عنوان کامل پایان نامه :

مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌های عطاربر اساس کتاب نیشابوری

قسمتی از متن پایان نامه :

 

-سیری در کتاب عقلاءالمجانین نیشابوری

 

نیشابوری کتابِ خود را بعد از حمد پروردگار و ثنای حضرت رسول(ص) و خاندان ایشان(ع) چنین آغاز می کند: «خداوند این جهان را بر بنیاد تضاد و دگرگونی و زوال آفرید و زندگی آن را با مرگ، بقا را با فنا، توانایی را با عجز و ناتوانی، جوانی را با پیری، عزت را با خواری، توانگری را با درویشی و تندرستی را با بیماری درهم آمیخت و عدمِ تنافیِ صفات (صفات ایجابیِ بدونِ ضد) را به خویش مخصوص گرانید.» با این براعت استهلال، نیشابوری می‌کوشد تا نشان دهد آدمی جامع صفات متضاد می باشد و در بشر‌ هر صفتی با ضدِ خویش در آمیخته: «زیرا صفات اهل این جهان، چنانچه گفته گردید، به اضداد آن آمیخته می باشد، عقل و خرد ایشان نیز به جنون دیوانگی منسوب می باشد. هیچ خردمندی بر روی زمین پیدا نمود نمی‌گردد که در او نوعی دیوانگی نباشد». بعد از این، نیشابوری به اظهارِ برداشتِ دوگانه از مفهوم جنون می‌پردازد و می‌نویسد: «میان مردم، دیوانه به کسی گفته می گردد که نا آرام باشد و دشنام گوید و جامه بردرد و سنگ پرتاب کند و یا کسی که مخالف عادات و سنن قوم خویش سخن بگوید و برخلاف معتادِ ایشان اقدام کند. بر این پایه بود که اقوام پیشین همواره فرستاندگان خداوند را دیوانه خوانده‌اند؛ زیرا پیامبران مردم را به آیین جدید دعوت می‌کردند که با عادات متداول ایشان سازگار نبود … دیوانه نزد اهل حقیقت به کسی توان گفت که بردنیا چنگ اندازد و آن را غایت زندگانی خویش قرار دهد» بعد از این نیشابوری سخنان بسیاری از صوفیه و شعرا در تایید نظر اهل حقیقیت در مورد جنون نقل می کند، مانند این کلام از فضیل عیاض: «دنیا دارالمجانین می باشد و مردم دیوانه اند، دیوانگان دو چیز دارند: غل و بند؛ ما در غلِ هوی و بندِ معصیت گرفتاریم» (نیشابوری،124:1366) همانگونه که از این توصیفات و دیگر توضیحاتی که مولف در تایید نظر خود ارائه می‌دهد بر می‌آید، می‌توان دانست نیشابوری، عقلای مجانین را به این دلیل بدین نام می‌خواند که عاقل به عقلِ دینی و حقیقی و مجنون به عقلِ عرفی هستند.

در پایانِ مقدمه، نیشابوری می‌نویسد : «بعضی از دوستانم از من درخواست کردند که کتابی از آغاز (مستقل و اساسی) در مورد عقلای المجانین و اوصاف و حکایاتشان تالیف کنم و من به درخواستِ آنها توجه نمی‌کردم تا آنکه بسیار پافشاری کردند و چاره‌ای غیر از پذیرفتن درخواستشان برای راضی کردنِ آنها نیافتم؛ در نتیجه دست به کارِ این کتاب شدم. در این باره(عقلای مجانین) در جوانی از کتاب‌هایی همچون کتاب جاحظ، کتاب ابن ابی دنیا و کتاب احمد بن لقمان و کتاب ابی علی سهل بن علی بغدادی -رحمهم الله -چیزی شنیده بودم، البته همه‌ی این آثار، فصل یا کمتر از یک فصل را به عقلای مجانین اختصاص داده بودند، من برای تالیف این کتاب، به پژوهش و تقحص در آن کتاب‌ها پرداختم و روشِ آنها را در پی گرفتم و چیزهای دیگر نیز بدآنها افزودم و کوشیدم تا حکایات را به صاحبانشان اِسناد دهم و در نهایت این اثر، که نامی غیر از نامِ آن کتاب‌ها دارد تالیف کردم. این کتاب اثری می باشد که با وجودِ آن، خواننده احتیاج به رجوع به آن آثار را ندارد، امیدوارم که کارم تکراری نباشد و خداوند توفیق دهنده و یاور می باشد.»(نیشابوری،37:1987)

بعد از این مقدمات، نیشابوری در فصل “اصل الجنون فی اللغه” به جستجوی ریشه‌ی لغتِ جنون و مشتقات آن می‌پردازد. وی می‌گوید: جنون در لغت به معنی “پوشیدگی” می باشد و این معنی، به‌نوعی در تمامِ مشتقات جنون نیز هست : “جنان” به معنی قلب می باشد که به خاطر پوشیدگی به این نام خوانده می گردد. “جن” نیز به آن سبب که از چشم مردم پوشیده می باشد اینگونه نامیده شده؛ همچنین “جنه” بمعنی سپر می باشد و زیرا باعث پوشیدگی می باشد. قبر را “جنن” می خوانند زیرا جسد را می پوشاند، طفل را در رحم مادر “جنین” گفته اند زیرا پوشیده و پنهان می باشد و دیوانه را از این جهت “مجنون” خوانده اند که عقلش محجوب و پوشیده می باشد.(راستگو، 1368 : 73) نیشابوری در فصل بعد یعنی فصل “اسماء المجنون فی اللغه” نام‌های مترادف با مجنون را همراه با آیات و اشعار و امثال بسیار ذکر می کند مانند، معتوه( دیوانه‌ی مادرزاد)، اخرق( دیوانه ی ناتوان از اداره‌ی امور خود)، رقیع( دیوانه‌ای که ثبات فکر و حال ندارد)، ممسوس(دیوانه‌ای که دیو و اهریمن او را از اندیشه‌ی درست بازداشته اند)، هلباجه (احمقی که پرخور و بی‌خرد می باشد)، لکع (احمق فرومایه و ناپاک)، هجاجه(احمق بسیار خطا کار)، متیم(دیوانه از اثر عشق )، واله( کسی که بر اثر از دست دادن فرزند بی قرار و ناشکیبا باشد)، هبنقع (کسی که در نهایت حماقت باشد) و همچنین اسمایی زیرا: اهوج، ‌هائم، مدله، مستهتر، مخبول، انوک، بوهه، عرهاه، اولق، مهووس، رشاع، زهدن و ملغ.(راستگو، 1368: 74)

در فصل بعد: “الامثال المضروبه فی الحمق و الحمقی” نیشابوری، ضرب المثل‌هایی درمورد‌ی دیوانگی و حماقت را نقل می کند مثل: “تحسبها حمقاء و هی باخس” یعنی علاوه بر حمق ستمکار نیز هست یا “احمق بلغ” یعنی در عین حماقت به آن چیز که می‌خواهد می‌رسد یا “احمق من رجله” یعنی فلان از “رجله” که همان بقله الحمقاء یا گیاه نادان( گیاهی که در مسیر سیلاب می‌روید و زود نابود می گردد) احمق تر می باشد و اهل حقایق این مثل را درمورد‌ی کسانی که با آگاهی از ناپایداریِ دنیا حریصانه به آبادیِ آن می‌کوشند به کار می‌برند.

در فصل بعد “ما یوصف بالحمق من غیر الناس”، حیواناتی را که به حماقت شهره‌اند را نام می‌برد مانند: ضبع (= کفتار) که به‌عنوان احمق ترین حیوانات در فارسی و عربی ضرب المثل می باشد؛ زیرا هنگام گرفتنِ آن در حالیکه اضطراب دارد و سر و صدا می ‌کند، گویند: کفتار در اینجا نیست و آن حیوان ساکت و آرام می گردد تا او را در بند کنند. (همان) و “عمعق” که نوعی از کلاغ می باشد و از آن جهت به حماقت معروف می باشد که در جای نا‌مناسب تخم می‌گذارد.

فصل بعد “اسماء الجنون الدواب” می باشد که در آن نیشابوری اسم‌هایی را که برای حیوانات دیوانه بکار می‌رود، ذکر می کند، مانند: دیوانگی شترِ نر: “هیام” و دیوانگی گوسفند: “ثول” و جنون سگ:  “کلب” و جنون ماده شتر: “سعر”.

فصل بعدِ کتاب به انواع جنون ” ضروب الجنون” اختصاص یافته: بعضی دیوانه‌ی مادر زادند(معتوه) و بعضی از غلبه‌ی سودا دیوانه می شوند(ممرور) و بعضی به سبب تماس با پریان و دیوان عقل از کف می‌نهند(ممسوس) و بعضی از اثر شدت عشق دیوانه می شوند و در این مورد، دَه گزارش داده، مانند می‌گوید : از اصمعی نقل کنند که گفت: در معنی و حقیقت عشق سخنان بسیاری گفته‌اند و موجزتر و زیبا تر از این سخن که یکی از زنان عرب گفته نشنیده‌ام که او را از عشق پرسیدند، گفت: “درد می باشد و دیوانگی”. همچنین نیشابوری نقل می کند که عبدالله معتز بیمار گردید، پدرش بر بالین او آمد و پرسید : بیماری تو چیست؟ ابیاتی خواند مانند :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

بی جنون الهوی و ما بی جنون             و جنون الهوی، جنون الجنون

(من به جنون عشق گرفتارم نه دیوانگی عادی، و جنون عشق، دیوانگیِ دیوانگی می باشد)

و نیز این سخن زیبا را از دیوانه‌ای در زنجیر نقل می کند که :

الا لیت اَنّ الحب یعشق مرّه                 فیعرف ماذا کان بالناس یصنع

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

 

الف) آشنایی با شرایط اجتماعی و افکار و گفتارِ عقلای مجانین

ب) کاوش در مورد تأثیر سیاسی- اجتماعی عقلای مجانین در جامعه

ج) پژوهش در مورد ارتباط‌ی عقلای مجانین و نهضت تصوف

د) تحلیل ارتباط‌ی ذهن و زبان عقلای مجانین بر اساس مدل ” برخورد جهان‌های موازی”

ه) مطالعه عناصر زبانی همچون: شطح، طنز و پارادوکس در حکایات عقلای مجانین

و) مطالعه و طبقه بندی حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌های عطار

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌ های عطار بر اساس کتاب نیشابوری

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌ های عطار بر اساس کتاب نیشابوری

از لینک پایین صفحه ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید: