عنوان کامل پایان نامه کارشناسی ارشد :

تاثیر راهبردهای سازماندهی- برنامه ریزی بر بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان

تکه ای از متن پایان نامه :

در هر حال فراشناخت نبايد به عنوان هدف نهايي آموزش تلقي گردد، بلکه بايد به عنوان فرصتي براي مجهزکردن فراگيران به دانش و مهارت هاي لازم به مقصود ادارۀ يادگيري خود آنها در نظر گرفته گردد، به طوري که آنها را در تکاليف آينده ماهر و کنجکاو بار آورد(پاریس و وینوگراد[1]،1990).

8-2 رشد فراشناخت در دانش آموزان

بر خلاف گذشته که تصور می گردید توانایی یادگیری هر فرد تابعی از میزان هوش و استعدادهای اوست، درچند سال اخیر این نظریه در میان روان شناسان قوت گرفته می باشد که با وجود تأثیر تعیین کننده عوامل ذاتی هوش و استعداد در یادگیری، عوامل غیر ذاتی دیگری نیز در این ارتباط مهم قلمداد می شوند(جعفری، 1383).

یکی از این موارد، “راهبردهای یادگیری” و یا به اصطلاح فنی تر “راهبردهای شناختی و فراشناختی” می باشد. پژوهش‌های انجام شده دربارۀ راهبردهای شناختی و فراشناختی نشان داده می باشد که بهره گیری از این تدابیر به فرايندهاي شناختي امكان پذير نيست. از اين رو اين مفهوم سازي از شناخت ،  شناخت را به فراشناخت نزديك نموده می باشد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

بيشتر مفهوم سازي هاي فراشناخت كه مشترك ميان نظريه پردازان رشدي می باشد اين می باشد كه،  فراشناخت شناخت  سطح بالاتر[2] در باره شناخت می باشد. بر طبق اين ديدگاه،فراشناخت بخشي از شناخت می باشد كه بر سيستم شناختي “مديريت”مي كند.

اين مفهوم سازي ارتباط پيچيده اي را بين شناخت و فراشناخت به تصوير مي كشد كه ارزيابي فراشناخت را با مشكل مواجه مي سازد. تناقضي[3] كه در اين مفهوم سازي هست اين می باشد كه نمي توان”خود[4]” را به دو نيمه تقسيم كرد كه بخشي از آن فكر كند و بخشي ديگر به نظاره ” خودي ” كه در حال تفكر می باشد بپردازد .بر اين اساس لازم می باشد پژوهش هاي آينده تمايزنظري  بيشتر و دقيق‌تري بين مفهوم شناخت و  فراشناخت  ايجاد نمايند.

لازم به ذكر می باشد كه بر خلاف ارتباط پيچيده بين فراشناخت با فعاليت هاي شناختي، مهارت هاي فراشناختي معادل توانايي هاي شناختي (هوشي) نيستند. مطالعه وينمن و اسپنز [5]( 2005) حاكي از اين می باشد كه مهارت‎هاي فراشناختي ضريب همبستگي متوسطي با هوش دارند و تأثیر شان در عملكرد يادگيري بيشتر از توانايي هاي شناختي می باشد. به طوري كه توانايي هاي شناختي (هوشي)  10 درصد پراكندگي عملكرد يادگيري يادگيرندگان را تبيين مي‌كند در حالي كه مهارت هاي فراشناختي 17 درصد پراكندگي يادگيري هاي يادگيرندگان را تبيين مي كند و هر دو (توانايي هاي فراشناختي، شناختی و هوشي) 20 درصد يادگيري يادگيرندگان با سنين مختلف و زمينه فرهنگي متفاوت و تكاليف  و حوزه هاي گوناگون را  پيش بيني مي كنند.

بر اين اساس با در نظر داشتن تأثیر برتر فراشناخت در عملكرد و قدرت پيش بيني آن مي توان فرض نمود كه  سطح خاصي از فراشناخت مي تواند كاستي هاي شناخت را جبران نمايد. از اين رو لازم می باشد صاحب

 از لینک پایین صفحه ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید:

دانلود از لینک پایین صفحه