عنوان کامل پایان نامه کارشناسی ارشد :

مطالعه بازتاب توکّل و رضا در متون نثر عرفانی قرن چهار تا هشت هجری

تکه ای از متن پایان نامه :

خواجه نصیرطوسی می گوید: «توکّل کار با کسی واگذاشتن باشد، در این موضوع مراد از توکّل بنده می باشد در کاری که ازو صادر گردد،  یا او را پیش آید. زیرا وی را یقین باشد که اختیار کند علّت حقیقی توکّل را که قرب الهی باشد. یعنی: غرض متوکّل از توکّل، قرب الهی باشد و بٌعد از هر چه غیر او می باشد و متوکّل این چنینی با خدا می باشد و هیچگاه از او جدا نیست و به مضمون بلاغت مشحون: «كُنْتُ إِذاً سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ و بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ»، فائز و عامل می باشد. پس اگر خواهی که متوکّل به معنی ثانی باشی، که حقّ توکّل می باشد و غیر مولای حقیقی و صاحب تحقیقی،هیچ چیز دیگر مقصود تو نباشد، پس خود را مرده گیر و پنج تکبیر که از برای نماز میّت مقرّر می باشد بر خود گفته گیر و بگذر از همه آرزو ها و وداع کن از همه تعلّقات، و از برای تحصیل حیات ابدی از حیات عارضی که مشوب می باشد به آلام و مکاره بگذر، و به حکم: «موتوا قبل ان تموتوا »، در زندگی خود را مرده گیر».(گیلانی/1377 : 464 ،465)

2-1-5 مراتب و درجات توکّل

توکّل مراتبی دارد؛ مرتبه ی اوّل آن می باشد که حال توکّل بشر به خدا و اعتماد به کفالت و عنایت او، مانند اعتماد بشر به وکیل معتقد خویش باشد. در این مرتبه شخص از روی اختیار و تدبیر توکّل      می کند و نسبت به توکّل خویش آگاهی نیز دارد. در مرتبه  دوم، که قویتر می باشد، حال بشر با خدا مانند کودک می باشد با مادر که غیر از او کسی را نمی شناسد و به غیر او پناه نمی برد و اعتماد نمی کند. این توکّل از روی فکر و تدبیر نیست، متوکّل نسبت به خود توجه و آگاهی ندارد، از توکّل خودفانی می باشد و تنها وکیل می بیند. سومین و برترین مرتبه توکّل آن می باشد که بشر نسبت به خداوند مانند مرده در دست های غسال باشد و خود را مجرای قدرت و حرکت و علم  و اراده حق بداند و در انتظار باشد(غزّالی/1361: ۱۳۷، ۱۳۸). در این مرتبه به علت های اعتماد به علم و عنایت و کرم وکیل، گذشته از اختیار، دعا و درخواست نیز ترک می گردد؛ به خلاف مرتبه دوم که فقط مقتضی ترک طلب و سؤال از غیر وکیل می باشد نه از خود وکیل به نظر غزالی از میان این سه مرتبه ، مرتبه اوّل ممکن تر و مراتب دوم و سوم ، خصوصاً مرتبه سوم کمیاب تر و کم دوام تر اند. مرتبه اوّل، مانند وکیل گرفتن در معضلات حقوقی ، فقط بعضی از تدبیرهای بشر را نفی می کند. مرتبه دوم همه تدبیر ها. به غیر از طلب و سؤال از خدا را نفی می کند، اما در مرتبه سوم همه تدبیرها به کلی از میان بر می خیزد. پس، آن چیز که در تعریف توکّل به نفی تدبیر و نفی اسباب تعبیر شده، دارای مراتب و شدت و ضعف می باشد و توکّل از مقامات سلوکی می باشد که سالک در سیر الی الله آن را طی می

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

از لینک پایین صفحه ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک پایین صفحه