مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی

قسمتی از متن پایان نامه :

 

اظهار (Ausdruck):

از نظر دیلتای اظهار در وهلۀ نخست تجسم احساسات شخص نیست بلکه بیشتر اظهار زندگی می باشد یا عینیت‌یافتگی روح علم، احساس، اراده و… علوم انسانی می‌بایستی ضرورتاً معطوف به اظهار زندگی باشند و این علوم از آن‌جا که معطوف به عینیت‌یافتگی زندگی‌اند، ذاتاً هرمنوتیکی‌اند.

دو مقولۀ افکار و اعمال، جلوه‌های زندگی و مقولۀ سوم اظهار تجربه‌های زندگی می باشد که آثار هنری در همین مقوله جای می‌گیرند. تنها در این مقولۀ سوم می باشد که تجربۀ درونی بشر به کامل‌ترین اظهار می‌رسد و فهم نیز با بزرگ‌ترین تحدی خود مواجه می گردد. [زیرا که] اشارۀ اثر هنری به هیچ‌وجه به مؤلفش نیست بلکه اشارۀ آن به خود زندگی می باشد. دقیقاً به همین دلیل اثر هنری معتمدترین و پایدارترین و پرثمرترین موضوع علوم انسانی می باشد. [و] از همۀ آثار هنری شاید آثار پدید آمده از زبان قوی‌ترین تأثیر را در انکشاف زندگی درونی بشر دارند. و اصلاً به دلیل حضور این موضوعات ثابت و بی‌تغییر در این قسم آثار ادبی، پیش از این یک دسته نظريه دربارۀ تأویل متون مطرح شده می باشد به نام علم هرمنوتیک. دیلتای به تأکید می‌گوید اصول علم هرمنوتیک می‌تواند راه رسیدن به نظریه‌ای کلی در خصوص فهم را روشن کند؛ زیرا بیش از هر چیز… درک ساختار زندگی درونی مبتنی بر تأویل آثار می باشد. آثاری که در آن بافت و تار و پود زندگی درونی به گونه کامل به اظهار درمی‌آید. بدین ترتیب از نظر دیلتای علم هرمنوتیک معنای تازه و وسیع‌تری می‌یابد، به این معنی که علم هرمنوتیک نظریه‌ای می گردد نه فقط در خصوص تأویل متن بلکه در خصوص این‌که زندگی خود را در آن منکشف می‌سازد و اظهار می کند.

1-3-3-4 فهم (Verstechen):

فهم برای تصریح به عملی در نظر گرفته شده می باشد که در آن ذهن، ذهن (Geist) شخص دیگر را درک می کند. مراد از فهم به هیچ وجه صرف اقدام ادراک ذهن نیست، بلکه مراد آن لحظۀ خاصی می باشد که زندگی، زندگی را می‌فهمد. و چنان که پیش از این آمد ما طبیعت را توضیح می‌دهیم، اما بشر را بایستی بفهمیم… فهم مانند تجربۀ زندگی کمالی دارد که از چنگ نظریه‌پردازی عقلی می‌گریزد [اما می‌توان گفت] فهم اقدام صرف تفکر نیست بلکه جابجایی و تجربۀ دوبارۀ جهان می باشد در تأثیر شخص دیگری که با آن در تجربۀ زندگی روبرو می‌شویم… هرکس خودش را در شخص دیگری بازکشف می کند.[1]

1-3-3-5 تاریخمندی (Geschichtlichkeit):

سایر مسایل هرمنوتیک دیلتای از دل همان ضابطۀ سه ضلعی تجربه، اظهار، فهم بیرون کشیده می گردد. زمانمند بودن ذاتی ضلع نخست یعنی تجربه، دیلتای را به عنوان پدر برداشت‌های جدید از تاریخمندی مطرح می کند. بر طبق این نظریه بشر متکی به تأویل دایمی گذشته انگاشته می گردد و لذا تقریباً می‌توان گفت که بر این اساس، بشر حیوان هرمنوتیکی می باشد. موجودی که خودش را بر حسب تأویل میراث فرهنگی و جهان مشترک به ارث رسیده از گذشته، یعنی میراثی پیوسته، حاضر و فعال در همۀ اعمال و تصمیماتش می‌فهمد. بشر حیوانی نه هنوز تمام ساخته می باشد… او هنوز تصمیم نگرفته می باشد که چه بایستی باشد. آن چیز که او بایستی باشد در انتظار تصمیم‌های تاریخی اوست.

به هر حال اگرچه به نظر بعضی، دیلتای متوجه بعضی از نوآوری‌های هرمنوتیک شلایر ماخر نشده بود[2]، اما حقیقت آن می باشد که آثار دیلتای بیشتر از آثار شلایر ماخر مسئلۀ اصلی هرمنوتیک را عیان می‌سازد. یعنی هرمنوتیکی که فهم متن را تابع قانون فهم شخصی دیگر می کند که خود را در آن متن اظهار کرده می باشد.[3]

 


 

[1] – پالمر ص118 تا 124 (تغییر یافته و کوتاه شده)

[2] – احمدی، ساختار و تأویل متن 530

[3] – کوزنز هوی 23تا25

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

  • پیشینۀ علم تأویل چیست؟
  • نظر تفکر اسماعیلی دربارۀ تأویل به عنوان اصل بنیادین این مذهب چیست؟
  • پیشینۀ علم هرمنوتیک در تفکر غرب چیست؟
  • آیا تأویل، آنچنان که ناصرخسرو به عنوان یک اسماعیلی بلندمرتبه به آن دست می‌یازد، با هرمنوتیک، آنچنان که در غرب تعریف می گردد، شباهت دارد؟

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت ورد)

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

 پایان نامه مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی

دانلود رایگان فایل دموی این پایان نامه (فقط حاوی ده صفحه از صفحات پایان نامه با فرمت PDF)

 پایان نامه مطالعه تأویل‌های کتاب وجه دین حکیم ناصرخسرو قبادیانی