مطالعه بازتاب توکّل و رضا در متون نثر عرفانی قرن چهار تا هشت هجری

تکه ای از متن پایان نامه :

خـود زسـاحل کـرد بـا حـسـرت نگاه             گفت کــای فـرزنــد خـرد بی گنــاه

قرآن کریم  می گوید: هر مؤمنی که چهره جانش را به سوی خدا متوجه کند و بر او اعتماد کند به دستاویزی نا گسستنی تمسک جسته می باشد:«فَمَنْ يَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد می باشدَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ لاَ انْفِصامَ لَها»(بقره/256)؛امّا کسی که بر غیر خدا تکیه کند به تار عنکبوت چنگ زده می باشد: «مَثَلُ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ اوّلياءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْکَبُوتِ لَوْ کانُوا يَعْلَمُونَ»(عنکبوت/41). متوکّلین راستین کسانی هستند که اراده خدارا بر اراده خویش ترجیح دهد و کار خداپسند برگزیند؛ یعنی، به دین و احکام الهی اقدام کند.(کلینی/1390: 363، 365).مفسران نیز معانی چندی برای توکل ذکر کرده اندومطالبی در توضیح آن آورده اند مانند: طبری که می گوید:« در امور به خدا اعتماد کردن(ج9،ص3).امر خود را به او واگذاردن و به قضای او راضی بودن (ج10،ص16).منقاد و تسلیم او بودن(ج19،ص18)».زمخشیری توکل، به معنای: «امور را فقط به خدا تفویض کردن و فقط از او ترسیدن و به او امید داشتن(ج2،ص196).شرط آن،سالم و خالص کردن نفس برای خداست (ج2،ص364)». در تفاسیر عرفانی قرآنبه موضوع توکل توجهی خاص شده می باشد،ازجمله میبدی در کشف الاسرار و عده الابرار حقیقت توکل رارضا و تسلیم به قضامی داند و     می گوید: توکل شرط ایمان(ج8،ص12،13) و نشان یقین و ثمره توحید می باشد(ج5،ص245)».(میرسلیم/1375: 4062)

 

2-1-11 توکّل در روایات و احادیث

امام صادق (عليه السلام) مى گويد: «ان الغنا و العز يجولان فاذا ظفرا بموضع التوكل اوطنا». بى نيازى و عزت در حركتند هنگامى كه محل توكل را بيابند در آنجا وطن مي گزينند.(مکارم شیرازی/1388: 342، 343). کسی از امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) پرسید :« ما حَدُّ التوکّل؟ فَقال لی: اَن لا تَخافَ معَ اللهِ اَحَداً». حدّ توکّل چیست؟ فرمود: این که با اتکای به خدااز هیچ کس نترسی.(همان/345). در احادیث آمده می باشد: «واعقل راحِلَتَکَ و توکّل»؛ هم زانوی شترت را محکم ببند و هم بر خدا توکّل کن و این به آن معنا نیست که عقال کردن شتر برای حفظ آن، کار بنده خداست و حفظ شتر در غیاب او، کار خدا؛ زیرا این همان مرز بندی و محدود ساختن توکّل می باشد، بلکه بدین معناست که «اعقل متوکّلا»؛ یعنی حتی عقال کردن و بستن زانوی شتر نیز بایستی با توکّل همراه باشد، چنان که گفته اند: «با توکّل زانوی اشتر ببند».(کلینی/1390: 366)

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

از لینک پایین صفحه ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک پایین صفحه