در گروه سني بالاتري نسبت به ليوميوم ديده مي‌گردد به نحوي كه سن ميانگين 54 سال می باشد.

آثار بهداشتي ـ اقتصادي ـ اجتماعي ـ سياسي شكل فعلي

باتوجه به طيف وسيع بيماري‌هاي رحم و سرويكس در زنان ، در درصد قابل توجه از زنان در مرحله اي از زندگي با اين بيماريها مواجهه مي‌شوند. بسياري از اين بيماريها برروي فعاليتهاي فردي، اجتماعي، اقتصادي و بهداشتي اثري مستقيم و نامطلوب دارند. بررسي و تشخيص زودرس و جلوگيري از پيشرفت بيماري تأثیر مؤثري در كاهش يا از بين بردن اين آثار نامطلوب به همراه دارد و به علت شيوع زياد اين بيماريها بررسي از هردو ديدگاه باليني و پاتولوژي حائز اهميت مي‌باشد.

بطور مثال امروزه هيستركتومي به علت بيماري‌هاي دستگاه تناسلي زنانه پس از زايمان سزارين دومين اقدام جراحي عمده رايج در اغلب كشورها مي باشد، به نحوي كه از هر 3 زن آمريكايي يكي تا سن 60 سالگي اين اقدام را انجام داده می باشد و هزينه انجام اين تعداد اقدام هيستركتومي در سال بالاي 50 ميليارد دلار بالغ مي‌گردد .

اين بيماريها اثرات زيان باري براي شخص و اجتماع و اقتصاد دارا مي‌باشد، وضعيت اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي اين بيماريها درتمام سطوح اجتماع اعم از جوامع پيشرفته و در حال توسعه ديده مي‌گردد و نيز گزارش شده كه پيش آگهي اين بيماريها در جوامع كمتر توسعه يافته ضعيفتر می باشد و در جوامع توسعه يافته به دليل بررسي تشخيص و درماني و غربالگري و باتوجه به امكانات وسيعتر پزشكي پيش آگهي بهتري دارد.

عوامل مؤثر و مرتبط با موضوع

باتوجه به اهميت موضوع بايد تأثیر عوامل خطرساز اين بيمارها (سن، نژاد، عفونت، حاملگي ، …) مشخص و شناسايي شوند تا با حذف اين عوامل از شيوع اين بيمارها كاست. دستگاه تناسلي زنانه به علت وضعيت آناتوميكي و تاثيرپذيري از تغييرات فيزيولوژيكي مثل سيكل هاي قاعدگي و دوره هاي حاملگي در معرض ابتلا به برخي ضايعات پاتولوژيك خاص مي باشد، اين وضعيت موجب گرديده كه بيماري‌هاي دستگاه تناسلي زنانه به علت شيوع زياد از دو ديدگاه باليني و پاتولوژيك حائز اهميت فراوان مي‌باشد.

در مورد نئوپلازيهاي سلول سنگفرشي گردن رحم مطالعات نشان مي‌دهد كه ميزان بروز اين ضايعه به ميزان چشمگيري با فعاليت جنسي فرد مرتبط مي‌باشد به نحوي كه تقريباً هیچگاه در بين زنان راهبه ديده نمي‌گردد و عوامل خطرساز اصلي ابتلا به اين ضايعه عبارتند از:

  1. سن پايين فرد در هنگام شروع فعاليت جنسي
  2. داشتن شركاي جنسي متعدد
  3. داشتن شريك جنسي مذكري كه با شركاي جنسي متعددي در ارتباط بوده می باشد.

در اين ارتباط امروزه ويروس پاپيلوماي انساني (HPV) به عنوان مهمترين فاكتور درانكوژنيته ضايعات گردن رحم مطرح مي‌باشد و آلودگي به انواع 18 ، 16 و 13 پرخطرتر بوده می باشد و موجب بروز ضايعات با درجات بالا مي گردد، حدود 75 درصد از زنان در طول زندگي به اين ويروس آلوده مي‌شوند كه تنها 10 درصد نئوپلازي داخل اپي تليايي (CIN)، و درصد اندكي ـ3/1) به كارسينوم مهاجم مبتلا مي‌شوند .

از عوامل خطرساز ديگر مي توان از سيگار كشيدن، مولتي پاريتي، فاكتورهاي تغذيه‌اي و تغييرات سيستم ايمني براي ابتلا به نئوپلاسمهاي گردن رحم نام برد.

  • v در مورد ساير كارسينوم هاي گردن رحم كه 25 درصد از كل ضايعات سرطاني گردن رحم را شامل مي‌گردد و مي توان عوامل موثري زیرا نژاد كه در يهوديان از شيوع بيشتري برخوردار می باشد و HPV18 و دي اتيل استيل بسترول در دوران حاملگي تصریح كرد.
  • v امروزه مشخص گرديده كه هيپرپلازي اندومتر در اثر تحريكات استروژنيك قوي و طولاني مدت و فقدان فعاليتهاي پروژستروني مناسب ايجاد مي‌گردد. اين وضعيت در حقيقت ريسك فاكتور اصلي براي ايجاد كارسينوم اندومتر تلقي ميگردد. بخي از عوامل مؤثر ديگر عبارتند از سيكل بدون تخمك گذاري مكرر و متوالي، بيماري‌هاي تخمدان پلي كستيك ، تومورهاي فعال سلولهاي گرانولوزاي تخمدان نام برد.
  • v عوامل خطر ساز مؤثر كارسينوم اندومتر عبارتند از:
  1. چاقي
  2. ديابت
  3. فشار خون
  4. عدم تخمك گذاري يا اختلال تخمك گذاري
  5. ناباروري
  6. پرتودرماني لگني
  7. بهره گیری طولاني مدت از هورمونهاي استروژني
  8. ديس ژنزي گنادال (سندرم ترنر)
  9. معرف طولاني تاموكسي فن
  • v در مورد ليوميومهاي رحمي مي توان وابستگي زيادي بين اين بيماريها و استروژن قائل گردید. بنابراين تقريباً هيچ گاه اين ضايعات پس از يائسگي ايجاد نمي‌گردد و ضايعات قبلي نيز تحليل مي رود.

در حال حاضر براي رفع مشكل چه اقداماي انجام مي‌گردد يا قرار می باشد انجام گردد

باتوجه به اهميتي كه بيمارهاي رحم و سرويكس دارند اين بيماريها بايد بيشتر موردتوجه و پژوهش قرار بگيرد و تحقيقاتي كه از قبل صورت گرفته و حتي در حال حاضر تحت مورد مطالعه و پيشرفت هست مؤيد اين اهميت می باشد.

  • كاهش شيوع سرطانهاي گردن مرهون ابداع روش پاپ اسمير و ساير روشهاي تحقيقي نوين و بكارگيري گسترده آنها دردهاي اخير مي‌باشد و براي كاهش عوارض نامطلوب اين بيماري اقداماتي كه انجام مي‌گيرد شامل هيستركتومي و جراحيهاي محافظه كارانه مي‌باشد.
  • براي بيماري اندومتريت نيز روشهاي مطلوب و تاييد شده اي مثل تجويز دقيق آنتي بيوتيك و برطرف كردن عوامل زمينه اي صورت مي‌گيرد و در صورت شكست اين روشها يا عدم تمايل به بارداري در شخص مي توان از روش هيستركتومي بهره گیری كرد.
  • براي بيماري‌هاي اندومتريوز زیرا بيش از 90 درصد موارد با يافته پاتولوژيكي منطبق بر تشخيص قطعي مي‌باشد مي توان با بررسي پاتولوژيك از انجام هيستركتومي غيرضروري كاست .
  • در بسياري از موارد هيپرپلازي اندومتر كه با لكه بيني و خونريزي مراجعه مي‌كند مي توان با انجام بيوپسي و يا D & C به بررسي و تشخيص رسيد و در صورت تشخيص با انجام درمانهاي پروژستروني و پيگيري آنها به درمان ضايعات پرداخت و در صورت عدم پاسخ به درمان يا هيپرپلازي آتيپيك يا عدم تمايل فرد به بارداري بيمار را تشويق به هيستركتومي كرد.
  • در مورد كارسينوم هاي اندومتر هيستركتومي به همراه برداشتن دوطرفه ضمائم رحمي كه بسته به ضايعه مي تواند با برداشتن غدد لنفاوي لگني و پارآئورتيك نيز همراه باشد. تحقيقات جديد نشان داده راديوتراپي كه تا سالهاي اخير به صوت درمان همراه هيستركتومي بطور رايج صورت مي گرفته بجز موارد خاص ارزش درماني چنداني ندارد.
  • اغلب ليوميومهاي رحمي بدون علامت و داراي احتمال بدخيمي كم بوده و نيازي به برداشت آنها نمي باشد و انجام اقدام پيشگيرانه به مقصود جلوگيري از بروز تغييرات بدخيم در مورد اين ضايعات ضرورتي ندارد.
  • پوليپهاي سرويكس به علت ايجاد خونريزي واژينال غيرطبيعي نيازمند افتراق از ضايعات خطرناكتر مي باشد، اپي تليوم سطح اين ضايعات اغلب دچار متاپلازي بوده اما ميزان بروز نئوپلازي داخل اپي تليايي گردن رحم (CIN) در آنها بيشتر از ساير نواحي سرويكس نمي باشد كه در اغلب موارد با كورتاژ ساده يا برداشتن پوليپها با روشهاي جراحي موجب برطرف گرديدن عوارض مي‌گردد.

پيشنهاد شما با در نظر داشتن يافته‌هاي فوق براي حل مشكل چيست؟

باتوجه به يافته هاي فوق مشخص مي‌گردد زنان پس از بلوغ با در نظر داشتن مسائل آناتوميكي و فيزيولوژي، دستگاه تناسلي در معرض انواع يمارهاي خوش خيم تا بدخيم قرار دارند.

لذا پيشنهاد مي‌گردد كه با بررسيهاي غربالگري و تشخيص و باتوجه به يافته ها و عوامل خطرسازي كه آنها را تهديد مي‌كند اقدامات درماني صورت گيرد.

توصيه مي‌گردد كه بررسيهاي سالانه پاپ اسمير صورت گيرد، دقت به درمان دقيق و كامل عفونتهاي كه در طول زندگي مبتلا مي‌شوند صورت گيرد و در صورت بهره گیری از وسايل مكانيكي پيشگيري از حاملگي مثل ديافراگم و IUD از نظر اندومتريت مزمن تحت بررسي قرار گيرد.

در صورتيكه فرد مبتلا به AUB مي‌باشد بيوپسي و بررسي كامل صورت گيرد و بيماراني كه دچار هيپرپلازي آتيپيك يا مقاوم به درمان هستند توصيه به هيستركتومي گردد.

برای دیدن قسمت های دیگر این پژوهش لطفا” از منوی جستجوی سایت که در قسمت بالا قرار دارد بهره گیری کنید. یا از منوی سایت، فایل های دسته بندی رشته مورد نظر خود را ببینید.

دسته بندی : پزشکی و پیراپزشکی

دیدگاهتان را بنویسید