مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

نمونه‌ای از شواهد واژۀ تأویل در ادبیات فارسی :

 

در ادبیات مکتوب ایران، واژۀ تأویل کاربرد بسیاری دارد. طرفه آنکه برای دریافتن معنای تأویل در متون گوناگون ناگزیریم خود به دامن تأویل بیاویزیم. در شاهدهای ابتدایی در قرن چهارم بیشتر موارد تأویل در معنای دریافتن پیام خواب به کار رفته می باشد:

تأویل این خواب آن می باشد که فردا من اندر این حرب شهادت یابم.[1]

من به خواب دیدم که برداشتمی به‌بالای سر خویش نانی و می‌خوردند مرغان از او، آگاه کن ما را به تأویل آن.[2]

این تأویل آن خواب می باشد ای پدر که من دیدم و خدای راست نمود.[3]

چو بابک سخن برگشـاد از نـهفت            همه خواب یکسر بدیشان بگفت

پر اندیشه گردید زان سخن رهنمـای              نــهاده برو گوش پاسخ ســـرای

سرانجام گفت: ای سرافراز شــاه             به تأویل این کــــرد بایستی نـــگاه[4]

از قرن پنجم به بعد علاوه بر معنای تعبیر خواب، به معانی مختلفی از تأویل، گاه دارای بار معنایی مثبت با مفهوم کشف حقیقت ارزشمند نهان در هر چیزی و گاه دارای بار معنایی منفی در معنای بهانه آوردن و دلیل تراشی برمی‌خوریم:

فرق ازمیان تفسیر و تأویل آن می باشد که تفسیر، علمِ سببِ نزول آیت باشد… و تأویل… او را بود که… قطع نکند بر مراد خدای‌تعالی الّا به دلیل.[5]

آن‌چه عیان بود بسیار بود که آن را تأویل‌ها باشد و عذرها.[6]

راه دین می باشد محکم تنزیل                       توضیح آن مرتضی دهد تأویل[7]

قلمت راز چرخ را تأویل                          سخنت علم غیب را تفسیر[8]

یزدجرد… زیرا از دانایان و ندیمان خویش بپرسید کس آن تأویل نمی‌دانست.[9]

تا درست کردن کیفیت حال و امتحان سخن و تأویل خبر همی خاطر ناپروا گشت.[10]

کدام مصیبت از این هایل‌تر که هم‌خانة خود را بی موجبی هلاک کردم و بی تأویلی لباس تلف پوشانیدم؟[11]

نفس آدمی… اگر به‌طلب رخصت و تأویل و حیلت گردد، بندة شیطان می باشد و دعوی ولایت همی‌کند.[12]

اما بدانکه سخن از چهار نوع می باشد: یکی نَه دانستنی می باشد و نَه گفتنی، و یکی [هم] دانستنی می باشد و هم گفتنی، و یکی گفتنی می باشد و نادانستنی، و یکی دانستنیست و ناگفتنی. اما ناگفتنی و نادانستنی: سخنی می باشد که دین را زیان دارد. و آنکه گفتنی می باشد و نادانستنی: سخنی می باشد که در کتابِ خدای‌تعالی و در اخبارِ رسول صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم باشد و اندر کتاب‌های علوم و علما که در تفسیر او تقلید بود و در تأویلِ او تعصب و اختلاف زیرا یَد و وجه و نزول و مانند این. پس اگر کسی دل در تأویلِ آن بندد خدای عزوجل او را به آن بگیرد. و آنکه هم گفتنی می باشد و هم دانستنیست: سخنی بود که صلاحِ دین و دنیا در آن بود و هم بدین جهان به کار آید و هم به آن جهان و از گفتن و شنودنِ آن گوینده [و شنونده] را نفع بود.[13]

ملحدان… نقیض قرآن میکنند… و آن را تأویل می‌گویند.[14]

تأویل و تصرّف در دین، زهر قاتل می باشد.[15]

مبتدع که راه تسلیم گم نمود، و در وهدة تأویل افتاد، وی را با این آیت آشنائی نه.[16]

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

ورع ایستادن بود بر حدّ علم بی تأویل.[17]

بنده… گفت:… اگر بی‌گمان این بنده را بخواهی کُشت به تأویلی شرعی بکُش تا در قیامت مأخوذ نباشی.[18]

نشاید که بر کس درشتی کنی                              چو خود را به تأویل پُشتی کنی[19]

فاش تسبیح جمادات آیدت                                  وسوسه‌یْ تأویل‌ها نرْبایدت[20]

هیچ بی تأویل این را درپذیر                                تا درآید در گلو زیرا شهد و شیر[21]

 

 

[1] بلعمی 436

[2] بلعمی 745

[3] بلعمی 319

[4] فردوسی 141

[5] رازي 24

[6] انصاري 42

[7] سنایی غزنوي 639

[8] انوری 241

[9] خیام 29

[10] خاقانی 303

[11] منشی 264

[12] غزالی 69

[13] عنصرالمعالی 44

[14] ابن‌بلخی 62

[15] میبدی 243

[16] میبدی 561

[17] عطار 307

[18] سعدی، گلستان 76

[19] سعدی، بوستان 170

[20] مولوی، جلد دوم 58

[21] مولوی، جلد اول 230

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

  • پیشینۀ علم تأویل چیست؟
  • نظر تفکر اسماعیلی دربارۀ تأویل به عنوان اصل بنیادین این مذهب چیست؟
  • پیشینۀ علم هرمنوتیک در تفکر غرب چیست؟
  • آیا تأویل، آنچنان که ناصرخسرو به عنوان یک اسماعیلی بلندمرتبه به آن دست می‌یازد، با هرمنوتیک، آنچنان که در غرب تعریف می گردد، شباهت دارد؟

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی