شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

تکه ای از متن پایان نامه :

واژه‌بستْ هم‌نمایه می گردد. کریمی این نوع ساختار را دارای دو زیرمجموعه می‌داند که آن‌ها را «ساختار ملکی تعلقی»[1] و «ساختار ملکی شبه‌تعلقی» می‌نامد[2]. کریمی «مصدر مرخم»[3] را از انواع دیگر این ساختار برمی‌شمارد.

کریمی (2005: 78ـ82) ساختار ملکی تعلقی را ساختاری می‌داند که در آن حضور فاعلِ عیانِ دستوری، مُجاز نیست و فعل همیشه به‌صورت سوم‌شخص می باشد و یک گروه حرف تعریفِ اختیاری در ابتدای بند با واژه‌بست عنصر غیرفعلی مطابقت می کند. او عقیده دارد که این نوع ساختار نوعی تفسیر ملکی دارد، که شبیه ساختارهای ‘J’ai Froid رومیایی می باشد. او جمله‌های «3» را معرفي‌کنندة ساختار بالا می‌داند.

3ـ الف) من گرسنه‌مه.

ب) کیمیا سردشه.

با در نظر گرفتن جمله‌های «3»، کریمی نتیجه می‌گیرد که «من» فاعلِ دستوری نیست، زیرا با فعل از لحاظ شخص و شمار مطابقت نمی‌کند، بلکه این عنصر زبانی با واژه‌بستِ عنصر غیرفعلی مطابقت می کند.

او در پاسخ به پرسشی دربارة تأثیر این گروهِ حرف تعریف پیشنهاد می کند که این نوع جمله‌ها زیرساخت‌های ملکی دارند و دارای فعل «داشتن» هستند. وی توضیح می‌دهد در جملة «3ـ الف» یک کپی[4] از گروه حرف تعریف مالکِ «من» به‌صورت ضمیر واژه‌بست تظاهر می‌یابد که مشخصه‌های شخص و شمارش بر روی اسم «گرسنگی» بازنمود پیدا می کند. نمودار «4» بازنمود ساختار یادشده می باشد.

از لینک پایین صفحه ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک پایین صفحه