مطالعه تکنیکهای طنز در ادبیات داستانی نوجوان دهه‌ی هشتاد

قسمتی از متن پایان نامه :

 

بزرگ‌نمایی: راوی در بیشتر مواقع، صحنه‌ها، افراد و جایگاه‌ها را با اغراق و بزرگ‌نمایی در توصیف به تصویر می‌کشد. این امر از آغاز داستان و با توصیف دستشویی ترمینال مسافربری به چشم می‌خورد:

یک دستشویی یا به قول بچه‌های مدرسه« مرکز زلزله» که در کنج محوطه بود و کجکی به یک طرف لم داده بود. به نظر می‌آمد از زمان جنگ جهانی دوم به این طرف، همه ساکنان نیم‌کره جنوبی از این دستشویی بهره گیری کرده بودند؛ اما هیچ‌کس به فکر نظافتش نیفتاده بود…

 در ورودی این دخمه‌ی سیاه، ترکیب  کلاژگونه‌ای از تکه‌های حلبی، مقوا و فضاهای خالی وقیحانه بود؛ طوری که اگر می‌خواستی از بیرون دیده نشوی، بایستی از سخت‌ترین وضعیت‌های یوگا بهره گیری می‌کردی. تازه، بعدش هم بایستی برای درمان مفاصل دررفته و عضله‌های کش آمده به یک مطب فیزیوتراپی می‌رفتی.( ص9-10)

هم‌چنین در بخش« دختری در دوردست» که به توصیف حالت‌ شیما و برنامه‌های او در ساعت بعد از ده شب می‌پردازد، با بزرگ‌نمایی در توصیف ماسک‌های مورد بهره گیری‌ی شیما روبه‌رو هستیم:

    برای بهره گیری از ماسک‌های زیبایی و لوسیون‌های حفاظت از پوست که با ترکیب چیزهایی مثل پوست خشک شده‌ی مارمولک، هندوانه‌ی ابوجهل، مدفوع بچه گربه‌ی ته تغاری، روغن ترمز، پودر شاخ گوزن حسود و هزار و یک چیز دیگر درست شده بود، شیما مجبور بود شبی چهار ساعت کار کند. این بود که همیشه سر صبحانه خمیازه‌های برون مرزی می‌کشید و من می‌توانستم دو تا از دندان‌های پر شده‌اش را ببینم.( ص126)

کوچک‌کردن: این تکنیک، بیشتر در مورد پدر و شخصیت دیگری به نام قالیچه به کار رفته می باشد. پدر خانواده به دلیل ناتوانی مدیریت مناسب در جایگاه‌های گوناگون، از طرف همسرش تحقیر می گردد. مانند زمانی که همه‌ی خانواده پشت در خانه‌ی عمو ایستاده‌اند و پدر حاضر به زنگ زدن نیست:

 مامان چشم‌هایش را ریز نمود و همان‌گونه که زنبیل کاغذی‌اش را مثل آونگ حرکت می‌داد، گفت:« … الان نیم‌ساعته که ما، بین هتل و قبرستون در رفت و آمدیم. این بود شهر رؤیاهای جنابعالی؟!… شما بایستی زنگو محکم فشار بدین آقا… محکم و قاطع بایستی فشار بدین… سه بارم بایستی فشار بدین… بعدش وقتی در باز گردید، بایستی صاف توی چشمای برادرتون نگاه کنید و اعضای خانواده‌تون رو به ایشون معرفی کنید. بعد بایستی دوباره به صورت حضوری و کاملاً رسمی خدمتشون بگین که برای سرنوشت خونواده‌تون چه تصمیمی گرفتین. حتماً هم بایستی توی صحبتاتون تصریح ظریفی به این مطلب بکنین که برای رسیدن به هدفتون، خودتون رو از کمک‌های برادرتون بی‌نیاز نمی‌دونید؛ اما ضمناً اگر هیچ‌کس هم کمکتون نکنه، خودتون تنهایی، به طرف پیروزی قدم ور می‌دارین. محکم و سنگین هم قدم ورمی‌دارین همون‌جور که یه زرافه به طرف شاخه‌های بلند قدم ورمی‌داره. آقای عزیز، یک مرد کامل بایستی تکیه‌گاه محکمی برای زن و بچه‌ش باشه… اما انگار در حال حاضر به یه متکا بهتر می‌شه تکیه داد تا به شما».(ص49) 

شخصیت دیگر، فردی به نام «قالیچه» می باشد که همراه با پیرزنی به نام «خانم» برای منصرف کردن پسرعمو از ازدواج با شیما مأمور شده‌اند. قالیچه، به دلیل حماقت‌ها و درک نادرست از جایگاه، از طرف خانم تحقیر می گردد:

 … اصلاً شما این قالیچه رو میبینید؟… فکر می‌کنید من چرا به این حقوق می‌دم که همیشه دم دستم باشه؟… فکر می‌کنید کاری ازش بر میاد؟… نه… این بنده‌ی بی‌عقل خدا، مثل چاقویی‌یه که هم تیغه‌ش گم شده باشه، هم دسته‌ش… یه وقت فکر نکنید که دیوونه‌س… نخیر، دیوونه نیست… دیوونه‌ها قابل تحملن، زیرا رفتارشون شبیه هنرمنداس… من خودم گاهی شعر می‌گم… اما این دیوونه نیست، این دکترای بلاهت داره… یه ابله با سابقه‌س… اما من اینو با خودم میارم سر کار که به طرف معامله بگم اگه لازم باشه، اگه کسی توی قدرت من شک کنه، عصبانی می‌شم و تعصب حرفه‌ایم باعث می‌شه برای این‌که دیگه کسی خیالات اشتباه به سرش نزنه، برای همین قالیچه زن می‌گیرم تا همه انگشت به دهن بمونن…. برای همین قالیچه که اگه خودش با زبون خودش از یه دختر خواستگاری کنه، اون دختر یا درجا می‌میره، یا غشی می‌شه، یا این‌که پوستش کهیر می‌زنه… راستی بهتون بگم چرا بهش می‌گم قالیچه؟… زیرا برای این‌که شست‌و‌شو داده بشه معمولاً بایستی از یه دسته بیل بهره گیری نمود.(ص104)

ساختار‌های زبانی:

تشبیه: راوی داستان در بیشتر موارد با بهره گیری از تشبیهات ساده به توصیف صحنه‌ها و حالات گوناگون افراد پرداخته می باشد:

    من از زور خنده مثل یک بسته شیر پاکتی که از دست آدم بیفتد زمین، ترکیدم.( ص102)

گاهی  این تشبیهات همراه با بزرگ‌نمایی یا کوچک‌کردن می باشد؛ ماند توصیف حالت شیما در اوایل داستان که با بزرگ‌نمایی اظهار شده می باشد:

 شیما که از شدت گرما و تشنگی، صورتش به سفیدی روسری‌اش شده بود، گفت:” من از همین الان دلم برای دوستام تنگ شده…( ص24)

در جای دیگری از داستان  در توضیح ارتباط‌ی پدر و مادرش با بهره گیری از تشبیه، به کوچک‌کردن پدر پرداخته می باشد:

 در این مدت هر روز با صدای مامان از خواب بیدار می‌شدیم که اوج و فرودهای ناگهانی‌اش مثل صدای بوقلمون بود و بابا را به خاطر ندانم‌کاری‌هایش سرزنش می‌نمود. بابا هم صبحانه‌اش را در سکوت سوگوارانه‌ای می‌خورد و بعد خودش را مثل یک مشت پول خورد بی‌مقدار از روی صندلی جمع می‌نمود و می‌رفت تا ترتیب روبه‌راه کردن خانه‌ی درندشت جدید را بدهد.( ص79)

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

اسلوب‌الحکیم:                   

در دیالوگ بین دو شخصیت در اتوبوس، با این تکنیک روبه‌رو هستیم:

 –  آقا کفشاتو بپوش.

  • ناراحتی قلبی دارم.
  • چه ربطی داره؟
  • مگه نشنیدین که پا قلب دومه؟( ص18)

اسناد ناروا:

    –  چه‌قدر بهت بگم؟!… ارزش نقاشی به این نیست که شبیه به اصل باشه.

  • ارزش نقاشی به اینه که شبیه به اصل باشه… ارزش شیرینی به اینه که خوردنی و خوش‌خوراک باشه.اگه یه روزی من یه کیک عروسی شور بپزم، از قنادی پرتم می‌کنن بیرون.( ص38)

اطناب: در بخش «نخ نیمه شب» کوشش‌ پدر برای بیدار کردن افراد خانواده به وسیله‌ی خروس، با اطناب توضیح داده شده می باشد:

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

1- تکنیک‌های طنز و مطایبه به صورت تحلیلی مورد ارزیابی قرار بگیرند و پرکاربردترین آن‌ها معرفی شوند.

2-آثار مطالعه شده از نظر كاربرد تكنيك‌هاي طنز با یکدیگر مقایسه شوند و بهترین نمونه‌ها مشخص گردند.

3-سیر طنزپردازی آثار داستانی نوجوان دهه‌ی هشتاد و دگرگونی‌هایی که در این آثار رخ داده، مطالعه شوند.

4-آثار از نظر موضوعي نيز مورد تحليل و ارزيابي قرار بگيرند.

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

پایان نامه مطالعه تکنیکهای طنز در ادبیات داستانی نوجوان دهه‌ی هشتاد

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه تکنیکهای طنز در ادبیات داستانی نوجوان دهه‌ی هشتاد

از لینک پایین صفحه ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید: