عنوان کامل پایان نامه :

مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌های عطاربر اساس کتاب نیشابوری

قسمتی از متن پایان نامه :

 

حکایات بسیاری در تایید این نظر می‌توان نقل نمود از آن جمله: مالک گوید: از او [سمنون] سخنان حکیمانه‌ای شنیدم. گفتم: مردم می‌پندارند تو دیوانه‌ای؛ گفت: تو نیز همانند دیگران فریب خورده‌ای؟ مردم گمان می‌برند که دیوانه‌ام، لیکن دیوانه نیستم، تنها عشق مولی با دل و جان و اندام‌هایم آمیزش یافته و در گوشت و خون و استخوانم فرو رفته می باشد. به خدا، من از محبت او چنین سرگشته و بی آرام شده‌ام. (نیشابوری،71:1366)

 

2-12-2- گزارش ابن عربی از جنون خود

از میان صوفیان مشهوری که با دیوانگان دیدار یا ارتباط مستقیم داشتند، می‌توان از مالک دینار، ذوالنون مصری، ابوسعید ابوالخیر، عین‌القضات و ابن عربی نام برد. حکایات فراوانی از دیدار ایشان با عقلای مجانین هست اما از این میان، گزارش ابن عربی از دیدار خود با مجنونی که او را از بزرگترین دیوانگانی که دیده بود، می‌دانست بسیار جالب توجه می باشد. و از آن جالب‌تر، گزارشی می باشد که ابن عربی از حالات جنون خود می‌دهد؛ که بایستی آن را گزارشی از درون و حسب‌حالی ناب از حالات روانی و انفعالات درونی عقلای مجانین دانست. وی در باب چهل و چهار فتوحات مکیه می‌گوید: من این مقام را چشیده ام(مقام عقلای مجانین)، بر من زمانی گذشت که در آن نمازهای پنج گانه را به امامت-آنگونه که برایم (بعداً) گفته گردید- به جا می‌آوردم، یعنی رکوع و سجود و تمام احوال و ارکان نماز را از اقوال و افعال به تمامه انجام می‌دادم، در حالی که من از تمام اینها بی‌خبر بودم، هم از جماعت و هم از محل و هم از حال و هم از هر چیزی که در عالم حس می‌باشد، این به سبب شهودی بود که بر من غالب بود و در آن شهود از خودم و غیرخودم غایب بودم؛ به من گفتند که زیرا هنگام نماز فرا می‌رسید، نماز را برپا داشته و با مردمان نماز می‌خواندم و حالم(حرکاتم) مانند حرکاتی بود که از شخص خفته صادر می گردد که به آنها علمی ندارد، لذا دانستم که خداوند وقت را بر من حفظ فرموده تا زبان گناه بر من جاری نگردد و چنانکه درمورد‌ی شبلی هنگامِ هیمان و سرگشتگی‌اش جاری گردید- اما شبلی در اوقات نماز-آنگونه که از وی حکایت شده- باز داده می‌گردید، نمی دانم آیا باز داده شدنش را تعقل می‌نمود و یا مانند حالی بود که من در آن بودم؟ زیرا روایت کننده بین این دو را جدا نکرده می باشد… غیر از آنکه من در اوقاتی که در حال غیبت از خودم بودم، ذاتم را در نوری فراگیر و تجلی اعظم در عرش عظیم نظاره می‌کردم که در آنجا نماز می‌خواند، و من عاری از حرکت و به دور از نفسم بودم و آن (ذاتم) را می‌دیدم که در حضور او(خداوند) رکوع و سجود می‌نماید، و من می‌دانم که من آن رکوع کننده و سجده کننده می‌باشم-مانند دیدن خواب بیننده-و دستی موی پیشانی‌اش (پیشانی ام) گرفته بود (و او را به قیام و قعود و رکوع و سجود وا می‌داشت) و من از این امر در تعجب و شگفت بودم، و دانستم که او غیر از من نیست و نه او من، از این جا مکلف و تکلیف و مکلف را- اسم فاعل و اسم مفعول- باز شناختم. (ابن عربی،131:1381)

 

2-12-3- انفعال روحی مجانین و نظریه‌ی‌ هرمنوتیک

نکته‌ی دیگری که در مورد حکایات «مجذوبان حق» جالب توجه می باشد، انقلاب روحی و انفعالات درونی دیوانگان الهی بر اثر پدیده‌های عادی و اتفاقات معمولی محیط اطراف می باشد.

در داستان‌های دیوانگان به نمونه‌هایی برمی‌خوریم که در آن دیوانگان با چشم و گوش و فهمی لاهوتی، می‌بینند و می‌شنوند و می‌یابند آن چه را که دیگران از آن محروم‌اند، گویی مجانین در این حالات با جانِ همه‌ی موجودات در گفتگو و پیوندند. صداها و نواها و مناظر این جهانی در جانشان حال و هوای آن جهانی برمی انگیزد و برایشان حاوی پیام‌های سری و تداعی‌گرِ رازهای ازلی می باشد. این‌گونه حالات مجانین یادآور این آیه از قرآن کریم می باشد: «و ان من شیء الاّ یسبح بحمده ولکن لاتفقهون تسبیحهم»(44/17)

نوعاً اینگونه حالات مجانین بر اثر همان «برخورد جهان‌ها موازی» رخ می‌دهد. در این دست حکایات، همانگونه که در ادامه می‌خوانیم، نشانه‌های تداخل و آمیزش منطق و مقتضیات عالم ناسوت و لاهوت با یکدیگر کاملاً عیان می باشد. البته اینگونه تأثرات از پدیده‌های عادی مخصوص مجانین نیست و نمونه‌های مشابه آن در حالات دیگران نیز نظاره شده، اما آن‌چه در مورد این حکایات جلب توجه می کند ، بسامد بالای این گونه حالات در حکایات دیوانگان می باشد به چند نمونه توجه فرمایید:

حساسیت او [شبلی] چنان بود که هر واقعه و هر نظاره‌ای ذوق او را تحریک می‌نمود و به هیجان می‌آورد. یک بار چندین شبانه روز در زیر درختی دست افشانی می‌نمود و می‌گفت: هو هو! دوستان که آن جا وی را به آن حال دیدند سبب آن بی خودی‌اش را پرسیدند، وی فاخته‌ای را نشان داد که بر شاخ درخت «کوکو» می‌نمود و شبلی به موافقت او در جوش و خروش آمده بود. می‌گویند تا وقتی مرغ از کوکو باز نایستاد شبلی هم از هوهو باز نماند.(زرین کوب،155:1385)

ابوجعفر محمد بن شعیب –با ذکر اسانید- حکایت نمود که حارث بن سعید در قبر فروریخته‌ای نگاه نمود و بر اثر آن بی‌هوش بر زمین افتاد. پس از آنکه از جای برخاست عقل از او زایل شده بود و تا هنگام مرگ بر همان حال بود. یونس بن محمدبن فضاله گفت من و ربیع بن حیثم در گذرگاه خود به کارگاه آهنگری رسیدیم، جوانی نیز با ما همراه بود. ربیع ایستاد و به آهن گداخته که آهنگر از کوره بیرون آورده بود می‌نگریست. ناگاه آن جوان فریادی کشید و بر زمین افتاد و مدهوش گشت و زیرا دیر پایید، به دنبال کاری رفتم و بازگشتم او را بر همان حال بی هوش یافتم، پس از مدتی شنیدم دیوانه شده می باشد و عاقبت نیز در همان دیوانگی جان داد. (نیشابوری،51:1367)

ابوحلمان الدمشقی فروشنده‌ی دوره گردی را شنید که آواز می داد: “یا سعتر بری” (آوشن صحرایی) و خیال نمود که می‌گوید:”اسع تری برّی” (کوشش کن! آنگاه فضل مرا خواهی دید) و بی هوش بر زمین افتاد. (ریتر،522:1388) گویند کسی آواز می داد “خیار ده به دانگی” شبلی بشنید فرا بانگ ایستاد و گفت زیرا خیار [یا اخیار: برگزیدگان] ده به دانگی بود، نفایه(فرومایه) را چه خطر بود. (،همان:523)

همچنانکه از این قبیل حکایات در مورد ابوسعید ابوالخیر، ابراهیم ادهم و مولانا جلال الدین نیز نقل شده می باشد. اگر از منظرِ نظریه‌های ادبی معاصر، به این دست حکایات بنگریم می‌توان آنان را نمونه‌های خوبی برای نظریه‌ی “هرمنوتیک” قلمداد نمود زیرا آن چیز که به وضوح در این حکایات نمایان می باشد، تأثیر اصلی ذهن مخاطب در ساخت معنا برای پدیده‌ی بیرونی یا متن فرهنگی می باشد؛ یعنی پدیده یا موضوع بیرونی خود به خود، معنای تخطی ناپذیرِ واحدی ندارد بلکه معنا در لحظه‌ی برخورد ذهن خواننده، شنونده یا بیننده با پدیده‌ی بیرونی یا متن تولید می گردد؛ از این رو، یک پدیده یا متن، معانی مختلف متناسب با فضای ذهنی مخاطب می‌یابد.‌

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

 

الف) آشنایی با شرایط اجتماعی و افکار و گفتارِ عقلای مجانین

ب) کاوش در مورد تأثیر سیاسی- اجتماعی عقلای مجانین در جامعه

ج) پژوهش در مورد ارتباط‌ی عقلای مجانین و نهضت تصوف

د) تحلیل ارتباط‌ی ذهن و زبان عقلای مجانین بر اساس مدل ” برخورد جهان‌های موازی”

ه) مطالعه عناصر زبانی همچون: شطح، طنز و پارادوکس در حکایات عقلای مجانین

و) مطالعه و طبقه بندی حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌های عطار

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌ های عطار بر اساس کتاب نیشابوری

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌ های عطار بر اساس کتاب نیشابوری