شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

لفظ هرمنوتیک در زبان‌های بسیاری به کار می رود، و در فارسی هم دیگر بیش‌وکم جا افتاده و معروف شده می باشد… در نگاه نخست چنین می نماید که تأویل نوشته یا گفتۀ دیگران کار چندان پیچیده و دشواری نیست، و به توضیح و توضیح چند نکتۀ مرکزی اختصار می گردد. اما زیرا دقت کنیم متوجه می‌شویم که قلمرو چنین کاری بارها بیش از آن چه در آغاز به نظر می رسید گسترده می باشد. تأویل‌گر نخست بایستی زمینۀ اصلی متن را بشناسد، و با افق فکری و پیش‌فهم‌های پدیدآورندۀ آن، یا کسانی که در یک گفتگو شرکت کرده‌اند، آشنا باشد، و بعد، دقت کند که متن مورد نظر چگونه اظهار شده، در کدام دستگاه مجازهای اظهار، و در چه سخن یا گفتمانی جای گرفته و بنا به کارایی کدام رسانه شکل گرفته می باشد.

او برای تأویل متن، تصریح، رویداد و کنش، نیازمند آن می باشد که با دستگاه‌های رمزگان و نظام نشانه‌ها، یعنی اموری که بنا به قراردادها با معنایند، آشنا باشد، اما کارش از این فراتر می‌رود و بایستی این معناها را با منطق سخن نیز قیاس کند. پس از در نظر داشتن تمام این نکته‌ها، او تازه بایستی دقت کند که فهم موضوع بحث نیازمند چه دانایی خاصی (کدام رشته‌های شناختی، علمی، فنی، هنری و غیره) می باشد. به فرض باخبری تأویل‌گر از تمام نکته‌های بالا باز هم معلوم نیست که تأویل او از معنا همان معنای راستین متن باشد، زیرا هنوز ندانسته‌ایم که آیا معنا یا معناهای راستین و بنیادینی در یک متن، یا کنش، یا رویداد، وجود دارند یا نه. چگونه می‌توان ثابت نمود که وجود دارند؟ آیا به نیّت گوینده یا مؤلف وابسته نیستند؟ آیا تأویل فقط محدود به حدود متن می باشد، یا به پیش‌فهم‌ها و پیش‌دانسته‌های تأویل‌گر هم مربوط می گردد؟

اگر پاسخ این باشد که به آن امور مربوط می گردد، می‌پرسیم که در این صورت چگونه می‌توان تأویل‌گر را ناچار نمود که به افق متن محدود، یا وفادار بماند؟ از این گذشته، پرسش دیگری سربرمی‌آورد: آیا تأویل‌گر به زندگی خود، تجربه‌های زیسته‌اش و آگاهی‌های خود مراجعه نمی‌کند؟ در این صورت چگونه می‌توان انتظار داشت که تأویل کسی از سوی شخص دیگری پذیرفته گردد؟

تازه، به یاد آوریم که تأویل‌گر بخشی از دانایی خود را مدیون کارکرد ناخودآگاهانۀ ذهن خویش می باشد. در این صورت چگونه می‌توان افق تأویل او را که بر خود او شناخته شده نیست، به دقت شناخت؟ همین گونه، وقتی تأویلی تابع قاعده‌ها و محدودیت‌های زبان و نیز تابع مجازهای اظهار و قاعده‌های نظریۀ اظهار می باشد، چگونه می‌توان آن را اصیل دانست؟ آیا تأویل مخاطب افق معنایی‌ای برای متن نمی‌سازد؟ اگر پاسخ مثبت باشد آیا ملاکی برای تشخیص برتري يكي از دو تأویل متفاوت در ارتباط با یک گفته یا متن هست؟

پرسش‌ها و نکته‌های بالا، امـروز در مرکز بحث در ارتباط با هرمنوتیک قرار گرفته‌اند، و هنــوز ما برای بعضی از آن‌ها پاسخی قطعی اخذ نکرده‌ایم.

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

  • پیشینۀ علم تأویل چیست؟
  • نظر تفکر اسماعیلی دربارۀ تأویل به عنوان اصل بنیادین این مذهب چیست؟
  • پیشینۀ علم هرمنوتیک در تفکر غرب چیست؟
  • آیا تأویل، آنچنان که ناصرخسرو به عنوان یک اسماعیلی بلندمرتبه به آن دست می‌یازد، با هرمنوتیک، آنچنان که در غرب تعریف می گردد، شباهت دارد؟

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی

از لینک پایین صفحه ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید: