مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌های عطاربر اساس کتاب نیشابوری

قسمتی از متن پایان نامه :

 

2-11-2 نگاهی به جریان تصوف از منظر مدل “جهان‌ها موازی”

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

اگر بخواهيم از منظر مدلِ”جهان‌هاي موازي” به جریان تصوف در جهان اسلام بنگريم، بايد گفت كه در يك تقسيم بندي كلي، با دو گروه از متصوفه، مواجه هستيم: اصحاب صحو و اصحاب سكر.

اصحاب صحو به صوفياني گفته مي‌گردد كه ضمن برخورداري از تجربه‌هاي اصيل اشراقي در عالم دوم، تواناييِ حفظِ ادبِ شرعي و عرفي و مقتضيات زندگي در جهان نخست را دارند؛ به دیگر سخن، جمعِ حقيقت و شريعت و همچنین لاهوت و ناسوت می‌کنند. آنان هشيارانه منطق هر دو عالم را مراعات كرده‌ و با تسلطي عميق برحالات خود، تعادلي بين آنها پديد می‌آورند ؛ يعني با هر دو بُعد وجودی خود معامله‌ي خاص آن‌ را انجام می‌دهند، بی آنکه لزوماً از بُعد دیگرِ خود غافل شوند. این صوفیان در هر مقام متناسب با اقتضائات آن مقام و متناسب با حالات خود و مخاطب، سخن می‌گویند. جهان معنوی اهل صحو، جهانی متکثر و مشکک(سلسله مراتبی) می باشد که ایشان همه‌ی مراتب آنرا معتبر می‌شمارند، از اینرو برای حفظ آداب همه‌ی مراتب آن می‌کوشند.

اين گروه در اوج ترقي معنوي خود، همان سلطانان شگرفي اند كه در عين مستي، ادب را نيز نگاه مي‌دارند و به اصطلاح صوفيه در مقام «جمع الجمع» بودند؛ مولانا در حقشان گفته می باشد:

جمع صورت با چنين معني ژرف
در چنــــين مستي، مراعات ادب
  نيست ممكن غیر از ز سلـطاني‌شگرف
خود نباشد ور بود باشد عجــــــب

(مولوی، 1381،369)

اصحاب صحو در بيشتر اوقات، دو جهانِ دروني‌شان بصورت “موازي” با يكديگر در جريان می باشد و آنها در هر دو جهان به مقتضاي منطق ويژه‌اش رفتار مي‌كنند و معمولاً تزاحمي بين دوعالمشان پديد نمي‌آید و كار هيچ يك از دو جهان را فرو نمي‌نهند.

گروه دیگر اهل سكرند: اهل سکر به صوفياني اطلاق مي‌گردد كه در شيبِ تندِ مكاشفه و عشق افتاده اند و گاه و بي‌گاه دريافت‌هاي معنويشان بر جانشان غلبه مي‌كند و از ظرف وجودشان لبريز مي‌گردد. ایشان از مستیِ ادراک و دریافت از عالم دوم، توانایی مراعاتِ ادب شرعي و عرفي و منطقِ جهان نخست را از دست مي‌نهند. نظم و تکثر و سلسله مراتبِ جهان معنویشان از میان می‌رود و منطق‌های جهان‌های ذهنیشان، در یک آن، به یکدیگر می‌آمیزد و به وحدت می‌رسد. در حالات سکرشان مرزهای جهان‌های اول و دوم از بین می‌رود، به تعبير ديگر، دو جهان موازيشان با يكديگر “برخورد” مي‌كند. به اين به آن معني می باشد كه با منطق جهانِ اول در جهانِ دوم سخن مي‌گویند و بلعکس؛ با مقتضيات يك عالم در عالم ديگر زندگي مي‌كنند، با چشمي لاهوتي در ناسوت مي‌نگرند يا با زباني ناسوتي در لاهوت سخن مي‌رانند؛ درست در لحظه‌ی پیدا شدن سکر، يعني لحظه‌ي برخورد دو بُعدِ نامحدود و محدود، دارایِ ذهن و زبانی شطح آمیز و پارادوكسیکال و از جهتی طنزگونه مي‌شدند.

 

 

2-11-3- عقلای مجانین و “برخورد جهان‌ها موازی”

حالات “ديوانگان الهي” نیز به حالات “اهل سكر” مي‌ماند. در بیشتر حكايات مجانین (بويژه در مثنوي‌هاي عطار) شاهد آنيم كه آنان با منطق و درکِ عالمِ دوم سخني در جهان اول مي‌گويند بگونه‌اي كه منطقِ اين جهاني از فهم آن باز مي‌ماند و يا اينكه با مقتضيات عالم بشري با خداوند سخن مي‌گويند بگونه‌اي كه نا آشنايان آن سخنان را كفر گونه‌اي مي‌پندارند. نمونه‌‌هاي بارز اهل سكر، صوفيان شطح‌گو همچون: حلاج و بايزيد و ابوالخیر و خرقانی هستند، كه همانطور كه گفته گردید، سخنان شطح‌آميزشان انعکاس تجربه‌ي روحی شطح آميز و حاصلِ برخوردِ منطقِ جهان‌هاي دروني‌شان می باشد. براي مثال شطح معروف حلاج: «انا الحق» را در نظر بگيريد:

پيداست كه وي با ادراكي لاهوتي كه وراي منطق عالم تكثرات می باشد، سخني در جهان ناسوت بر لب آورد و نتایج کشف خود در عالم دوم را در عالم اول و برای افرادی با ذهن و تجربه‌ای یک جهانی و یک لایه بیان نمود و با این کار چه گمان‌ها كه برانگيخت و چه شورها که در جهان افكند و در نهايت سر بر سرِ اين «افشاي راز» نهاد.

براي نمونه به چند حكايت از عقلاء المجانين توجه کنید:

بيدلي به دكان بقالي مي‌رود و از او مي‌پرسد تو چرا اينجايي؟ بقال مي‌گويد براي كسب سود؛ ديوانه مي‌پرسد، سود چست؟ بقال مي‌گويد، سود آن می باشد كه بتواني يك را دو كني (يك بهره از مال را دو برابر كني)، ديوانه با حيرت مي‌گويد: اين كار تو كه واژگونه می باشد (يعني خسارت می باشد نه سود) زيرا سود آن می باشد كه بتواني دو را يك كني (تعلقات را كم كني يا از كثرت به وحدت برسي)

گفت: «چبود سود؟ گفتا آنکه زود
گفت:«كوژ می باشد اين ولي دو ماحضر
  گر يكي داري دو گردد، اينت سـود»
گر يكي گردد تو را، سود اين شــمر»

(عطار،1386،60)

پيداست كه ديوانه با فهمي كه از سود در عالم معنا- كه توحيد و ترك تعلق می باشد- داشته، با دکان‌داری ساده در عالمِ مادی كه سود آن، افزايش و تكثر می باشد مواجه شده و طنز حكايت ناشي از همين برخورد منطق دو جهان می باشد.

يا در حكايتي ديگر بهلول را مي‌بينيم كه در شبي سرد زمستاني، پا برهنه به گورستان مي‌رود، كسي از وي مي‌پرسد در اين سرما به گورستان مي‌روي؟ بهلول پاسخ مي‌دهد: ‍[شنيدم] ظالمي در گورستان خاك شده، مي‌روم تا با آتش گورش گرم شوم.

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

 

الف) آشنایی با شرایط اجتماعی و افکار و گفتارِ عقلای مجانین

ب) کاوش در مورد تأثیر سیاسی- اجتماعی عقلای مجانین در جامعه

ج) پژوهش در مورد ارتباط‌ی عقلای مجانین و نهضت تصوف

د) تحلیل ارتباط‌ی ذهن و زبان عقلای مجانین بر اساس مدل ” برخورد جهان‌های موازی”

ه) مطالعه عناصر زبانی همچون: شطح، طنز و پارادوکس در حکایات عقلای مجانین

و) مطالعه و طبقه بندی حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌های عطار

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌ های عطار بر اساس کتاب نیشابوری

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه حکایات عقلای مجانین در مثنوی‌ های عطار بر اساس کتاب نیشابوری

از لینک پایین صفحه ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید: