مطالعه روایات مجعول و اسرائیلیات در آثار عطّار نیشابوری

قسمتی از متن پایان نامه :

 

آل جعفر مي‌‌گويد: «در اصطلاح مفسّران و محدّثان، اسرائيليات شامل داستان‌هاي خرافي و اساطير مي‌‌گردد که وارد احاديث و تفاسير شده، گر چه منشأ آن‌‌ها يهودي يا مسيحي باشد.»[1]

خاستگاه برخي از قصّه‌‌ها و روايات مجعول يا ريشه در کتاب‌‌هاي يهود و مسيحيت، به ويژه عهدين دارد يا ردّ پاي آن‌‌ها را صرفاً مي‌‌توان در اوهام و خرافات رايج در بين اقوام و ملل پيشين جستجو نمود.»[2]

آن‌‌گاه که ردّ پاي تفکر يهودي در داستان‌‌هاست مي‌‌توان گفت: اسرائليات همان « انديشه‌هاي وارداتي يهود در تفسير قرآن کريم می باشد.»[3]

در اواخر دوره‌‌ي خلفاي راشدين و در اثر گسترش سرزمين‌‌هاي اسلامي، کارشکني‌‌هاي دشمنان جديد اسلام، حسد و کينه‌‌ي يهوديان و منافقان و… جعل و وضع حديث آغاز گرديد[4] و امّا اسرائيليات از دوره‌‌ي تابعين وارد متون تفسير و حديث گردید.[5]

 

ـ انواع اسرائيليات

اسرائيليات خود بر سه دسته‌‌اند:

  • نخست اخباري که خبر صادق بر صحت آن تأکيد گذارده می باشد. چنان که در احاديث معتبراز رسول خدا(ص) منقول می باشد که صاحب موسي «خضر» بوده می باشد و بديهي می باشد که چنين اخباري درست بوده و روايت آن نه فقط اشکالي ندارد بلکه رواست.
  • شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     
  • اخبار و روايتي که با مسلمات شرع اسلام در تعارض می باشد و مسلم می باشد که نبايد چنين روايتي را پذيرفت.
  • روايتي که مسکوت عنه می باشد و درمورد چنين روايتي بايد به شيوه‌‌اي اقدام نمود که رسول خدا(ص) به آن توصيه نموده می باشد.

 

ـ منابع اصلي اسرائيليات

با در نظر داشتن تعريف اسرائيليات در صفحات قبل و تحقيقات مستدل قرآن‌پژوهان، مي‌‌توان منابع اصلي

اسرائيليات را در چند بخش اختصار نمود:

1) فرهنگ يهودي (يهود، تورات، تلمود و ادبيات و اسطوره‌‌هاي يهودي)

2) فرهنگ مسيحي (مسيحيان، انجيل و ادبيات و اسطوره‌‌هاي مسيحي)

3) کتب تاريخي و سيره‌نويسي[6]

4) خيال‌‌پردازي و افسانه‌سرايي‌‌هاي مسلمان‌نماهاي اهل کتاب[7]

و…

توضيح بيشتر:

 

ـ فرهنگ يهودي

با در نظر داشتن تأثیر اصلي فرهنگ يهودي در وجود اسرائيليات، لازم می باشد اندکي يهود و کتاب‌‌هايش بررسي گردد:

 

ـ يهود

بسياري از اسرائيليات و مسيحيات، ريشه در منابع تحريف شده‌‌ي يهود و نصارا دارد، که با دقّت نظر مي‌‌توان چنين دريافت که برخي داستان‌‌هاي خرافي و اساطير و اباطيل مندرج در کتب آن‌ها با رنگ و لعابي جديد وارد احاديث و تفاسير اسلامي شده، و فرهنگ اسلامي را متأثّر ساخته می باشد.

«داستان پيدايش قوم بني‌اسرائيل به حدود 2000 سال پيش از ميلاد و به زمان ابراهيم (ع)مي‌‌رسد به گفته تورات اسحاق فرزند ابراهيم فرزند موعد خداست.»[8]

در جهت تبيين نام «يهود» و اطلاق آن بر پيروان موسي مي‌‌توان گفت: «يهوه» خداي واحد و برتر ميثاق دهنده با قوم بني‌اسرائيل می باشد و به همين دليل اطاعت كنندگان از «يهوه» و پيروان وي را «يهودي» ناميده‌‌اند. موسي گفت: «اينك زیرا من نزد بني‌اسرائيل برسم و بديشان گويم خداي پدران شما مرا نزد شما فرستاده می باشد و از من بپرسند كه نام او چيست، بديشان چه بگويم؟ * خدا پاسخ داد: هستم آن كه هستم. به بني‌اسرائيل بگو «يهوه» مرا نزد شما فرستاده می باشد.»[9]

دين يهود سال‌‌ها بعد از مرگ موسي شكل گرفت. بايد گفت كه يهوديان عصر عزراي كاتب بر روي اساس و بنيان مذهب يهود قبل از اسارت بابلي- كه نزد محقّقان به مذهب بني‌اسرائيل معروف می باشد- مذهبي نو و شريعتي جديد به دست آوردند كه آن را «دين يهود» گويند.

يهود پس از حضرت سليمان (ع) به دو فرقه تقسيم شدند، اول: سبط يهودا، سبط بنيامين و عده‌‌اي از سبط لاوي؛ دوم: بقيه‌‌ي سبط‌‌هاي بني‌اسرائيل.

فرقه‌ي اول شهر قدس (اورشليم) را مرکز خويش قرار دادند و گفتند کوه «جيحون» کوهي می باشد که خدا آن را تقديس کرده و بزرگ شمرده می باشد. فرقه دوم نابلس (شکيم) را مرکز خويش قرار داده‌‌اند، و گفتند: کوه جرزيم کوه مقدّس و بزرگ می باشد. تا آن وقت هر دو گروه را «عبراني‌‌ها» مي‌‌ناميدند، و هر دو فرقه را بني‌اسرائيل مي‌‌گفتند. امّا پس از جدايي، هر فرقه نام ويژه‌‌اي يافت گروه اول را عبراني ناميدند و گروه دوم با مرکزيت نابلس را «سامري‌‌ها» لقب دادند.

پس از آن که خداوند تورات را به موسي(ع) داد، آن حضرت سبط لاوي را ـ که خوش از آن‌ها بود ـ براي نگهداري تورات انتخاب کرده آنان تورات را مي‌‌شناختند و به ديگران مي‌‌آموختند، سيزده نسخه از تورات نوشتند، يک از آن را در «تابوت» گذاشتند، و به هر يک از سبط‌‌ها نيز يک نسخه دادند. تورات همچنان دست نخورده در دست بني‌اسرائيل باقي ماند، تا زمان اسارت بابل، آن وقت بود که بني‌اسرائيل تورات را تحريف کردند.

در سال 586 قبل از ميلاد، در بابل عبرانيون و سامريون با هم موافقت کردند که تغييراتي در تورات بدهند، زيرا آنان در حال اسارت و پشت کردن به دنيا، به خود مي‌‌ديدند که خير و خوبي به فرزندان اسماعيل باز خواهد گشت.

[1] به نقل از محمّد قاسمی در” اسرائیلیات و تأثیر آن بر داستان‌های انبیاء در تفسیر”، ص10

[2] پژوهشي در باب اسرائيليات، ص 12

[3] ‌همان، ص 17

[4] الاسرائیلیات و الموضوعات، ص 20

[5] التفسیر و المفسرون، ج 1 /130

[6] الاسرائیلیات و اثرها….. ص 212

[7] اسرائیلیات و تأثیر آن بر داستان‌های انبیاء درتفسیر”، ص13

[8] مسیحیت‌شناسی مقایسه‌ای، ص 7

[9] سفر خروج. باب3: 15-14

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

جهت بازشناسي و استخراج تأثيرات اسرائيليات و روايات مجعول، به کليه‌‌ي آثار عطّار توجه گردید تا تحقيق از جامعيت برخوردار بوده و در نهايت به نتيجه‌‌گيري متقن و برآوردي جامع و مانع دست يافته گردد.

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

 پایان نامه مطالعه روایات مجعول و اسرائیلیات در آثار عطّار نیشابوری

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه روایات مجعول و اسرائیلیات در آثار عطّار نیشابوری